محمد شربتی
24 یادداشت منتشر شدهمسئله تولید، از تامین نقدینگی تا ضعف زنجیره تولید
مسئله تولید، از تامین نقدینگی تا ضعف زنجیره تولید
در اقتصاد ما، هر وقت سخن از رونق تولید به میان می آید، خیلی زود سوال چقدر پول لازم است؟ مطرح می شود. وام چقدر باشد؟ تسهیلات با چه نرخی پرداخت شود؟ چه مقدار از منابع عمومی به تولید اختصاص پیدا کند؟ این مسائل و پرسش های واقعی و بخشی از مشکلات جدی تولید هستند اما همه ماجرای رونق تولید به کمبود نقدینگی ختم نمیشود. مسئله ابعاد دیگیری نیز دارد. پول زمانی می تواند به تولید منجر شود که در کنار آن، دانش، فناوری، مواد اولیه، نیروی انسانی، استاندارد، بازار و سازوکار مدیریت نیز وجود داشته باشد. به همین دلیل، ممکن است یک واحد اقتصادی منابع مالی دریافت کند، تجهیزات بخرد و حتی فعالیت خود را آغاز کند، اما چندی بعد با انبوهی از هزینه ها و دارایی های کم استفاده مواجه شود. در چنین وضعی، مسئله کمبود سرمایه نبوده است؛ مسئله ناتوانی در تبدیل سرمایه به ظرفیت تولید بوده است.
این تمایز، در سیاست گذاری اهمیت تعیین کننده دارد. اگر مسئله را فقط کمبود پول بدانیم، طبیعتا راه حل را نیز در تزریق منابع جست وجو می کنیم. اما اگر مسئله را ضعف زنجیره تولید ببینیم سوال تغییر می کند: چه محصولی باید تولید شود؟ چه بازاری دارد؟ فناوری آن تا چه اندازه آزموده شده است؟ مواد اولیه از کجا می آید؟ کیفیت چگونه سنجیده می شود؟ و تولیدکننده از چه مسیری به بازار متصل خواهد شد؟
اینجاست که یک اصل مهم خود را نشان می دهد: تامین مالی باید در خدمت تولید باشد، نه اینکه تولید برای جذب منابع مالی طراحی شود.
این تفاوت، ما را از منطق وام بده و امیدوار باش به منطق ظرفیت بساز و سپس منابع را به آن وصل کن می رساند.
در چنین چارچوبی، حتی پول محدود نیز می تواند اثر بزرگی ایجاد کند؛ زیرا به جای آنکه صرف هزینه های پراکنده شود، در یک زنجیره مشخص قرار می گیرد. در مقابل، منابع فراوان هم اگر بدون شناخت فناوری و بازار وارد شوند، ممکن است فقط هزینه آزمون و خطای تولیدکننده را افزایش دهند.
بنابراین مسئله امروز تولید در اقتصاد ایران، فقط این نیست که چگونه سرمایه بیشتری پیدا کنیم؛ مسئله اصلی این است که چگونه سرمایه، دانش و بازار را در یک مسیر واحد تولیدی به هم متصل کنیم.
از همین جا می توان به یک تعریف دقیق تر از مردمی سازی اقتصاد نیز رسید. مردم زمانی واقعا وارد اقتصاد می شوند که در فرایند خلق ارزش حضور داشته باشند؛ نه اینکه تنها دریافت کننده تسهیلات یا تامین کننده سرمایه باشند.
به بیان ساده تر، اگر قرار است منابع مردم موتور تولید باشد، باید سازوکاری وجود داشته باشد که این منابع را به فناوری، مهارت، محصول و درآمد پایدار تبدیل کند.
