اعتبار مطالب فراتر از رفرنس و تعداد رفرنس هاست!
تا بحال مقالات، مباحثات، مناظره ها و .... بسیاری دیده، شنیده و یا خوانده ایم که به استناد برخی کتب تاریخی و روایی صورت گرفته است. یک نفر به استناد فلان صفحه از فلان کتاب، مقاله، روایت، موضوعی را مطرح کرده و یک نفر دیگر با استناد به فلان صفحه و.... گاهی همان کتاب و.... آن را رد می نماید و همه این افراد هم ادعا دارند ادعایشان مستند است و رفرنس دارد در حالی که گاهی ادعاها کاملا متناقض هستند.
آیا تکیه بر رفرنس به تنهایی صحت یک مطلب را تایید می کند؟! با توجه به مقدمه ای که مطرح کردم هرگز داشتن رفرنس به تنهایی نمی تواند اعتبار مطلبی را تایید کند. فردی می تواند هزاران رفرنس در توجیه ادعای خود ارائه دهد اما ادعایش نادرست باشد. شرایط معتبر بودن یک ادعا را در ذیل عنوان می کنم:
1) رفرنس باید معتبر باشد؛ یعنی به صرف معروف بودن رفرنس، نمی توان آن را معتبر دانست بلکه باید جملاتی که از رفرنس انتخاب شده اند دارای اعتبار علمی کافی باشند.
2) نمی توان از بریده ای ار رفرنس سواستفاده کرد گاهی با کم و زیاد کردن سر وته جملات، معنای جمله صد و هشتاد درجه تغییر می کند. 3) از همه مهمتر اینکه ادعاها باید توسط عقل تایید شوند بصرف اینکه فلان ادعا را فلان روحانی، فلان امام، فلان دانشمند، فلان بی دین و... عنوان کرده دلیلی بر درستی ادعا نیست، ادعاها باید توسط عقل پذیرفته شده و از لحاظ علمی قابل اثبات باشند؛ بعنوان مثال اگر ادعایی را با توجه به علم عصب شناسی و .... مطرح می کنیم تنها در مورد ادعای خود به علم عصب شناسی متوسل نشویم بلکه تمامی جوانب دیگری که علم عصب شناسی درنظر می گیرد را هم در نظر بگیریم، بعنوان مثال در یادداشتی که در مورد آمیگدال هیجانی نوشتم بخوبی اشاره کردم که برخی بابت مسئله ایدلوژیک مد نظرشان مثل ججاب که روی آن تعصب دارند، به آمیگدال مردان حق هیجانی شدن و بروز خشم می دهند و نتیجه می گیرند که حجاب الزامیست اما در بحث فقر و گرسنگی اصلا آمیگدالی نمی شناسند و علم عصب شناسی را بطور کل کنار گذاشته و ترجیح می دهند خود را وارد مباحثی که ممکن است برایشان دردسر شود نشوند. چنین تحقیقات و چنین استفاده ای از رفرنس ها بیشتر از آنکه علمی باشد، سواستفاده و در خوش بینانه ترین حالت ارجاع دهی آبکیست و هیچگونه اعتبار علمی ندارد.
4) ادعاهای علمی که امکان آزمایش و اعتبار سنجی دارند حتما باید از بوته آزمایش بگذرند.
5) در مورد مباحث فلسفی و مباحث وجودی و... که گاهی با علم در دسترس قابل اثبات نیستند؛ تنها رفرنس هایی قابل اعتبارند که تمامی جوانب را در نظر گرفته باشند و نیز استدلال هایشان توسط عقل پذیرفته شده باشد و کسی نتواند لااقل مثال نقضی برای آن بیاورد، البته نداشتن مثال نقض برای یک نظریه، دلیل اثبات و درستی قطعی آن نیست اما لااقل آنقدر اعتبار دارد که هنوز مثال نقضی برای آن پیدا نشده است.