اختلال استرس حاد (Acute Stress Disorder)

2 مهر 1405 - خواندن 12 دقیقه - 96 بازدید

۱. تعریف و توضیح اختلال

اختلال استرس حاد (ASD) یک واکنش روانی شدید و ناتوان کننده است که در بازه ی سه روز تا یک ماه پس از تجربه ی یک رویداد آسیب زای شدید رخ می دهد. این اختلال در DSM-5 و DSM-5-TRدر گروه «اختلالات مرتبط با تروما و استرس زا» (کد F43.0) طبقه بندی شده و به عنوان یک واکنش حاد و گذرا به ضربه ی روانی شناخته می شود که در صورت عدم درمان، می تواند به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تبدیل شود.

ویژگی اصلی ASD، گسترش نشانه های تهاجمی، اجتنابی، تجزیه ای (dissociative)، هیجانی منفی و برانگیختگی است که فرد را در عملکرد روزمره فلج می کند. برخلاف واکنش های طبیعی و گذرای استرس که اکثر افراد پس از حوادث س استرس که اکثر افراد پس از حوادث سخت تجربه می کنند، ASDدارای شدت بالینی قابل تشلال مجموعه ای مشخص از نشانه ها و اختلال معنادار در عملکرد است.

نکته ی مهم درس از تروما: معمولا واکنش طبیعی به شوک؛ تشخیص ASDداده نمی شود.

- روز ۳ تا ۳۰ پس از تروما: پنجره ی تشخیصی ASD.

- بیش از یک ماه پس از تروما: اگر نشانه ها ادامه یابند، تشخیص به PTSD تغییر می کند.

این پنجره ی زمانی تشخیصی فرصت مهمی برای مداخله ی زودهنگام و پیشگیری از مزمن شدن فراهم می کند.

۲. ملاک های تشخیصی و نشانه ها

بر اساس DSM-5-TR، تشخیص اختلال استرس حاد نیازمند احراز ملاک های زیر است:

ملاک A: قرار گرفتن در معرض رویداد آسیب زا

فرد به یکی از روش های زیر در معرض مرگ واقعی یا تهدیدآمیز، آسیب جدی، یا تجاوز جنسی قرار گرفته:

1. تجربه ی مستقیم رویداد آسیب زا.

2. شاهد بودن حضوری رویداد وقتی برای دیگران رخ داده.

3. آگاهی یافتن از اینکه رویداد برای یکی از اعضای نزدیک خانواده یا دوست نزدیک رخ داده (در موارد مرگ یا تهدید به مرگ، باید خشونت آمیز یا تصادفی باشد).

4. قرار گرفتن مکرر یا شدید در معرض جزئیات ناخوشایند رویداد آسیب زا (مانند امدادگران اولیه، نیروهای پزشکی قانونی). توجه: این شامل قرار گرفتن از طریق رسانه ی الکترونیک، تلویزیون، فیلم یا عکس نمی شود، مگر اینکه مرتبط با کار باشد.

ملاک B: حضور ۹ یا بیشتر نشانه از ۱۴ نشانه در پنج خوشه

این یکی از مهم ترین تغییرات DSM-5 نسبت به DSM-IVبود: دیگر لازم نیست نشانه های تجزیه ای حنسبت به DSM-IVبود: دیگر لازم نیست نشانه های تجزیه ای حتما وجود داشته باشند؛ ترهاجمی (Intrusion):

- خاطرات ناخواسته، تکراری و مزاحم از حادثه (در کودکان ممکن است به صورت بازی تکراری با مضمون تروما ظاهر شود).

- رویاهای پریشان کننده ی مکرر مرتبط با حادثه.

- واکنش های تجزیه ای (فلش بک): احساس یا رفتار کردن گویی حادثه دوباره در حال وقوع است.

- پریشانی روانی شدید هنگام مواجهه با نشانه های درونی یا بیرونی که یادآور حادثه است.

- واکنش های فیزیولوژیک شدید (تپش قلب، تعریق، لرزش) به نشانه های یادآور حادثه.

۲. خلق منفی:

- ناتوانی مداوم در تجربه ی احساسات مثبت (شادی، رضایت، احساس دوست داشتن).

۳. نشانه های تجزیه ای (Dissociative):

- تغییر یافتن احساس واقعیت: احساس عدم واقعیت محیط یا خود (دریالیزاسیون/دپرسوناLیزاسیون)، احساس بودن در خواب یا کندی زمان.

- فراموشی تجزیه ای: ناتوانی در به یادآوری جنبه های مهم حادثه آسیب زا (که ناشی از آسیب سر، الکل یا دارو نباشد).

۴. نشانه های اجتنابی:

- تلاش برای اجتناب از خاطرات، افکار یا احساسات پریشان کننده ی مرتبط با حادثه.

- تلاش برای اجتناب از یادآورهای بیرونی (اشخاص، مکان ها، مکالمات، فعالیت ها، اشیاء، موقعیت ها) که خاطرات پریشان کننده را برمی انگیزند.

۵. نشانه های برانگیختگی:

- اختلال خواب (دشواری در به خواب رفتن یا ماندن، خواب ناآرام).

- رفتار تحریک پذیر یا طغیان های خشم (با تحریک کم یا بدون تحریک)، که معمولا به صورت پرخاشگری کلامی یا فیزیکی به افراد یا اشیاء بروز می کند.

- هوشیاری بیش از حد (Hypervigilance): مراقبت مداوم و بیش ازحد از خطرات محیط.

- مشکلات تمرکز.

- پاسخ چشمگیر به وحشت (Exaggerated startle response).

ملاک C: مدت زمان

اختلال از ۳ روز تا ۱ ماه پس از قرار گرفتن در معرض تروما ادامه دارد.

- نشانه ها معمولا بلافاصله پس از تروما شروع می شوند، اما برای تشخیص باید حداقل ۳ روز ادامه یابند.

ملاک D: اختلال در عملکرد

اختلال باعث پریشانی بالینی قابل توجه یا اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه های مهم عملکرد می شود، یا باعث ناتوانی در انجام کارهای ضروری (مانند دریافت کمک، به اشتراک گذاری تجربه با اعضای خانواده) می شود.

ملاک E: تشخیص افتراقی

اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مصرف ماده (مثلا دارو، الکل) یا وضعیت پزشکی دیگر (مثلا آسیب خفیف مغزی) نیست و بهتر توسط اختلال روان پریشی کوتاه توضیح داده نمی شود.

۳. تفاوت شیوع در دختران و پسران / زنان و مردان

شواهد علمی نشان می دهند که زنان دو تا سه برابر بیشتر از مردان در معرض خطر ابتلا به اختلال استرس حاد هستند. این تفاوت جنسیتی در مطالعات متعدد به طور مداوم گزارش شده و عوامل چندگانه ای را شامل می شود:

عوامل بیولوژیک:

- تفاوت در پاسخ هورمونی استرس: زنان واکنش محور HPA (هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال) متفاوت و اغلب شدیدتری دارند؛ نوسانات هورمون های تخمدانی (استروژن و پروژسترون) بر حساسیت آمیگدال و تنظیم کورتیزول تاثیر می گذارند.

- ویژگی های عصبی: تحقیقات تصویربرداری نشان داده اند که زنان فعال سازی بیشتری در آمیگدال (مرکز پردازش ترس) و قشر پیش پیشانی میانی در پاسخ به محرک های تروماتیک دارند.

عوامل روان اجتماعی:

- نوع تروما: زنان به طور غیرمتناسبی در معرض تروماهای بین فردی خشونت آمیز (تجاوز جنسی، خشونت همسر، آزار جنسی کودکی) قرار دارند که بالاترین خطر ابتلا به ASDو PTSD را دارند.

- عوامل شناختی: برخی مطالعات نشان داده اند زنان تمایل بیشتری به نشخوار فکری و خودسرزنشی دارند که می تواند پردازش تروما را پیچیده کند.

- پشتیبانی اجتماعی: زنان گاهی در برخی فرهنگ ها پس از تروماهای خاص (مانند تجاوز) با انگ اجتماعی بیشتر روبه رو می شوند که مانع دسترسی به پشتیبانی می شود.

میزان شیوع تقریبی:

- در جمعیت بازماندگان تروما، نرخ ASD در زنان حدود ۱۳-۲۰٪ و در مردان حدود ۶-۱۰٪ گزارش شده است (بسته به نوع تروما).

دلایل این خلا داده ای:

1. پنجره ی زمانی کوتاه: ASD یک اختلال گذرا است (۳ روز تا ۱ ماه). پیمایش های جمعیتی بزرگ معمولا شیوع طول عمر یا ۱۲ ماهه را اندازه می گیرند و ASD را نادیده می گیرند.

2. تمرکز بر PTSDمزمن: اکثر پژوهش های تروما در ایران روی PTSD(که بیش از یک ماه ادامه دارد) مت

داده های تخمینی بر اساس ماهیت سوانح (رویکرد تحلیلی):

با وجود نبود آمار ملی یکپارچه، می توان شیوع ASD در ایران را بر اساس نوع حوادث شایع در کشور برآورد کرد:

حوادث رانندگی: ایران یکی از بالاترین نرخ های تصادفات جاده ای در منطقه را دارد؛ مطالعات بین المللی نرخ ASDپس از تصادفات را بین ۱۳ تا ۲۱ درصد گزارش می کنند.

بلایای طبیعی (زلزله و سیل): پژوهش های میدانی مقطعی روی سانحه دیدگان بلایای طبیعی، نرخ نشانه های استرس حاد را بین ۱۵ تا ۳۳ درصد در هفته های نخست پس از سانحه نشان می دهند.

خشونت های بین فردی و تروماهای محیطی: مشابه آمارهای جهانی، قربانیان خشونت خانگی یا سوانح شدید شهری در بالاترین دامنه ی خطر ابتلا (۲۰ تا ۵۰ درصد) قرار می گیرند.

۵. دارودرمانی

خط اول درمان اختلال استرس حاد، دارودرمانی نیست. رویکردهای بالینی و راهنماهای بین المللی (مانند NICE و APA) تاکید دارند که نشانه های حاد پس از تروما در وهله ی اول باید با مداخلات روان شناختی متمرکز بر تروما مدیریت شوند.

۱. وضعیت بنزودیازپین ها (هشدار بالینی قاطع):

ممنوعیت و عدم اثربخشی: تجویز داروهای آرام بخش بنزودیازپینی (مانند لورازپام، آلپرازولام، دیازپام) برای مهار اضطراب حاد پس از سانحه به شدت نهی شده است.

مکانیسم اثر مخرب: شواهد کارآزمایی های بالینی نشان داده اند که بنزودیازپین ها در روزهای اول، با نظارت مستقیم روان پزشک.

مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIها): معمولا در بازه ی ۳ تا ۳۰ روز اول به دلیل تاخیر در اثربخشی تجویز روتین ندارند، مگر اینکه پس از پایان ماه نخست، نشانه ها وارد فاز PTSDشده باشند.

۶. رویکردهای درمانی مبتنی بر شواهد

مداخله ی طلایی و خط اول: درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT کوتاه مدت)

پروتکل های ۴ تا ۶ جلسه ای TF-CBT که در ۲ تا ۴ هفته ی اول پس از سانحه اجرا می شوند، قوی ترین سطح شواهد تجربی را برای بهبود ASDو جلوگیری از گذار به PTSDمزمن دارند.

اجزای اصلی این پروتکل عبارتند از:

1. آموزش روانی و عادی سازی (Psychoeducation): آموزش به بیمار درباره ی ماهیت نشانه های تروما، عملکرد آمیگدال و سیستم جنگ یا گریز، و اطمینان بخشی درباره ی اینکه این علائم «واکنش های طبیعی به یک موقعیت غیرطبیعی» هستند.

2. رویارویی تجسمی (Imaginal Exposure): بازگویی هدایت شده و امن خاطره ی سانحه در جلسه ی درمان به زبان زمان حال، برای فعال سازی شبکه ی ترس و بازپردازش اطلاعات هیجانی بدون اجتناب.

3. رویارویی زنده (In Vivo Exposure): مواجهه ی تدریجی با موقعیت ها، مکان ها یا سرنخ های خنثایی که فرد از آن ها اجتناب می کند (مانند سوار شدن به خودرو پس از تصادف).

4. بازسازی شناختی (Cognitive Restructuring): شناسایی و اصلاح ارزیابی های نادرست و فاجعه آمیز (مانند «دنیا کاملا ناامن است»، «من مقصر این اتفاق بودم»، یا «من برای همیشه دچار نقص روانی شده ام»).

5. آموزش تنظیم تنفس و مهارت های مقابله ای: کاهش برانگیختگی فیزیولوژیک حاد بدون تبدیل شدن به رفتارهای اجتنابی ایمنی بخش.

کمک های اولیه ی روان شناختی (Psychological First Aid - PFA):

در ساعات و روزهای نخست، هدف روان درمانی تحلیلی نیست؛ بلکه تمرکز بر:

تامین امنیت فیزیکی و نیازهای پایه ای (غذا، سرپناه، بهداشت).

تسهیل ارتباط با منابع حمایتی و اعضای خانواده.

گوش دادن فعال و غیرتحمیلی بدون اجبار به بازگویی تروما.

هشدار درباره ی روش های منسوخ:

تخلیه ی هیجانی تک جلسه ای اجباری (Single-Session Psychological Debriefing / CISD): اجبار افراد آسیب دیده به بازگویی دقیق سانحه بلافاصله پس از حادثه در قالب گروه های بحران، در کارآزمایی های کنترل شده ناکارآمد و در مواردی آسیب رسان ارزیابی شده و دیگر به عنوان مداخله ی استاندارد توصیه نمی شود.

۷. سبب شناسی (Etiology)

عوامل ژنتیکی و بیولوژیک:

حساسیت پذیری ژنتیکی: تنوع در ژن های انتقال دهنده ی سروتونین (5-HTTLPR)، گیرنده های گلوکوکورتیکوئیدی (NR3C1) و فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) که بر سازگاری پذیری سیناپسی و پردازش ترس اثر می گذارند.

نقص در مدار مهاری پیش پیشانی-آمیگدال: در شرایط ASD، آمیگدال دچار بیش فعالی شدید شده و قشر پیش پیشانی میانی (mPFC) توانایی مهار پاسخ های ترس را از دست می دهد.

اختلال در محور HPA: نوسانات شدید در سطح کورتیزول که باعث نقص در انسجام حافظه ی تروماتیک و پراکندگی نشانه های حسی آن در مغز می شود.

عوامل روان شناختی و شناختی:

فرضیه ی پردازش هیجانی (Emotional Processing Theory - فوا و کوزاک): تشکیل ساختار ترس بیش ازحد فراگیر در حافظه که در آن نشانه های خنثی محیطی با پیامدهای فاجعه آمیز پیوند خورده اند.

ارزیابی های منفی پس آسیبی (مدل الرز و کلارک): تفسیر رویداد یا واکنش های حاد بدنی به عنوان تهدیدی مداوم علیه بقا یا هویت فردی.

تجزیه در حین حادثه (Peritraumatic Dissociation): گسست روانی، کند شدن حس زمان یا مسخ واقعیت در حین رخ دادن تروما، توانایی مغز در یکپارچه سازی منطقی حافظه را مختل می کند و قوی ترین پیش بینی کننده ی ASDاست.

طرحواره ها و تاریخچه ی پیشین:

فعال سازی طرحواره های ناسازگار اولیه ی «آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری» و «بی اعتمادی/بدرفتاری» در افرادی که سابقه ی تروماهای دوران کودکی دارند، آن ها را مستعد واکنش حادتر به بحران های جدید می سازد.

۸. پیامدهای منفی در زندگی و عملکرد

افت حاد در کارکردهای اجرایی: اختلال شدید در توجه، تمرکز و حافظه ی کاری که تصمیم گیری های روزمره، رانندگی، رسیدگی به امور اداری-قانونی پس از سانحه یا ادامه ی اشتغال را موقتا ناممکن می سازد.

انزوای اجتماعی و گسست رابطه ای: ناتوانی در احساس صمیمیت، خشم انفجاری غیرقابل کنترل و بی حسی هیجانی که به روابط زناشویی و خانوادگی آسیب جدی می زند.

سوءمصرف مواد و خوددرمانی: روی آوردن به الکل، داروهای خواب آور بدون نسخه یا مواد مخدر جهت فرار از بی خوابی، فلش بک ها و درد روانی.

خطر پیشرفت به PTSDمزمن: حدود ۵۰ درصد از افرادی که ملاک های ASDرا احراز می کنند، بدون درمان بالینی وارد فاز مزمن PTSDو ناتوانی های بلندمدت شغلی و فردی می شوند.