حقیقت حکم ممکن

[محی الدین ابن عربی]
چون غنی عبارت از کسی است که صفتش این باشد، و غنا عبارت از این صفت است، پس هیچ غنی جز خدا نیست و همچنین غنا صفت اوست، و ما جز درباره ی بنده سخن نمی گوییم – نه در حق – چون بنده را به سید و سرورش فقر مطلق است، و حق دارای غنای مطلق از عالم است، بنابراین عالم پیوسته مفقود العین است و ذاتا در مرتبه امکان و احکامش هالک، حق تعالی برای خود – بدانچه که از حقیقت حکم ممکن دیگری ناظر است – بدان ظاهر می گردد. بنابراین عالم به ذات خود امداد می یابد، هیچ موجودی را در عالم کون ظاهر نمی سازد و موجودی نیست جز حق – نه غیر او -.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
حقیقت حکم ممکن در قالب و ظاهر شدن مفقود العین است حتی در حقیقت حکم ممکن دیگری.
____________
1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد دوازدهم، صفحه 229
- [فاذا کان الغنی عباره عمن هذه صفته و الغنی عباره عن هذه الصفه فلا غنی الا الله و کذلک الغنی صفته و نحن ما تکلمنا الا فی العبد لا فی الحق فالعبد له الفقر المطلق الی سیده و الحق له الغنی المطلق عن العالم فالعالم لم یزل مفقود العین هالکا بالذات فی حضره امکانه و احکامه یظهر بها الحق لنفسه بما هو ناظر من حقیقه حکم ممکن آخر فالعالم هو الممد بذاته ما یظهر فی الکون من الموجودات و لیس الا الحق لا غیره (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج3 ؛ ص374)]
