سیدحمیدرضا حسینی دانشور
4 یادداشت منتشر شدهگفتگو در طوفان اختلاف
در منظومه معارف اسلامی، به اصلاح میان مردم و به ویژه زوج ها، یک چیز بسیار سفارش شده است و رسول خدا(ص) آن را برتر از عموم نماز و روزه ها دانسته اند: «اصلاح ذات البین افضل من عامه الصلاه والصیام.» اما همین امر مقدس، اگر بدون دانش، صبوری و مرزشناسی انجام شود، طبق بیان امیرالمومنین(ع) می تواند به «افزایش فساد و تنش» بینجامد. در چنین شرایطی، میانجی یا فرد خیرخواه قبل از هرگونه اقدام، باید تحلیل دقیقی از وضعیت روان شناختی دو طرف داشته باشد تا ناخواسته، شتاب دهنده نزاعی جدید نشود. در طوفان اختلافات شدید زوج ها که دو طرف به لحاظ روانی، هم زمان تحت تاثیر «سازوکارهای دفاعی» و «خشم حاصل از احساس بی آبرویی» قرار دارند، مرز باریکی میان «تلاش برای آتش بس» و «تلاش برای اثبات مظلومیت» وجود دارد. در این فضا، هر «دعوتی به گفت وگو»، لزوما به معنای «آمادگی برای صلح» نیست. بسیار پیش می آید که یکی از دو طرف، گفت وگو را نه برای حل مسئله، بلکه به عنوان سنگی برای سنگر جدید، ابزاری برای تخلیه هیجانات یا محلی برای یارکشی اجتماعی می خواهد. بازشناسی «گفت وگوی اصلاحی» از «تخلیه هیجانی»، نخستین قدم برای جلوگیری از گسترش دامنه خسارت ها در خانواده است.
گفت وگو؛ ابزاری برای سازش
یکی از شاخصه هایی که در قرآن کریم درباره تقوا بیان شده، این است که افراد برای رسیدن به انضباط رفتاری، از خصومت های شخصی عبورکنند: «فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم.» بنابراین برای تشخیص اینکه آیا دو طرف درگیری، آمادگی واقعی برای گفت وگو دارند یا فقط می خواهند پرونده خشم را باز نگه دارند، باید به نشانه های زیر توجه کرد:
جهت گیری و تمرکز گفت وگوها
فردی که هنوز در فاز «تخلیه هیجانی» است، تمام همت خود را بر «اثبات تقصیر گذشته طرف مقابل» می گذارد. درمقابل، فرد آماده گفت وگو، بیشتر درباره «چگونگی کاهش آسیب در آینده» صحبت می کند.
طلب شاهد و قاضی
کسی که در میانه گفت وگو می پرسد: «خودت بگو حق با کیست؟»، داور نمی خواهد، بلکه دنبال «اثبات حقانیت خود» است.
واکنش به مرزبندی بی طرفانه
واکنش دو طرف به این سخن میانجی که می گوید: «من فقط برای کاهش تنش اینجا هستم و وارد قضاوت درباره گذشته نمی شوم»، عیار آمادگی شان را نشان می دهد. برچسب زدن، ناراحتی شدید یا متهم کردن میانجی به بی عرضگی، نشانه واضح «آماده نبودن برای سازش» است.
مرزگذاری؛ راهی عملی برای سنجش دو طرف
میانجیگران یا اطرافیان دلسوز برای اینکه در باتلاق اتهامات دو طرف غرق نشوند، باید از تکنیک «تست مرزگذاری» استفاده کنند.
قدم اول
شفاف سازی هدف و زمان: پیش از برگزاری هر جلسه ای(تلفنی یا حضوری) باید تصریح شود: «گفت وگو فقط در مدت پنج دقیقه و صرفا با محوریت کاهش تنش و[مثلا] مسئله فرزند انجام می شود، نه مرور اختلافات مالی و اخلاقی.»
قدم دوم
ارزیابی واکنش: قرآن کریم به ما آموخته است که یکی از نشانه های پایبندی به عدل، آنجاست که موضوعی به ضرر خودمان باشد: (کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم: پایبند به دادگری باشید، حتی اگر به زیان خودتان باشد). بنابراین، اگر دو طرف دعوا این چارچوب را پذیرفتند، می تواند نشانه ای از «غلبه عقلانیت بر هیجان» باشد. در غیر این صورت، ادامه میانجیگری احتمالا بی فایده است و باید آن ها را صرفا به «متخصصان بی طرف(مشاوران حقوقی و روان شناسان)» ارجاع داد.
قدم سوم
ممنوعیت نقش های حساس: میانجی هرگز نباید نقش «ضامن مالی»، «پیک پیام های تند» یا «احرازکننده خیانت/ تقصیر» را بپذیرد. ورود به این حوزه ها، میانجی را به بخشی از آتش نزاع، تبدیل می کند.
کودک؛ قربانی خاموش معرکه والدین
بزرگ ترین گناه غیرمستقیم در اختلافات زناشویی، تبدیل کردن فرزند به «ابزار فشار»، «سپر انسانی» یا «سطل آشغال هیجانات منفی» است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اکرموا اولادکم واحسنوا آدابهم: فرزندانتان را گرامی بدارید و آداب آن ها را نیکو گردانید.» گرامی داشتن کودک در بحران یعنی «کودک نباید از جزئیات اختلافات، توقیف اموال، دادگاه ها و فحاشی ها مطلع شود. تخریب چهره یکی از والدین نزد کودک، تخریب نیمی از هویت و روان خود کودک است.
همچنین محروم کردن یکی از والدین از دیدار با فرزند به تلافی مشکلات مالی یا اخلاقی، مصداق بارز «ظلم» در فرهنگ دینی است. حق والدگری، حق مستقل الهی و قانونی است. باید والدین را آگاه کرد که جملاتی نظیر «به مادرت/ پدرت بگو...»، صدمات جبران ناپذیری به ساختار شخصیتی کودک وارد می کند و می تواند او را دچار اضطراب مزمن می کند.
اطرافیان؛ آتش نشان یا آتش فشان؟
معمولا در اختلافات و درگیری های زوج ها، اطرافیان دلسوز (به ویژه والدین زوج های جوان) از سر محبت اما با هیجان فراوان، وارد معرکه می شوند و ناخواسته، آتش را شعله ورتر می کنند. برای مدیریت این آسیب، سه اصل باید رعایت شود:
پناهگاه باشید نه قاضی
بزرگ ترهای فامیل نباید جلسات محاکمه خانوادگی تشکیل دهند. نقش دینی آن ها «وصالین للارحام» است؛ یعنی ایجاد سکون، آرامش و حفظ حرمت ها، نه بازجویی.
جلوی نشت اطلاعات را بگیرید
نقل حرف های دوطرف برای یکدیگر، شرعا مصداق «نمیمه» (سخن چینی) و «غیبت» است که قرآن آن را شدیدا نهی کرده است. اطرافیان باید اخبار دعوا را قرنطینه کنند.
با صبوری و آرامش رفتار کنید
گاهی بهترین کمک به یک خانواده بحران زده، صلح اجباری نیست، بلکه «آتش بس، سکوت و ایجاد فاصله زمانی» است تا هیجانات فروکش کند و عقلانیت به روابط بازگردد.
سخن پایانی: آشتی و سازش، نسخه فوری ندارد
قرآن کریم در آیه۱۲۸ سوره نسا می فرماید: «والصلح خیر: و صلح بهتر است.» اما صلح، یک «فرایند» است نه یک «تصمیم یک شبه.» بحران های شدید خانوادگی، ناگهانی ایجاد نشده اند که ناگهانی فروکش کنند، بنابراین در این وضعیت، نخستین گام اصلاح، «توقف تخریب متقابل» است، نه آشتی شتاب زده.
اگر افرادی که در نقش میانجی یا همراه قرار می گیرند، بتوانند مرزهای اخلاقی را حفظ کنند، فضای زندگی کودکان را پاکیزه نگه دارند و از دامن زدن به حواشی بپرهیزند، زمینه برای فروکش کردن طوفان و گرفتن تصمیم های عاقلانه، چه بازسازی مشروط زندگی باشد و چه(خدای ناکرده) جدایی محترمانه و بی خسارت، فراهم خواهد شد. توکل بر خدا و خویشتن داری، راهگشای این مسیر پرپیچ وخم است.