آدرس اشتباه ندهید

4 مهر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 27 بازدید

آدرس اشتباه ندهید
هر نظام حکمرانی، پیش از آنکه برای یک مسئله نسخه بپیچد، باید آدرس دقیق مسئله را پیدا کند. خطای تشخیص، حتی اگر با بودجه های سنگین و تصمیم های متعدد همراه شود، به درمان منجر نمی شود. آموزش وپرورش ایران امروز بیش از هر چیز گرفتار همین خطاست: مسئله را در نشانی های فرعی جست وجو می کنیم، در حالی که نشانی اصلی جای دیگری است.
اگر مسئله آموزش وپرورش را فقط «کمبود معلم»، «حقوق معلم» یا «کمبود اعتبار» بدانیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیده ایم. مسئله عمیق تر، ناهم راستایی اجزای نظام آموزشی است؛ هدف یک چیز می گوید، روش چیز دیگری انجام می دهد و ارزشیابی در نهایت دانش آموز را به مسیر سومی می راند.
شش مطالعه تلفیقی در حوزه فلسفه، روش، محتوا، نقش معلم و ارزشیابی، یک الگوی معنادار را آشکار می کند. در بررسی گرایش های فلسفی، پراگماتیسم با حدود ۴۵ درصد بیشترین حضور را دارد؛ یعنی تجربه، حل مسئله، کاربرد دانش و یادگیری فعال به بخش مهمی از نگرش آموزشی تبدیل شده است. نظریه انتقادی نیز با حدود ۳۲ درصد بر عدالت، تفاوت های فردی، مشارکت اجتماعی و رابطه مدرسه و جامعه تاکید دارد.
اما نقطه تعیین کننده، جای دیگری است: نگرش به معلم تغییر کرده است. حدود ۶۶ درصد معلم را برانگیزاننده علاقه و تسهیل گر یادگیری می دانند و فقط ۳ درصد تصویری اقتدارگرایانه و انضباطی از او ارائه کرده اند. یعنی مدرسه جدید، معلمی می خواهد که صرفا انتقال دهنده اطلاعات نباشد؛ بلکه موقعیت یادگیری بسازد، سوال ایجاد کند، گفت وگو راه بیندازد و دانش آموز را به تجربه و کشف برساند.
اما چگونه می توان از معلم انتظار «تسهیل گری» داشت، وقتی ساختار آموزشی همچنان بخش بزرگی از موفقیت را با الگوهای سنتی محتوامحور و نمره محور می سنجد؟
اینجاست که پژوهش ارزشیابی، تناقض را عریان می کند. ۵۶ درصد، سنجش توانایی به کارگیری دانش و مهارت در موقعیت واقعی را بهترین شیوه ارزشیابی دانسته اند؛ ۲۱ درصد ارزشیابی کیفی و فرایندی و ۲۰ درصد توانایی تفکر نقادانه را انتخاب کرده اند؛ اما سهم آزمون های عینی حافظه محور فقط ۳ درصد بوده است. از سوی دیگر، وقتی معیار «موفقیت نظام آموزشی» مطرح شده، ۵۰ درصد بر رشد فردی، خودآگاهی و توانایی یافتن معنا تاکید کرده اند.
پس مسئله روشن است: دانش آموز را برای فکر کردن می خواهیم، اما ساختار را برای پاسخ دادن تربیت کرده ایم؛ معلم را تسهیل گر می خواهیم، اما نظام را هنوز با منطق انتقال محتوا اداره می کنیم؛ از یادگیری عمیق سخن می گوییم، اما هنوز بخش مهمی از سازوکار سنجش، حافظه و بازتولید را پاداش می دهد.
حتی در نسبت میان محتوا و روش نیز همین شکاف دیده می شود: حدود ۴۷ درصد بر دانش بنیادین تاکید دارند، در حالی که در برخی مولفه های روش، گرایش به تجربه و فعالیت به ۸۴ درصد می رسد. این یعنی مشکل، حذف محتوا یا حذف روش سنتی نیست؛ مشکل، فقدان هم راستایی میان هدف، محتوا، روش و ارزشیابی است.بنابراین پاسخ دولت نباید فقط افزایش ردیف بودجه یا اعلام شمار استخدام ها باشد. اصلاح واقعی از جایی آغاز می شود که سیاست گذار بپذیرد آموزش و پرورش یک مجموعه اداری نیست؛ یک نظام یادگیری است. آدرس اشتباه ندهید.اگر هدف، پرورش انسان پرسشگر، توانمند، مسئول و برخوردار از تفکر انتقادی است، باید برنامه درسی، روش تدریس، تربیت معلم، تراکم کلاس و نظام ارزشیابی در یک جهت حرکت کنند.
مسئله امروز آموزش وپرورش فقط این نیست که «چه کسی باید بیشتر پول بگیرد» یا «چند معلم کم داریم»؛ پرسش بنیادی تر این است:برای چه نوع انسانی مدرسه می سازیم، و آیا تمام اجزای این نظام واقعا در خدمت همان انسان اند؟
تا وقتی پاسخ این پرسش روشن نشده باشد، هر تصمیم تازه ای ممکن است فقط نشانی تازه ای برای یک مسئله حل نشده باشد.

منابع

1. داوری اردکانی، رضا. (۱۳۹۸). تعلیم و تربیت در ایران. تهران: نشر هرمس. 

2. داوری اردکانی، رضا. (۱۳۸۱). «آموزش و پرورش در بحران». نامه فرهنگ، شماره ۴۵، صص. ۷–۲۹. 

3. دیویی، جان. (۱۴۰۳). دموکراسی و آموزش: فلسفه آموزش. ترجمه محدثه نفرسفیددشتی. تهران: قلم و فرهنگ. 

4. فوکو، میشل. (۱۳۸۷). دانش و قدرت. ترجمه محمد ضمیران. تهران: هرمس. 

5. لیوتار، ژان فرانسوا. (۱۴۰۱). تعریف پسامدرن. ترجمه کتایون شهپرراد. تهران: کتاب آبان. 

6. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «آیا فضیلت آموختنی است؟» روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۲۶. 

7. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «نسخه نمی پیچم؛ «تذکر» می دهم». یادداشت در پایگاه سیویلیکا. 

8. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «معمایی که هیچ کس نپرسید». روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۱۹. 

9. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «زندان نامرئی اندیشه ها». روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۱۷. 

10. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «چه کسی گفتار ما را اداره می کند؟» روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۱۸. 

11. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «دولت سازنده؛ پایان افسانه نگهبان شب». روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۲۰. 

12. حسن زاده، عاشور. (۱۴۰۵). «مشروعیت یک شان فلسفی نیست؛ یک مسئله فنی است». روزنامه خوزی ها، شماره ۱۲۰۸.