مهاجرت، شهرنشینی و تاثیر آن بر پیوستگی ایل بهمئی

21 اردیبهشت 1405 - خواندن 7 دقیقه - 249 بازدید

مقدمه

ایل بهمئی، همچون بسیاری از ایلات و عشایر ایران، طی سده اخیر دستخوش دگرگونی های شگرفی در الگوی سکونت و زیست شده است. کوچ نشینی فصلی که قرن ها چارچوب زندگی معیشتی، فرهنگی و اجتماعی این ایل را تعیین می کرد، به تدریج جای خود را به یک جانشینی، مهاجرت به شهرها و ادغام در اقتصاد شهری داده است. این تحول اگرچه دستاوردهایی مانند دسترسی به آموزش، بهداشت و خدمات عمومی را به همراه داشته، اما پیوستگی های درونی ایل – از همبستگی خویشاوندی گرفته تا انتقال دانش بومی و حفظ هویت جمعی – را با چالش جدی مواجه کرده است. پرسش اصلی این مقاله آن است که مهاجرت و شهرنشینی چه تاثیراتی بر پیوستگی ایل بهمئی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی داشته و چه راهکارهایی برای حفظ میراث جمعی این ایل در عصر شهرنشینی وجود دارد؟

1- پیشینه و الگوهای مهاجرت در ایل بهمئی

مهاجرت در فرهنگ ایل بهمئی پدیده ای تازه نیست؛ خود کوچ نشینی شکلی از مهاجرت فصلی و برنامه ریزی شده برای بهره مندی از مراتع و آب های فصلی بود. اما مهاجرت به شهرها از حدود نیم قرن پیش و به طور جدی تر از دهه ۱۳۴۰ شمسی، همزمان با اصلاحات ارضی، خشکسالی های پیاپی و گسترش امکانات آموزشی و درمانی در شهرهای منطقه (مانند باغملک، رامهرمز، بهبهان، دهدشت، یاسوج و اهواز) آغاز شد. در دهه های اخیر، عواملی چون کاهش ظرفیت مراتع، گرانی نهاده های دامی، جستجوی شغل پایدار، تحصیل فرزندان و دسترسی به امکانات بهداشتی، سرعت مهاجرت را فزونی بخشیده است. امروزه بیش از نیمی از جمعیت بهمئی تبار در شهرها ساکن هستند و تنها اقلیتی از کهنسالان و چند خانواده همچنان به کوچ و دامداری سنتی ادامه می دهند.

2- تاثیر بر پیوستگی اقتصادی

در نظام کوچ نشینی، اقتصاد ایل مبتنی بر «همیاری» بود: خانواده ها در چرای دام، بلی چینان، شیردوشی و کوچ به یکدیگر کمک می کردند و محصول به صورت نسبی یا بدون چشمداشت فوری تقسیم می شد. با مهاجرت به شهر، این شبکه همیاری از هم گسسته است. افراد در شهرها به مشاغل مزدی، کارگری، رانندگی، مشاغل آزاد و اندکی نیز به کارمندی روی آورده اند. اقتصاد پولی جایگزین اقتصاد مبادله ای و همیاری شده است. پیوستگی اقتصادی ایل اکنون بیشتر به صورت کمک های مالی پراکنده (مثلا برای عروسی، فاتحه خوانی، درمان یا دیه) در مناسبت ها ظاهر می شود، نه همکاری روزمره. این تغییر موجب کاهش احساس «وابستگی متقابل» و افزایش فردگرایی شده است.

3- تاثیر بر پیوستگی اجتماعی

در زیست بوم عشایری، چادرهای یک تیره در کنار هم قرار داشتند و روابط روزانه، آیین های جمعی (سروخوانی، عروسی، سوگواری) و حل اختلافات توسط شورای ریش سفیدان، انسجام اجتماعی را تضمین می کرد. شهرنشینی این الگو را برهم زده است. خانواده های بهمئی در محله های مختلف شهرها پراکنده شده اند و دیدارهای روزانه به هفته ای یا ماهانه تبدیل شده است. بسیاری از آیین های جمعی یا به طور کامل رها شده اند یا به شکل ساده شده و در فضای بسته خانه ها برگزار می شوند. جوانانی که در شهر متولد شده اند، بسیاری از خویشاوندان دور را نمی شناسند و احساس تعلق به «تیره» و «ایل» در آنان ضعیف تر است. همچنین، نهادهای رسمی شهری (پلیس، دادگاه، مدرسه) جایگزین نهادهای سنتی حل اختلاف شده اند و این امر اقتدار ریش سفیدان را کاهش داده است.

4- تاثیر بر پیوستگی فرهنگی و زبانی

شهرنشینی سریع ترین و شاید عمیق ترین تاثیر را بر فرهنگ ناملموس ایل بهمئی گذاشته است. گویش بهمئی در شهرها به سرعت در حال جایگزینی با فارسی است. نسل سوم مهاجرین اغلب فارسی را به عنوان زبان اول می آموزند و بهمئی را تنها در حد چند واژه می دانند. آیین سروخوانی (عزاداری زنانه) دیگر در شهرها برگزار نمی شود یا تنها توسط زنان کهنسال و در جمع های کوچک خانوادگی اجرا می گردد. دانش بومی در مورد بادها (چپ، کوهباد)، نشانه های باران، انواع گیاهان دارویی و مهارت های دامداری در حال نابودی است، زیرا این دانش در فضای شهری کاربردی ندارد. پوشاک سنتی نیز جای خود را به پوشاک مدرن داده است. در عین حال، برخی نمادهای هویتی مانند نام خانوادگی بهمئی، تعلق طایفه ای و برگزاری جشن های عروسی به سبک ایلی در شهرها به صورت نمادین حفظ شده است.

5- دگرگونی در ساختار خانواده و نقش های جنسیتی

در ایل بهمئی، خانواده گسترده (چندنسلی) واحد پایه اجتماعی بود. با مهاجرت، خانواده هسته ای (پدر، مادر و فرزندان) غالب شده است. کهنسالان اغلب در روستاها یا محله های قدیمی تنها می مانند و فرزندان در شهرها از آنان دورند. نقش جنسیتی نیز تغییر کرده است. در شهرها، زنان بهمئی به طور فزاینده ای به تحصیلات عالی، اشتغال خارج از خانه و مشارکت در تصمیم گیری های خانوادگی دست یافته اند. این امر از یک سو به توانمندسازی آنان انجامیده، اما از سوی دیگر، تنش هایی با ارزش های سنتی غیرت و مردسالاری ایجاد کرده است. مردان مهاجر نیز که دیگر نان آور انحصاری نیستند، گاه دچار بحران هویت می شوند. با این حال، خانواده بهمئی در شهرها هنوز نسبت به خانواده های شهری غیربومی، پیوندهای خویشاوندی محکم تری دارد و مناسبت ها را به صورت دورهمی های بزرگ برگزار می کند.

6- راهبردهای حفظ پیوستگی در عصر شهرنشینی

با وجود فشارهای گسست گرا، خود ایل بهمئی و نهادهای فرهنگی راهبردهایی برای حفظ پیوستگی به کار گرفته اند:

1. انجمن های ایلی و مجازی: تشکیل شوراهای مشورتی، گروه های تلگرامی و واتساپی با نام طوایف مختلف که اخبار، مناسبت ها و کمک های مالی را هماهنگ می کنند.

2. بازگشت فصلی: بسیاری از خانواده های مهاجر در ایام نوروز، تابستان و ماه محرم به مناطق ایلی بازمی گردند و در مراسم جمعی شرکت می کنند.

3. تاکید بر ازدواج درون ایلی: گرچه کاهش یافته، اما هنوز بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند فرزندانشان با افراد بهمئی ازدواج کنند تا پیوندهای خویشاوندی حفظ شود.

4. مستندسازی و ثبت میراث: همکاری دانشگاهیان و پژوهشگران با ریش سفیدان برای ضبط و انتشار فرهنگ شفاهی، گویش و آیین ها.

5. ایجاد مراکز فرهنگی: تاسیس خانه های ایل در شهرها برای برگزاری آیین ها، کلاس های زبان بهمئی و همایش های ایلی.

این راهبردها نشان می دهد که پیوستگی ایل بهمئی به کلی از بین نرفته، بلکه در حال بازتعریف در قالب های جدید و انعطاف پذیر است.

نتیجه گیری

مهاجرت و شهرنشینی تاثیرات عمیق و چندوجهی بر پیوستگی ایل بهمئی داشته است. اقتصاد همیاری جای خود را به اقتصاد پولی فردگرایانه داده، ساختار خانواده گسترده به هسته ای تبدیل شده، گویش و آیین ها در حال زوال هستند، و نقش های جنسیتی دگرگون شده اند. با این حال، ایل بهمئی به طور کامل از هم نپاشیده است. راهبردهایی مانند انجمن های مجازی، بازگشت فصلی، تاکید بر ازدواج درون ایلی، مستندسازی میراث و ایجاد مراکز فرهنگی، نشان از پویایی و توانایی این ایل در بازتعریف هویت جمعی در شرایط شهری دارد. برای سیاست گذاران فرهنگی، حمایت از این راهبردهای خودجوش و ایجاد بسترهایی برای حفظ و انتقال دانش بومی به نسل جوان (بدون بازگشت اجباری به کوچ نشینی) یک ضرورت است. آینده پیوستگی ایل بهمئی نه در نفی شهر، بلکه در ایجاد «شهروندی با ریشه های ایلی» معنا می یابد؛ جایی که فرد بتواند هم از امکانات مدرن بهره ببرد و هم احساس تعلق به تاریخ و فرهنگ نیاکان خود را حفظ کند.