مسعود حاجیلو
45 یادداشت منتشر شدهآیا لیزینگ می تواند موتور پنهان توسعه باشد؟ همگرایی صنعت لیزینگ با اقتصاد توسعه و بازآرایی معماری تامین مالی رشد
در ادبیات اقتصاد توسعه، مسئله اصلی صرفا افزایش حجم تولید ناخالص داخلی یا انباشت کمی سرمایه نیست، بلکه چگونگی تبدیل منابع مالی، سرمایه انسانی، فناوری و ظرفیت های نهادی به فرآیندی پایدار از تشکیل سرمایه، افزایش بهره وری، تحول ساختاری و ارتقای رفاه اقتصادی است. از این منظر، صنعت لیزینگ را نمی توان صرفا یک نهاد واسطه ای برای تامین مالی خرید دارایی تلقی کرد؛ بلکه می توان آن را در صورت طراحی نهادی و تنظیم گری مناسب، یکی از اجزای بالقوه معماری تامین مالی توسعه دانست؛ نهادی که در نقطه اتصال میان بازار پول، بازار سرمایه و بخش واقعی اقتصاد قرار گرفته و قادر است بخشی از محدودیت های اعتباری، سرمایه ای و فناورانه بنگاه ها و فعالان اقتصادی را کاهش دهد. مفهوم «هم افزایی اقتصاد توسعه» در این چارچوب به معنای شکل گیری رابطه مکمل میان تامین مالی دارایی، سیاست صنعتی، سرمایه گذاری مولد، توسعه بنگاه های کوچک و متوسط، ارتقای بهره وری، اشتغال، انتقال فناوری و گسترش شمول مالی است؛ به گونه ای که لیزینگ از یک ابزار قراردادی منفرد به یکMechanism for Productive Capital Formation تبدیل شود. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر می شود که بدانیم در بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه، شکاف میان ظرفیت بالقوه تولید و ظرفیت بالفعل اقتصاد، صرفا ناشی از فقدان منابع طبیعی یا سرمایه انسانی نیست، بلکه به محدودیت دسترسی به سرمایه، ضعف زیرساخت های تامین مالی بلندمدت، هزینه بالای سرمایه، عدم تقارن اطلاعات و ناکارآمدی سازوکارهای تخصیص اعتبار نیز بازمی گردد. در چنین شرایطی، مسئله توسعه را نمی توان بدون تحلیل ساختار مالی اقتصاد بررسی کرد و صنعت لیزینگ، به دلیل ماهیتAsset-Based Financing، می تواند یکی از ابزارهای کاهش این شکاف باشد.
توسعه اقتصادی در معنای مدرن خود فرآیندی چندبعدی است که از افزایش ظرفیت تولید و بهره وری آغاز می شود و به تغییر ساختار اقتصادی، ارتقای کیفیت اشتغال، توسعه فناوری، افزایش درآمد واقعی و بهبود رفاه منتهی می شود. در این فرآیند، Formation of Productive Assets جایگاهی محوری دارد. هیچ اقتصادی بدون ماشین آلات، تجهیزات، زیرساخت، فناوری و سرمایه فیزیکی کافی نمی تواند به رشد پایدار دست یابد. بااین حال، در بسیاری از ساختارهای مالی، دسترسی به این دارایی ها به توانایی متقاضی در تامین سرمایه اولیه، ارائه وثایق و برخورداری از سابقه اعتباری وابسته است. این مسئله برای بنگاه های کوچک، کارآفرینان جدید و فعالان اقتصادی مناطق کمتر برخوردار، به مراتب شدیدتر است. لیزینگ می تواند با تبدیل یک سرمایه گذاری اولیه بزرگ به مجموعه ای از پرداخت های دوره ای، Initial Capital Constraint را کاهش دهد و امکان دسترسی به دارایی را پیش از انباشت کامل سرمایه فراهم سازد. این ویژگی از منظر اقتصاد توسعه اهمیت بنیادی دارد، زیرا فاصله زمانی میان «نیاز به سرمایه» و «توانایی انباشت سرمایه» را کوتاه می کند.
از این منظر، لیزینگ را می توان به عنوان یک پل میان سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی تعریف کرد. نیروی انسانی ماهر، دانش فنی و ظرفیت کارآفرینی بدون دسترسی به ابزار تولید، الزاما به ارزش افزوده تبدیل نمی شوند. یک مهندس، تکنسین، کشاورز، پزشک، پیمانکار یا تولیدکننده ممکن است از سرمایه انسانی قابل توجهی برخوردار باشد، اما فقدان ماشین آلات، تجهیزات یا وسیله نقلیه مناسب می تواند ظرفیت اقتصادی او را بلااستفاده نگه دارد. لیزینگ با فراهم کردن دسترسی به دارایی، امکان تبدیلHuman Capital به Productive Capacity را افزایش می دهد. بنابراین، کارکرد توسعه ای آن نه صرفا در تامین مالی خرید یک دارایی، بلکه در فعال سازی ظرفیت های بلااستفاده اقتصاد نهفته است.
هم افزایی لیزینگ با اقتصاد توسعه، به ویژه در حوزه بنگاه های کوچک و متوسط، اهمیت بیشتری پیدا می کند. SMEها معمولا موتور اشتغال و نوآوری در اقتصاد هستند، اما به دلیل محدودیت وثیقه، مقیاس کوچک، سابقه اعتباری محدود، نوسان جریان نقدی و هزینه بالای تامین مالی، باCredit Rationing مواجه می شوند. این محدودیت می تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند: بنگاه به دلیل فقدان سرمایه گذاری بهره وری پایینی دارد؛ بهره وری پایین موجب کاهش درآمد می شود؛ درآمد پایین ظرفیت بازپرداخت را کاهش می دهد؛ کاهش ظرفیت بازپرداخت موجب محدودشدن دسترسی به اعتبار می شود و این چرخه مجددا سرمایه گذاری را کاهش می دهد. لیزینگ می تواند در نقطه آغاز این چرخه مداخله کند و از طریق تامین مالی دارایی، امکانCapital Deepening را فراهم سازد. ورود ماشین آلات جدید می تواند بهره وری را افزایش دهد، ظرفیت تولید را توسعه دهد و در نتیجه Cash Flow بنگاه را بهبود بخشد. بدین ترتیب، رابطه میان اعتبار و رشد به یک رابطه پویا و خودتقویت شونده تبدیل می شود.
از منظر سیاست صنعتی، این ظرفیت بسیار مهم است. سیاست صنعتی نوین صرفا بر حمایت مالی از صنایع خاص متمرکز نیست، بلکه بر افزایشProductivity، Technology Upgrading، توسعه زنجیره ارزش و ارتقایCompetitiveness تاکید دارد. لیزینگ می تواند به عنوان یکی از ابزارهای عملیاتی این سیاست، فرآیند نوسازی سرمایه ای بنگاه ها را تسهیل کند. بنگاه هایی که به دلیل کمبود نقدینگی قادر به جایگزینی تجهیزات فرسوده نیستند، در معرض کاهش بهره وری و فرسایش رقابت پذیری قرار دارند. تامین مالی ماشین آلات و تجهیزات جدید از طریق لیزینگ می تواند سرعت Capital Renewal را افزایش داده و فاصله فناوری میان بنگاه های داخلی و رقبای خارجی را کاهش دهد. این امر به ویژه در صنایعی کهTechnology Obsolescence سریع است، اهمیت بیشتری دارد.
در این میان، مسئله بهره وری کل عوامل تولید یاTotal Factor Productivity اهمیت ویژه ای دارد. رشد اقتصادی پایدار تنها از طریق افزایش نهاده های تولید حاصل نمی شود؛ بلکه ارتقای کارایی استفاده از نهاده ها نیز ضروری است. اگر لیزینگ بتواند دسترسی بنگاه ها به فناوری های جدید، تجهیزات کم مصرف، ماشین آلات دقیق و ابزارهای اتوماسیون را افزایش دهد، می تواند به ارتقایTFP کمک کند. بنابراین، اثر توسعه ای لیزینگ را باید در افق بلندمدت و از طریقProductivity Channel تحلیل کرد، نه صرفا از طریق حجم اعتبارات پرداخت شده.
یکی دیگر از کانال های مهم، توسعه اشتغال است. تامین مالی یک دارایی مولد می تواند ظرفیت تولیدی بنگاه را افزایش داده و تقاضا برای نیروی کار ایجاد کند. علاوه بر اشتغال مستقیم، زنجیره های تامین مرتبط با دارایی نیز می توانند از آثارMultiplicative برخوردار شوند. یک ماشین آلات صنعتی جدید، علاوه بر اپراتور، به خدمات تعمیر و نگهداری، قطعات، حمل ونقل، مواد اولیه و خدمات فنی نیاز دارد. بنابراین، لیزینگ مولد می تواند دارای Employment Multiplier وValue-Chain Multiplier باشد. البته این آثار زمانی پایدار خواهند بود که دارایی در فعالیت اقتصادی واقعی به کار گرفته شود و تقاضای موثر کافی برای محصول یا خدمت وجود داشته باشد.
از منظر توسعه منطقه ای نیز صنعت لیزینگ می تواند در کاهشSpatial Concentration of Capital نقش آفرین باشد. تمرکز منابع مالی در مراکز اقتصادی، مناطق پیرامونی را با محدودیت سرمایه ای مواجه می کند و این وضعیت می تواند شکاف منطقه ای را تشدید کند. توسعه مدل های لیزینگ متناسب با مزیت های منطقه ای می تواند امکان دسترسی فعالان اقتصادی مناطق کمتر برخوردار به ماشین آلات کشاورزی، تجهیزات صنایع کوچک، ناوگان حمل ونقل، تجهیزات گردشگری و فناوری های خدماتی را افزایش دهد. در این حالت، لیزینگ می تواند به ابزاری برای فعال سازی مزیت های محلی تبدیل شود؛ نه از طریق تخصیص دستوری منابع، بلکه از طریق اتصال ظرفیت اقتصادی منطقه به منابع مالی متناسب با آن.
پیوند لیزینگ با توسعه کشاورزی نیز نمونه ای روشن از این ظرفیت است. مکانیزاسیون کشاورزی نیازمند سرمایه گذاری قابل توجه است و بسیاری از بهره برداران کوچک توان خرید نقدی تجهیزات را ندارند. لیزینگ ماشین آلات کشاورزی می تواندCapital Access را افزایش دهد و از طریق ارتقای بهره وری زمین و نیروی کار، هزینه تولید را کاهش دهد. البته طراحی قرارداد باید با فصل برداشت، چرخه درآمد کشاورز و ریسک های اقلیمی هماهنگ باشد. در غیر این صورت، ساختار بازپرداخت نامتناسب می تواند ریسک نکول را افزایش دهد. بنابراین، Product Design باید تابعCash Flow Characteristics باشد.
همین منطق در بخش حمل ونقل، سلامت، انرژی، صنعت و فناوری نیز صادق است. تامین مالی تجهیزات پزشکی می تواند ظرفیت ارائه خدمات سلامت را افزایش دهد؛ تامین مالی ناوگان می تواند ظرفیت لجستیک و حمل ونقل را توسعه دهد؛ تامین مالی تجهیزات انرژی کارآمد می تواند شدت انرژی را کاهش دهد؛ و تامین مالی تجهیزات فناورانه می تواند فرآیند Digital Transformation بنگاه ها را تسریع کند. در تمام این موارد، نقطه مشترک آن است که اعتبار به یک دارایی واقعی و قابل بهره برداری متصل می شود.
بااین حال، توسعه لیزینگ بدون اصلاح زیرساخت های نهادی می تواند با محدودیت های جدی مواجه شود. یکی از مهم ترین الزامات، توسعهLong-Term Funding است. شرکت های لیزینگ برای تامین مالی دارایی های بلندعمر نیازمند منابع متناسب با سررسید قراردادها هستند. استفاده گسترده از منابع کوتاه مدت برای تامین مالی دارایی های بلندمدت، Maturity Mismatch ایجاد می کند و هزینه و ریسک ساختاری را افزایش می دهد. توسعه ابزارهای بازار سرمایه، انتشار اوراق، ایجاد بازار ثانویه دارایی های مالی و طراحی سازوکارهای Refinancing می تواند ظرفیت منابع صنعت را افزایش دهد. در این معماری، لیزینگ می تواند به یک حلقه اتصال میان بازار سرمایه و بخش واقعی تبدیل شود.
مدیریت ریسک نیز بخش جدایی ناپذیر این فرآیند است. توسعه ای بودن لیزینگ نباید به معنای Credit Expansion بدونCredit Discipline باشد. اعتبارسنجی مبتنی بر جریان نقدی، ارزش گذاری دقیق دارایی، بیمه، پایش قرارداد و مدیریت Recovery باید هم زمان توسعه یابد. در این میان، Digital Credit Scoring وAlternative Data می توانند ظرفیت ارزیابی ریسک را ارتقا دهند. استفاده از داده های تراکنشی، سوابق پرداخت، عملکرد فروش و سایر متغیرهای عملیاتی می تواند امکان ارزیابی دقیق تر مشتریانی را فراهم کند که در نظام سنتی فاقد سابقه اعتباری کافی هستند. بااین حال، این تحول باید با Data Governance، امنیت اطلاعات و شفافیت الگوریتمی همراه باشد.
از منظر اقتصاد توسعه، موضوع شمول مالی نیز اهمیت ویژه ای دارد. Financial Inclusion نباید صرفا به دسترسی افراد به حساب بانکی یا تسهیلات مصرفی محدود شود. شمول مالی واقعی زمانی رخ می دهد که فرد یا بنگاه بتواند به منابعی دسترسی پیدا کند که ظرفیت درآمدزایی پایدار ایجاد کنند. در این چارچوب، Productive Leasing می تواند یکی از اشکال مهم شمول مالی باشد. تامین مالی دارایی هایی که مستقیما در تولید کالا و خدمات به کار گرفته می شوند، امکان تبدیل اعتبار به درآمد و سرمایه گذاری را افزایش می دهد.
هم افزایی میان لیزینگ و اقتصاد توسعه همچنین مستلزم توجه به مسئله هزینه سرمایه است. اگر نرخ موثر تامین مالی بیش از بازده اقتصادی دارایی باشد، لیزینگ نمی تواند نقش توسعه ای خود را ایفا کند. بنابراین، کاهشCost of Funds، توسعه منابع بلندمدت، افزایش رقابت، ارتقای شفافیت قراردادها و کاهش هزینه های مبادله از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین باید میان نرخ اسمی وEffective Financing Cost تمایز قائل شد؛ زیرا هزینه واقعی قرارداد می تواند تحت تاثیر کارمزدها، بیمه، هزینه های جانبی و ساختار بازپرداخت قرار گیرد.
نقش دولت در این میان، بیش از آنکه تامین کننده مستقیم منابع باشد، باید معطوف به ایجاد Institutional Conditions for Market Deepening باشد. دولت می تواند از طریق ضمانت های اعتباری هدفمند، توسعه زیرساخت ثبت دارایی، تسهیل اجرای قراردادها، ایجاد نظام اعتبارسنجی، استانداردسازی ارزش گذاری و حمایت از بازار ثانویه، هزینه ریسک و مبادله را کاهش دهد. در حوزه هایی که دارایExternalities مثبت هستند، مانند فناوری های پاک، تجهیزات بهره وری انرژی یا نوسازی صنعتی، استفاده از Guarantee Schemes می تواند سرمایه خصوصی را اهرم کند. این رویکرد، به جای Crowding Out بخش خصوصی، برCrowding In سرمایه خصوصی متمرکز است.
در سطح کلان نیز باید میان رشد صنعت لیزینگ و ثبات مالی تعادل برقرار شود. گسترش سریع پرتفوی بدون کنترل کیفیت دارایی ها می تواند ریسک سیستماتیک ایجاد کند. بنابراین، Macroprudential Considerations، نسبت های سرمایه ای، ذخیره گیری، مدیریت نقدینگی و پایش تمرکز پرتفوی باید بخشی از چارچوب نظارتی باشند. لیزینگ توسعه ای زمانی پایدار است که هم زمان سه معیار را برآورده کند: Economic Additionality، Financial Sustainability وInstitutional Accountability.
در نهایت، همگرایی صنعت لیزینگ با اقتصاد توسعه را باید در قالب گذار از «تامین مالی مالکیت» به «تامین مالی ظرفیت اقتصادی» فهم کرد. لیزینگ زمانی بیشترین اثر توسعه ای را خواهد داشت که هدف آن صرفا انتقال یک دارایی به مشتری نباشد، بلکه ایجاد امکان تولید، افزایش بهره وری، توسعه فناوری، گسترش اشتغال و تعمیق زنجیره ارزش باشد. چنین رویکردی صنعت لیزینگ را از یک ابزار مکمل نظام بانکی به یکDevelopment Finance Institution بالقوه تبدیل می کند؛ نهادی که می تواند در حد فاصل بازار پول، بازار سرمایه و اقتصاد واقعی قرار گرفته و بخشی از شکاف تاریخی میان منابع مالی و ظرفیت تولیدی را کاهش دهد. بنابراین، آینده لیزینگ را نباید صرفا در رشد تعداد قراردادها، ارزش پرتفوی یا سهم بازار جست وجو کرد؛ معیار راهبردی تر آن است که هر واحد منابع مالی لیزینگ چه میزان سرمایه مولد، چه مقدار ظرفیت تولید، چه تعداد فرصت شغلی، چه میزان ارتقای بهره وری و چه سطحی از انتقال فناوری ایجاد می کند. اگر این معیارها در کانون سیاست گذاری قرار گیرند، صنعت لیزینگ می تواند از یک فعالیت مالی نسبتا محدود به یکی از زیرساخت های مهم توسعه اقتصادی تبدیل شود؛ زیرساختی که با اتصال سرمایه به دارایی، اعتبار به تولید، فناوری به بهره وری و تامین مالی به فرصت اقتصادی، امکان شکل گیری یک چرخه انباشت مولد و رشد فراگیر را تقویت می کند. در چنین صورتی، پرسش بنیادین دیگر این نخواهد بود که «لیزینگ چه میزان دارایی تامین مالی کرده است؟» بلکه این خواهد بود که «لیزینگ چه میزان ظرفیت توسعه ای برای اقتصاد خلق کرده است؟» و دقیقا در پاسخ به همین پرسش است که جایگاه واقعی این صنعت در معماری اقتصاد توسعه آشکار می شود.