مرتضی راشدی
15 یادداشت منتشر شدهسیاست های مدیریتی یا مدیریت سیاست ها با تاکید بر دیدگاه برخی اندیشمندان اسلامی
سیاست های مدیریتی یا مدیریت سیاست ها با تاکید بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی
چکیده
در ادبیات مدیریت، دو مفهوم «سیاست های مدیریتی» و «مدیریت سیاست ها» اغلب به جای یکدیگر به کار می روند، اما در حقیقت دو سطح تحلیلی متفاوت دارند. سیاست های مدیریتی مجموعه ای از قواعد، رهنمودها و رویه هاست که جهت گیری سازمان را شکل می دهد؛ در حالی که مدیریت سیاست ها فرآیند طراحی، پایش، بازنگری و بهبود این سیاست هاست. با بهره گیری از اندیشه های برخی دانشمندان اسلامی، این یادداشت نشان می دهد که تاثیرگذاری واقعی نه در وجود سیاست ها، بلکه در کیفیت مدیریت و حکمرانی بر آن هاست.
۱. مفهوم سیاست های مدیریتی
سیاست های مدیریتی (Managerial Policies) به مجموعه ای از قواعد و خطوط راهبردی گفته می شود که:
*.رفتار مدیران و کارکنان را هدایت می کند
*.مسیر کلی سازمان را تعیین می کند
*.نقش تنظیم کننده و هماهنگ کننده دارد
در نگاه فارابی، سیاست (به معنای اداره امور) زمانی کارآمد است که موجب «نظم، هماهنگی و هم سویی قوای گوناگون» شود (فارابی، آراء اهل مدینه فاضله، ۱۴۰). بنابراین، سیاست های مدیریتی زمانی اثرگذارند که بتوانند نوعی نظم و هم جهتی در ساختار ایجاد کنند.
۲. مفهوم مدیریت سیاست ها
مدیریت سیاست ها (Policy Management) فرآیندی پویا شامل:
*.تحلیل نیازها
*.طراحی سیاست های مناسب
*.اجرای تدریجی
*.ارزیابی و اصلاح مستمر
در نگاه ابن خلدون، اداره امور بدون ارزیابی و تصحیح دائمی، دچار فرسایش می شود، زیرا «احوال اجتماعی پیوسته در تغییر است» (ابن خلدون، مقدمه، ۲۳۵).
این همان معنای مدیریت سیاست هاست: توانایی فهم تغییرات محیطی و بازسازی سیاست ها بر اساس آنها.
ملاصدرا نیز بر «حکمت عملی» به عنوان فرآیندی مبتنی بر فهم، عمل و اصلاح تاکید می کند (ملاصدرا، الحکمه المتعالیه، ۱/۴۵). این نگاه، ماهیت پویا و فرآیندی مدیریت سیاست ها را تقویت می کند.
۳. کدام یک تاثیرگذارترند؟
تحلیل بر اساس برخی اندیشه های اسلامی
با جمع بندی نظرات اندیشمندان مسلمان:
۳–۱. سیاست های مدیریتی بدون مدیریت سیاست ها ناکارآمد هستند.
فارابی سیاست را زمانی مفید می داند که منجر به «اداره خردمندانه» و «هماهنگی مستمر» شود؛ سیاستی که مدیریت نشود، این هماهنگی را از دست می دهد.
ابن خلدون صراحتا تاکید می کند که نهادها بدون تحول مستمر دچار «انجماد» و سپس «افول» می شوند.
۳–۲. مدیریت سیاست ها سطحی ابتدایی تر است.سیاست های مدیریتی خروجی اند، اما مدیریت سیاست ها فرآیند ایجاد و اصلاح خروجی است.
در نگاه اسلامی، فرآیند حکمرانی و تدبیر اهمیت بیشتری نسبت به خود «قانون» یا «سیاست»دارد.مثلا در آثار فارابی و خواجه نصیر، «تدبیر» (مدیریت خردمندانه امور) جایگاهی بالاتر از «سیاست» دارد.
۳–۳. تاثیرگذاری پایدار از مدیریت سیاست ها ناشی می شود.بر اساس تحلیل، وقتی سیاست ها تغییر نمی کنند یا با واقعیت های جدید سازگار نمی شوند، اثرگذاری شان کاهش می یابد.
در مقابل، مدیریت سیاست ها امکان بازطراحی و انطباق را فراهم می کند که مورد تاکید ابن سینا نیز است: «تدبیر امور بسته به زمان و شرایط تغییر می کند» (ابن سینا، الشفا/سیاست مدنی، ۷۸).
نتیجه گیری
با توجه به تحلیل نظری و استفاده از دیدگاه های اندیشمندان اسلامی، می توان نتیجه گرفت:
سیاست های مدیریتی تنها هنگامی اثرگذارند که به درستی تدوین شده و با نیازهای واقعی سازمان سازگار باشند.اما مدیریت سیاست ها فرآیندی حیاتی و سطحی بنیادی تر در اداره سازمان است؛ زیرا سیاست ها را طراحی، تنظیم، اصلاح و نوسازی می کند.
اندیشمندان مسلمان از فارابی تا ابن خلدون تاکید دارند که تدبیر، اصلاح مستمر و انطباق با تغییرات شرط اصلی پایداری و اثرگذاری است.
بنابراین، مدیریت سیاست ها تاثیرگذارتر از خود سیاست های مدیریتی است؛ زیرا سیاست ها بدون مدیریت پویا، در طول زمان کارآمدی خود را از دست می دهند.
منابع و مآخذ
۱. فارابی، ابونصر. آراء اهل مدینه فاضله. قاهره: دارالمعارف.
۲. ابن خلدون. المقدمه. بیروت: دارالفکر.
۳. ملاصدرا. الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه. قم: موسسه حکمت اسلامی.
۴. ابن سینا. الشفا: سیاست مدنی. تهران: انجمن حکمت و فلسفه.
۵. خواجه نصیرالدین طوسی. اخلاق ناصری. تهران: خوارزمی.