زهره علیان نژادی
2 یادداشت منتشر شدهکودک امروز، راوی فردای تاریخ
کودک امروز، راوی فردای تاریخ؛
قصه گوی حسینی باشیم، نه مدرس خشک
در واقعه کربلا، صحنه ای بسیار عجیب و آموزنده وجود دارد که شهید امام خامنه ای در خطبه های نمازجمعه، با دقت تمام به آن پرداخته اند. آن صحنه، میدان رفتن «قاسم بن الحسن» است؛ نوجوانی که هنوز به حد بلوغ نرسیده بود، اما وقتی عمویش امام حسین(علیه السلام) از او پرسید: «کشته شدن در ذائقه تو چگونه است؟» پاسخ داد: «احلی من العسل»؛ از عسل شیرین تر است. (خامنه ای، ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۳، ص ۲۹)
چه شد که این نوجوان، به این درجه از ایمان و شجاعت رسید؟ چه شد که مرگ را شیرین تر از عسل یافت؟ پاسخ، در «تربیت حسینی» نهفته است. امام حسین(علیه السلام)، این نوجوان را از کودکی، در آغوش محبت و در فضای ایمان و فداکاری، پرورش داده بود. این، یعنی «تربیت غیرمستقیم»؛ یعنی انتقال مفاهیم عمیق دینی، نه از طریق سخنرانی و نصیحت، بلکه از طریق «ارتباط عاطفی» و «الگوسازی عملی». (همان، ص ۳۰)
کودک امروز، راوی فردای تاریخ است. اگر امروز، مفاهیم انقلاب و دینداری را با قصه های شیرین و تصاویر جذاب به او منتقل کنیم، فردا، او خودش راوی تاریخ خواهد بود. اما اگر از او غافل شویم، دشمن، روایت خود را در ذهن او می نشاند. قصه گوی حسینی باشیم، نه مدرس خشک.
آسیب اصلی امروز ما، در دو چیز است:
اولا، «انتزاعی زدگی محتوای دینی» برای کودکان. ما مفاهیم دینی را به صورت انتزاعی به کودکان منتقل می کنیم؛ می گوییم: «خدا، عادل است»، «شهادت، خوب است»، «نماز، واجب است». اما کودک، در مرحله «عملیات عینی» (۷ تا ۱۲ سال) قرار دارد و از طریق «تجربه ملموس» و «داستان عینی» یاد می گیرد، نه از طریق مفاهیم انتزاعی. ( Piaget, 1964, pp. 17-24)
ثانیا، واگذاری تربیت به فضای مجازی. کودکان ما، ساعتها با انیمیشن ها و بازی های رایانه ای سرگرم اند که مفاهیم لیبرال (فردگرایی، مصرف گرایی، بی بندوباری) را در قالب داستان جذاب، به آنان منتقل می کنند. در حالی که ما، هنوز از «قصه گویی زنده» برای انتقال مفاهیم دینی استفاده نمی کنیم و اگر هم استفاده می کنیم، با زبان خشک و بدون جذابیت بصری است. شهید امام خامنه ای فرمودند: «هیئت، کانون جهاد تبیین است.» (خامنه ای، ۱۳۷۷ تا ۱۴۰۳، ص ۱۰۹) اما هیئت، فقط برای بزرگسالان نیست؛ هیئت کودکانه، با مداحی، روضه و قصه، می تواند نسلی را تربیت کند که برای تبیین حقیقت، از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.
اما پرسش کلیدی اینجاست: چگونه می توانیم «قصه گوی حسینی» باشیم، نه «مدرس خشک»؟ پاسخ، در «ساده سازی و ملموس سازی مفاهیم» است.
شهید مطهری در تحلیل روش تربیتی اهل بیت(علیهم السلام)، بر «استفاده از زبان هنر و قصه» تاکید می کردند. ایشان معتقد بودند که «کودک، با داستان ملموس، مفاهیم را درونی می کند، نه با درس انتزاعی.»
بر اساس نظریه رشد شناختی پیاژه (( Piaget, 1964, pp. 17-24کودک در مرحله عملیات عینی، از طریق تجربه حسی و داستان های عینی، مفاهیم را درک می کند. پس وظیفه مبلغ، تبدیل مفاهیم انتزاعی به «داستان عینی» است؛ داستانی که قهرمانان آن، هم سن کودک باشند و حوادث آن، در دنیای واقعی کودک، قابل لمس باشند. به عنوان مثال، به جای گفتن «شهادت، خوب است»، داستان کودکی را روایت کنیم که با جان بازی خود، دوستش را نجات داده و این را به «شهادت حسین(علیه السلام)» پیوند بزند. این روش، مفاهیم را در ذهن کودک تثبیت می کند و او را به «راوی فردای تاریخ» تبدیل می سازد. قصه گوی حسینی باشیم، نه مدرس خشک.