زهره علیان نژادی
2 یادداشت منتشر شدهفرزندآوری؛ سرمایه راهبردی قدرت ملی، نه هزینه گزاف
فرزندآوری؛ سرمایه راهبردی قدرت ملی،
نه هزینه گزاف
در نگاه شهید امام خامنه ای، جمعیت، یک عدد نیست؛ یک «فرصت» است؛ بلکه یک «قدرت» است. ایشان بارها بر ضرورت فرزندآوری و جوانی جمعیت تاکید کرده اند، اما این تاکید، هرگز احساسی و شعاری نبوده، بلکه مبتنی بر یک تحلیل عمیق تاریخی و راهبردی است.
در تاریخ صدر اسلام، وقتی دشمن می خواست اسلام را نابود کند، چه کرد؟ اولا، پیامبر را از بین نبرد، بلکه کوشید «روایت اسلام» را تحریف کند. ثانیا، نسل مسلمانان را هدف گرفت؛ یعنی با جنگ، قحطی، و فشار اقتصادی، تلاش کرد که جامعه اسلامی را از درون تهی کند. (خامنه ای، ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۳، ص ۱۲)
امروز نیز، دشمن، با یک «تهاجم ترکیبی»، جمعیت ایران را هدف گرفته است. از یک سو، با تحریم های اقتصادی، فشار معیشتی ایجاد کرده، و از سوی دیگر، با فضای مجازی، روایت «فرزند = فقر» و «آینده = تاریک» را در ذهن خانواده ها تثبیت کرده است. نتیجه؟ نرخ باروری در ایران، به ۱.۶ رسیده، در حالی که نرخ جایگزینی، ۲.۱ است. (مرکز آمار ایران، ۱۴۰۲، جدول ۳-۵، ص ۴۸) یعنی هر خانواده، به طور میانگین، ۱.۶ فرزند دارد، در حالی که برای حفظ جمعیت، به ۲.۱ نیاز است. این، یعنی «کاهش جمعیت جوان» که در ۳۰ سال آینده، به «پیری جمعیت» و در نتیجه، به «کاهش قدرت ملی» منجر خواهد شد. فرزندآوری، نه هزینه گزاف، که سرمایه راهبردی قدرت ملی است.
آسیب اصلی امروز ما، در دو چیز است:
اولا، نگاه «امنیتی» به جمعیت. ما هنوز جمعیت را یک «مسئله امنیتی» می بینیم، نه یک «فرصت راهبردی». در نتیجه، سیاست های حمایتی (وام، یارانه، مسکن) ناقص و ناکارآمد است و به جای «تغییر نگرش»، صرفا «تسکین موقت» ارائه می دهد.
ثانیا، ضعف تبیین اقتصادی. ما در تبلیغ فرزندآوری، به «توصیه اخلاقی» بسنده کرده ایم. گفته ایم: «فرزند، نعمت خداست» و «روزی رسان، خداست». اما از خانواده ها پرسیده ایم که «آیا می دانید هزینه دقیق ماهانه یک فرزند چقدر است؟» یا «آیا از کمک های دولتی موجود آگاهید؟» در حالی که خانواده ها، از اطرافیان، رسانه، و فضای مجازی، این پیام را دریافت می کنند که «فرزند، هزینه است» و «اقتصاد، اجازه نمی دهد».
اینجاست که تناقض اصلی خود را نشان می دهد: از یک سو، نگرش خانواده ها به فرزندآوری، مثبت است (محمدی، ۱۴۰۱، صص ۴۵-۶۷)، اما از سوی دیگر، «هنجار اجتماعی درک شده» منفی است؛ یعنی خانواده ها، از محیط اطراف خود، پیام «فرزند، دردسر است» را دریافت می کنند. بر اساس مدل تغییر رفتار فیش باین (Fishbein & Ajzen, 1975)، رفتار، تابعی است از «نگرش فرد» و «هنجارهای اجتماعی». در اینجا، نگرش مثبت است، اما هنجار اجتماعی منفی، مانع از شکل گیری رفتار فرزندآوری می شود. فرزندآوری، نه هزینه گزاف، که سرمایه راهبردی قدرت ملی است.
اما پرسش کلیدی اینجاست: چگونه می توان این تناقض را شکست؟ چگونه می توان نگرش مثبت را به رفتار مثبت تبدیل کرد؟ پاسخ، در «تبیین هزینه-فایده» با داده است، نه با وعظ.
شهید مطهری در تحلیل تغییر رفتار اجتماعی، بر «نقش داده و آمار» در اقناع مخاطب تاکید می کردند. بنابراین می توان گفت که «مردم امروز، با عدد قانع می شوند، نه با نصیحت.» اگر هزینه واقعی فرزندآوری (با احتساب حمایت های دولتی) به صورت شفاف برای خانواده ها تبیین شود، ترس اقتصادی تا حد قابل توجهی کاهش می یابد و نگرش مثبت، به «قصد رفتاری» و در نهایت، به «رفتار فرزندآوری» تبدیل می شود. این، همان جهاد تبیین واقعی است که از «شعار» به «داده» و از «وعظ» به «تحلیل» می رسد. فرزندآوری، نه هزینه گزاف، که سرمایه راهبردی قدرت ملی است.