سیدحمیدرضا حسینی دانشور
6 یادداشت منتشر شده«اصلاح» در طوفان افشاگری؛ درسی از امام حسن عسکری (علیه السلام) برای مراقبت از کیان جامعه اسلامی
این روزها در فضای جامعه و خصوصا در فضای مجازی و کانال های خبری و تحلیلی، به اسم نقد و مطالبه، نکاتی را می بینیم و می شنویم که اندک تناسبی با فرهنگ اصیل اسلامی و اخلاق انقلابی ندارد. گویی اخلاق معاشرت و حریم آبرو به دست فراموشی سپرده شده و تعاملات اجتماعی، عرصه تاخت و تاز بی محابا و فرصتی برای «افشاگری» ها و تسویه حساب های سیاسی و جناحی است. به همین بهانه و به مناسبت ولادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)، با واکاوی سیره عملی حضرت در بستر دشوار عصر سامرا، در پی یافتن پاسخی برای این چالش، مقوله «نقد» و «اصلاح» در سنت اهل بیت (ع) واکاوی شده است.
۱. پادگان سامرا و ضرورت حفظ انسجام امت
در میان میراث مکتوب امام یازدهم، قاعده ای است که گویی داروی شفابخش دردهای امروز ماست. ابن شعبه حرانی در «تحف العقول» روایت کرده که حضرت فرمودند: «من وعظ اخاه سرا فقد زانه، و من وعظه علانیه فقد شانه» (یعنی هر که برادرش را در خفا نصیحت کند، در واقع او را آراسته و هر کس آشکارا این کار را انجام دهد، او را رسوا ساخته است!) اما برای فهم بهتر کلام امام خصوصا در شرایط امروز، باید پیش از هر چیز، جغرافیای زیستی و سیاسی ایشان را درک کرد. سامرا برای امام، نه یک شهر معمولی، که یک «پادگان تحت الحفظ» بود. دستگاه خلافت عباسی با گماشتن جاسوسان و چیدن حلقه های امنیتی پیرامون خانه امام، در پی آن بود که هرگونه ارتباط تشکیلاتی میان امام و شیعیان را به کلی قطع کند. در چنین بستر خفقان آلودی، بزرگ ترین خطر برای جامعه مومنان، «تفرقه» و «نفوذ سوءظن» بودو در آن عصر، «راز نگه داری» و «حفظ حرمت مومن»، نه یک صفت اخلاقی فردی، که یک راهبرد حیاتی برای حفظ «انسجام درونی» و بقای مکتب بود.
۲. نقد در خلوت؛ آراستن جامعه مومنان
در منطق نورانی امام، «نصیحت» و «نقد»، ابزاری برای «زینت دادن» به برادر دینی است. «زینت» یعنی رفع نقص و افزودن زیبایی. در این نگاه، ناصح، چون طبیبی مشفق، دست برادر را می گیرد و او را از آلودگی پاک می کند، بی آنکه کسی بویی ببرد. وقتی نقص برادر دینی در خلوت به او گوشزد می شود، او نه تنها احساس تحقیر نمی کند، بلکه حس می کند «محترم» شمرده شده است. این رویکرد، فراتر از یک مصلحت فردی، در واقع «آراستن جامعه» نیز هست. وقتی مومنان، به جای جار زدن خطاها، در خلوت، یکدیگر را نصیحت می کنند، در حقیقت مانع از تزلزل پایه های اعتماد در پیکره ی امت می شوند. جامعه ای که اصلاحات آن در لایه های پنهان و با مدارا انجام پذیرد، همواره «یکپارچه و مستحکم» باقی می ماند. اما اگر خطاها به مثابه دست آویزی برای تخریب در میدان عمومی استفاده شود، شیرازه اعتماد گسسته شده و فضای برادری به میدان نزاع و گسست بدل می شود.
۳. تیغ دو دم «علنی سازی»
امام (ع) به مومنان هشدار می دهند که وعظ علنی، نه تنها باعث اصلاح نمی شود، بلکه «شین» و ننگ به بار می آورد. وقتی خطای فردی در ملا عام بیان می شود، اولین چیزی که در وجود شنونده می میرد، «حرمت» است؛ و «حرمت شکنی»، آغاز گستاخی است. وقتی آبرو ریخت و پرده ها دریده شد، دیگر راه بازگشتی برای فرد خاطی باقی نمی ماند؛ زیرا او دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد؛ ضمن آنکه اعتمادش را به اطرافیان نیز از دست می دهد و این جاست که «امنیت روانی جامعه» نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. امام (ع) نیک می دانستند که اگر بنا باشد هر لغزشی در میان اصحاب، به جای آنکه در خلوت و با مدارا برطرف شود، در کوچه و بازار فریاد زده شود، نظام ارتباطی جامعه از هم می پاشد و اعتماد عمومی، که چسب وحدت بخش جامعه ی اسلامی است، آسیب می بیند.
تفاوت «نقد مصلحانه» با «هتک حیثیت» نیز دقیقا در همین نتیجه است: فرد خطاکار، عادتا پس از شنیدن انتقاد در ملا عام، انگیزه بیشتری برای مقابله به مثل و لجاجت دارد تا اصلاح! نقد علنی، بیش از آنکه «بیمار» را درمان کند، «بیماری» را در پیکره ی اجتماع تکثیر می کند.
۴. آفت «عجب» و خودنمایی در نقد
اگر کسی بپرسد: «چرا در روزگار ما میل به نقدهای علنی و پرخاشگرانه تا این حد فزونی یافته؟» پاسخ را باید در «بیماری های قلب» جست وجو کرد. گاهی فردی که خود را در مقام ناصح می بیند، در باطن درگیر «عجب» و «خودپسندی» است. می خواهد با افشای خطای دیگری، «بزرگی» خود را به رخ بکشد؛ می خواهد به تماشاچیان بگوید: «ببینید که من چقدر عاقلم! چقدر بصیرم؛ چقدر از شما جلوترم!»
امام حسن عسکری (ع) با این فرمایش، دقیقا همین نیت ناپاک را هدف قرار می دهند. نصحیت پنهانی، «مخلصانه» است چون تماشاچی ندارد. اما نصیحت علنی، غالبا با «نیت خودنمایی» و «ابراز برتری» گره خورده است. متاسفانه در فضای رسانه ای امروز، با نوعی «شرک خفی» مواجهیم که بسیار خطرناک تر از گناهان علنی است. آفتی که به اسم دین و مصلحت انجام می شود، اما در حقیقت، تخریب بنیان های اخلاقی جامعه است.
۵. درسی برای امروز و مسوولیت نخبگان
جامعه ی امروز ما، بیش از هر چیز به «حکمت نقد» نیاز دارد؛ نقدی که نه برای شکستن افراد، که برای ساختن مسیر باشد. وظیفه ی نخبگان و دلسوزان نظام اسلامی در این میانه، تمرین «شجاعت پنهانی» است. شجاعت واقعی یعنی اگر خطایی را در مسئول یا برادر دینی دیدیم، بی پرده و صریح به خود او منتقل کنیم، نه اینکه آن را به دستمایه ای برای جار و جنجال های رسانه ای بدل سازیم. ما اگر به دنبال اقتدار نظام و انسجام ملی هستیم، باید بدانیم که این انسجام، نه با «افشاگری های سلیقه ای» و حاشیه سازی های مجازی، که با «مروت دینی» و «پوشاندن خطاهای هم» استحکام می یابد. تقویت پیوندهای ایمانی در گرو این است که در ترازوی نقد، پیش از آنکه «حقیقت تلخ» را به بهای فروپاشی حرمت دیگران فریاد بزنیم، «حفظ آبروی افراد» و «مصلحت جمع» را نیز در کفه ترازو بگذاریم. نقد مسئولانه، یعنی دغدغه ی اصلاح داشتن، نه تماشای سقوط افراد و فضاحت آن ها در ملا عام.
و کلام آخر (به عنوان نکته برجسته در کنارتصویر استاد)
در منطق اهل بیت (ع)، «زینت بخشی» شرط نخست انتقاد است؛ لذا اگر سخن ما باعث شکستن شان مومن شود، حتی اگر حق باشد، از ریشه ی شیطان است. تذکر در خلوت، تمرین «اخلاص» است که از هیاهوی فضای مجازی و تحسین تماشاگران رهاست. انسجام جامعه ی ایمانی با «ستر عیوب» گره خورده است؛ چرا که جامعه ای که در آن همگان به دنبال شکار لغزش ها و مفتضح کردن یکدیگر باشند، از درون فرو خواهد پاشید. نقد علنی، نه ناصحانه است و نه اصلاح گر. هشیاری و بصیرت نیز، هرگز به معنای گستاخی نیست؛ مومن باید برای برادرش «آینه» باشد، نه «تبر»؛ که آینه عیوب را می پوشاند و برطرف می کند، اما تبر تنها به ویرانی می اندیشد.