توسعه کوثری و توسعه تکاثری

3 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 15 بازدید

توسعه کوثری و توسعه تکاثری

جامعه را نمی توان با «اطعام» اداره کرد؛ جامعه باید «اکرام» شود. این جمله، اگر جدی گرفته شود، می تواند یکی از مهم ترین معیارهای ارزیابی سیاست اقتصادی دولت باشد. مسئله فقط این نیست که دولت چقدر به مردم کمک می کند؛ مسئله این است که آیا سیاست های اقتصادی، مردم را توانمند می کند یا هر روز آنان را به حمایت های بیشتری وابسته می سازد؟

در ادبیات اقتصادی مورد اشاره آیت الله جوادی آملی، میان «توسعه کوثری» و «توسعه تکاثری» تفاوتی بنیادین وجود دارد. توسعه کوثری، توسعه ای پایدار، همه جانبه و توزیع کننده فرصت است؛ ثروت در آن مانند خون در بدن، در جامعه گردش می کند و امکان کار، تولید و زندگی شرافتمندانه برای عموم فراهم می شود. در مقابل، توسعه تکاثری می تواند به انباشت ثروت، گسترش مصرف گرایی و تمرکز فرصت ها در دست گروهی محدود بینجامد.اگر این معیار را به اقتصاد امروز ایران بیاوریم، یک پرسش جدی پیش روی ما قرار می گیرد: آیا سیاست های حمایتی ما مردم را از فقر اقتصادی خارج می کند یا فقط فقر را مدیریت می کند؟
کالابرگ، در شرایط تورمی، ممکن است برای جلوگیری از حذف برخی اقلام ضروری از سفره خانوار ضرورت داشته باشد. اما کالابرگ نباید به مقصد سیاست اقتصادی تبدیل شود. وقتی قیمت ها با سرعت افزایش می یابند و ارزش اعتبار حمایتی متناسب با هزینه واقعی زندگی افزایش پیدا نمی کند، حمایت اسمی می تواند به تدریج به حمایت کم اثر تبدیل شود. ممکن است عدد روی کارت همان باشد، اما سفره کوچک تر شده باشد.اینجا تفاوت «اطعام» و «اکرام» آشکار می شود. اطعام می گوید: «من امروز بخشی از هزینه زندگی تو را می پردازم.» اکرام می گوید: «من اقتصاد را چنان سامان می دهم که تو بتوانی هزینه زندگی خودت را با درآمدی شایسته تامین کنی.»

جامعه ای که جوان آن شغل دارد اما درآمدش کفاف زندگی را نمی دهد، هنوز به توسعه نرسیده است. جامعه ای که فرد شاغل است اما هر سال به دلیل تورم، بخشی از قدرت خرید خود را از دست می دهد، با مسئله اشتغال صرفا روی کاغذ مواجه است. اشتغال زمانی کرامت آفرین است که انسان را قادر به ساختن زندگی خود کند، نه اینکه فقط نام او را در فهرست شاغلان قرار دهد.

از همین جاست که بحث توسعه کوثری به مسئله توزیع ثروت و فرصت می رسد. اگر ثروت مانند خون باید در سراسر بدن اقتصاد جریان داشته باشد، سیاست اقتصادی نباید صرفا به توزیع پول پس از وقوع فقر محدود شود؛ باید از ابتدا مسیر تولید، سرمایه گذاری، اعتبار، آموزش، بیمه و اشتغال را برای گروه های بیشتری باز کند.راه حل نیز حذف حمایت های معیشتی نیست؛ تغییر جایگاه آنها در سیاست اقتصادی است. دولت باید کالابرگ را به یک «تور ایمنی» تبدیل کند، نه «ستون اصلی معیشت». اعتبار آن نیز باید متناسب با هزینه واقعی یک سبد پایه معیشت و به صورت شفاف و قابل پیش بینی تعدیل شود. در کنار آن، منابع باید به سمت تولید مولد، بنگاه های کوچک، تعاونی ها، مهارت آموزی و بیمه اجتماعی هدایت شود تا خانوار از دریافت کننده حمایت به تولیدکننده درآمد تبدیل شود.

توسعه کوثری یعنی مردم فقط مصرف کننده کمک دولت نباشند؛ شریک تولید ثروت کشور باشند.
دولتی که هر سال مجبور است برای جبران کوچک شدن سفره مردم، بسته حمایتی جدید طراحی کند، باید یک سوال بنیادی تر از خود بپرسد: چرا سفره کوچک می شود؟اگر پاسخ را فقط در «کمبود حمایت» جست وجو کنیم، چرخه فقر ادامه پیدا می کند. اما اگر مسئله را در تورم، کاهش قدرت خرید، ضعف تولید، تمرکز فرصت ها و نابرابری دسترسی به سرمایه و شغل ببینیم، آن گاه سیاست اقتصادی از «اطعام» به سمت «اکرام» حرکت خواهد کرد.توسعه کوثری یعنی دولتی که مردم را برای دریافت بیشتر آماده نمی کند؛ برای مستقل شدن توانمند می کند.