بعد از کرونا، شهرها باید چطور زندگی پذیرتر شوند؟

17 اردیبهشت 1405 - خواندن 12 دقیقه - 63 بازدید

فاطمه دستیار


کرونا فقط یک بیماری نبود. اگرچه در ابتدا بیشتر به عنوان یک بحران پزشکی و بهداشتی شناخته شد، اما خیلی زود نشان داد که می تواند همه ابعاد زندگی انسان را تغییر دهد: کار، آموزش، خرید، سفر، روابط خانوادگی، حمل ونقل، فضای عمومی، اقتصاد شهری، اعتماد اجتماعی و حتی معنای خانه و محله. کرونا به ما یادآوری کرد که سلامت، فقط موضوع بیمارستان و دارو نیست؛ سلامت به شهر، محله، خانه، هوا، خدمات، مدیریت، امنیت و سبک زندگی روزمره هم وابسته است.

پیش از کرونا، بسیاری از ما شهر را بیشتر با خیابان، ترافیک، مترو، محل کار، مراکز خرید، مدرسه، دانشگاه، پارک و خانه می شناختیم. اما در دوران کرونا، همین عناصر ساده معنای تازه ای پیدا کردند. خانه به محل کار و مدرسه تبدیل شد. پیاده روها اهمیت بیشتری پیدا کردند. پارک ها هم زمان هم ضروری و هم نگران کننده شدند. حمل ونقل عمومی به فضایی پرخطر تبدیل شد. دسترسی به درمانگاه، داروخانه، فروشگاه محلی، اینترنت و فضای باز از همیشه مهم تر شد. ناگهان فهمیدیم شهر خوب، فقط شهری نیست که بزرگراه و برج و مرکز خرید داشته باشد؛ شهر خوب، شهری است که در بحران هم بتوان در آن زندگی کرد.

اینجاست که مفهوم زیست پذیری شهری اهمیت پیدا می کند. زیست پذیری یعنی شهر تا چه اندازه برای زندگی روزمره مردم مناسب، امن، سالم، قابل تحمل و امیدوارکننده است. شهری زیست پذیر است که مردم در آن به خدمات ضروری دسترسی داشته باشند، هوای قابل تنفس داشته باشند، در محله خود احساس امنیت کنند، بتوانند از فضای عمومی استفاده کنند، خانه ای مناسب داشته باشند، به حمل ونقل قابل اعتماد دسترسی داشته باشند و در تصمیم های شهری نادیده گرفته نشوند.

کرونا نشان داد که زیست پذیری فقط یک مفهوم لوکس برای رتبه بندی شهرهای جهان نیست. این مفهوم با زندگی واقعی مردم ارتباط مستقیم دارد. وقتی بیماری همه گیر می شود، تفاوت میان محله های برخوردار و محروم آشکارتر می شود. کسی که در خانه ای کوچک، بدون نور کافی، در محله ای شلوغ و فاقد فضای باز زندگی می کند، تجربه ای کاملا متفاوت از کسی دارد که خانه ای مناسب، دسترسی به فضای سبز، امکان دورکاری و خدمات درمانی نزدیک دارد. بنابراین بحران، نابرابری های پنهان شهر را آشکار می کند.

در شهری مانند تهران، این مسئله اهمیت ویژه ای دارد. تهران کلان شهری پرجمعیت، پیچیده و چندلایه است؛ شهری با محله های بسیار متفاوت، از مناطق برخوردار تا بافت های فرسوده و محله های کم برخوردار. کرونا در چنین شهری فقط یک مسئله بهداشتی نبود؛ به مسئله ای شهری تبدیل شد. اینکه مردم چقدر بتوانند فاصله گذاری را رعایت کنند، چقدر به خدمات درمانی نزدیک باشند، چقدر فضای عمومی سالم داشته باشند، چقدر به اینترنت و خدمات شهری دسترسی داشته باشند، و چقدر به مدیریت شهری اعتماد کنند، همگی بر تجربه آنان از بحران اثر گذاشت.

یکی از مهم ترین عوامل زیست پذیری پساکرونا، کیفیت محیط شهری است. آلودگی هوا، آلودگی صوتی، وضعیت جمع آوری زباله، آب های سطحی، وجود حیوانات موذی، آلودگی های محله ای و کیفیت فضاهای عمومی همگی بر سلامت جسمی و روانی شهروندان اثر دارند. در دوران کرونا، توجه به محیط سالم بیشتر شد، اما در واقع این مسئله همیشه مهم بوده است. شهری که هوای آلوده دارد، پیاده روهای نامناسب دارد، زباله و آلودگی در محله هایش دیده می شود و فضای عمومی آن بی کیفیت است، حتی بدون کرونا هم زیست پذیر نیست.

فضاهای عمومی نیز بعد از کرونا معنای تازه ای پیدا کردند. پارک، میدان، پیاده رو و فضای باز شهری فقط محل تفریح نیستند؛ بخشی از سلامت عمومی اند. وقتی مردم مدت زیادی در خانه می مانند، نیاز به فضای باز، نور، حرکت و ارتباط اجتماعی کنترل شده بیشتر می شود. فضاهای عمومی سرزنده، روشن، امن و قابل استفاده می توانند به کاهش فشار روانی، تقویت ارتباط اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی کمک کنند. اما اگر این فضاها ناامن، تاریک، آلوده، بی کیفیت یا دور از دسترس باشند، بخش مهمی از زندگی شهری مختل می شود.

کرونا همچنین نشان داد که محله چقدر مهم است. پیش از آن، بسیاری از شهروندان بخش زیادی از زندگی خود را خارج از محله می گذراندند: محل کار در یک نقطه، خرید در نقطه ای دیگر، تفریح در جای دیگر، درمان در منطقه ای متفاوت. اما محدودیت های کرونا باعث شد مردم بیشتر به محله خود وابسته شوند. در چنین شرایطی، محله ای زیست پذیر است که بتواند نیازهای روزمره مردم را تامین کند: فروشگاه، داروخانه، درمانگاه، فضای سبز، مسیر پیاده، خدمات شهری، امنیت و ارتباط اجتماعی.

اگر یک محله برای تامین ساده ترین نیازهای روزمره وابسته به سفرهای طولانی باشد، در بحران آسیب پذیرتر می شود. ایده هایی مانند «شهر پانزده دقیقه ای» نیز از همین جا اهمیت پیدا می کنند؛ یعنی شهروند بتواند بخش مهمی از نیازهای روزانه خود را در فاصله ای کوتاه، پیاده یا با حمل ونقل سبک تامین کند. این ایده فقط برای راحتی نیست؛ برای تاب آوری شهر در برابر بحران ها هم اهمیت دارد.

بعد دیگر زیست پذیری، مدیریت شهری است. در دوران بحران، کیفیت تصمیم گیری مدیران شهری مستقیما بر زندگی مردم اثر می گذارد. اطلاع رسانی شفاف، هماهنگی میان نهادها، توجه به محلات آسیب پذیر، مدیریت فضاهای عمومی، توزیع خدمات، پشتیبانی از حمل ونقل، رسیدگی به زباله و بهداشت محیط، همه نیازمند مدیریتی فعال و قابل اعتماد است. اگر شهروندان به تصمیم های شهری اعتماد نداشته باشند، حتی بهترین دستورالعمل ها هم به درستی اجرا نمی شوند.

اعتماد، یکی از سرمایه های پنهان اما حیاتی شهر است. در بحران هایی مانند کرونا، مردم باید باور کنند که تصمیم ها برای حفظ سلامت و کیفیت زندگی آنان گرفته می شود. اگر این اعتماد ضعیف باشد، مشارکت کاهش می یابد. مردم ممکن است توصیه ها را جدی نگیرند، در تصمیم های محلی همراه نشوند یا احساس کنند مدیریت شهری از واقعیت زندگی آنان بی خبر است. بنابراین زیست پذیری فقط به کالبد شهر مربوط نیست؛ به رابطه میان شهروند و مدیریت هم مربوط است.

در کنار اعتماد، مشارکت شهروندان اهمیت زیادی دارد. شهروندان فقط دریافت کننده خدمات نیستند؛ خودشان بخشی از راه حل اند. در دوران بحران، آگاهی مردم، همکاری محله ای، کمک به گروه های آسیب پذیر، رعایت اصول بهداشتی، مشارکت در تصمیم سازی محلی و انتقال نیازهای واقعی محله به مدیران، می تواند کیفیت پاسخ شهری را بهتر کند. شهری که مردم در آن احساس کنند صدایشان شنیده می شود، در برابر بحران مقاوم تر است.

از سوی دیگر، زیست پذیری به اجتماع شهری وابسته است. حس تعلق به محله، شناخت همسایه ها، روحیه کار گروهی، امنیت اجتماعی، کاهش درگیری و جرم، و ارتباط انسانی میان مردم، همگی بر کیفیت زندگی اثر می گذارند. کرونا بسیاری از روابط اجتماعی را محدود کرد، اما هم زمان اهمیت حمایت اجتماعی را بیشتر نشان داد. سالمندان، کودکان، بیماران، خانواده های کم درآمد و افراد تنها، در بحران بیشتر به شبکه های محلی و حمایت اجتماعی نیاز دارند.

محله ای که در آن مردم یکدیگر را نمی شناسند، نسبت به هم بی اعتمادند و هیچ سازوکار همکاری محلی وجود ندارد، در بحران شکننده تر است. اما محله ای که در آن حس تعلق، مسئولیت پذیری و ارتباط اجتماعی وجود دارد، بهتر می تواند از اعضای آسیب پذیر خود حمایت کند. بنابراین زیست پذیری فقط به خیابان و ساختمان نیست؛ به کیفیت رابطه میان آدم ها هم مربوط است.

یکی از مهم ترین درس های کرونا، اهمیت خدمات و زیرساخت های شهری بود. بیمارستان، درمانگاه، داروخانه، اورژانس، مدرسه، اینترنت، آب، برق، گاز، حمل ونقل، فروشگاه های محلی، فضای سبز و خدمات روزانه، همه در بحران حیاتی شدند. اگر این خدمات عادلانه در سطح شهر توزیع نشده باشند، بحران نابرابری را تشدید می کند. در محله ای که دسترسی به درمانگاه، داروخانه یا حمل ونقل عمومی مناسب کمتر است، زندگی در شرایط بحرانی دشوارتر می شود.

مسکن نیز در دوران کرونا اهمیت تازه ای پیدا کرد. خانه برای بسیاری از مردم به محل کار، آموزش، استراحت، قرنطینه و مراقبت تبدیل شد. در چنین شرایطی، کیفیت مسکن دیگر فقط به مالکیت یا متراژ مربوط نبود؛ نور، تهویه، تعداد اتاق، امکان جداسازی فرد بیمار، ایمنی، دسترسی به اینترنت و آرامش روانی هم اهمیت پیدا کرد. خانه نامناسب، فشار بحران را چند برابر می کند. بنابراین زیست پذیری شهری بدون توجه به مسکن قابل فهم نیست.

اقتصاد شهری نیز یکی از ابعاد مهم پساکروناست. بسیاری از خانواده ها در دوران کرونا با کاهش درآمد، بیکاری، تعطیلی کسب وکارها و افزایش هزینه های زندگی روبه رو شدند. شهری که از نظر اقتصادی شکننده باشد، در بحران آسیب بیشتری می بیند. فرصت های شغلی محلی، حمایت از کسب وکارهای کوچک، توان خرید یا اجاره مسکن، سرمایه گذاری در محله ها و تامین منابع مالی برای خدمات شهری، همه بر زیست پذیری اثر دارند. زیست پذیری بدون معیشت پایدار، کامل نیست.

نکته مهم این است که این عوامل جدا از هم نیستند. آلودگی هوا بر سلامت اثر می گذارد. سلامت به خدمات درمانی وابسته است. خدمات درمانی به مدیریت و منابع مالی نیاز دارد. مدیریت بدون اعتماد و مشارکت مردم ضعیف می شود. مشارکت مردم به حس تعلق و آگاهی وابسته است. مسکن، حمل ونقل، فضای عمومی، اقتصاد و امنیت همگی در شبکه ای پیچیده به هم متصل اند. به همین دلیل، برنامه ریزی برای شهر پساکرونا باید آینده نگر و سیستمی باشد.

رویکرد آینده پژوهی در چنین موضوعی اهمیت دارد، چون شهر فقط با حل مشکلات امروز اداره نمی شود. باید پرسید در سال های آینده چه بحران هایی ممکن است رخ دهد؟ اگر دوباره بیماری همه گیر شود، کدام محله ها آسیب پذیرترند؟ اگر آلودگی هوا تشدید شود، چه گروه هایی بیشتر آسیب می بینند؟ اگر اقتصاد خانوارها ضعیف تر شود، چه تاثیری بر مسکن و سلامت دارد؟ اگر اعتماد اجتماعی کاهش یابد، مدیریت بحران چگونه دشوارتر می شود؟ آینده پژوهی یعنی پیش از آنکه بحران بعدی برسد، پیشران های مهم را بشناسیم.

در پژوهش مربوط به زیست پذیری تهران در دوران پساکرونا، پیشران هایی مانند آلودگی هوا، وجود حیوانات موذی، سرزندگی فضاهای عمومی، گفت وگوی مدیران شهری در تصمیم گیری های بحرانی، آگاهی شهروندان برای مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری، حس تعلق محله ای، روحیه کار گروهی و دسترسی به خدمات درمانی اهمیت ویژه ای پیدا کرده اند. این ها نشان می دهد که آینده زیست پذیری تهران فقط به پروژه های عمرانی وابسته نیست؛ به سلامت محیط، کیفیت مدیریت، مشارکت اجتماعی و خدمات محله ای هم بستگی دارد.

یکی از پیام های مهم این نگاه آن است که تهران پساکرونا باید محله محورتر شود. یعنی به جای آنکه همه خدمات، فرصت ها و امکانات در چند نقطه شهر متمرکز باشد، هر محله باید حداقلی از کیفیت زندگی را تامین کند. محله باید جایی باشد که بتوان در آن راه رفت، خرید کرد، درمان اولیه گرفت، کودک را به فضای بازی برد، سالمند را تنها نگذاشت، به حمل ونقل دسترسی داشت و در مواقع بحران از شبکه های محلی کمک گرفت.

همچنین تهران باید فضاهای عمومی خود را جدی تر بگیرد. فضای عمومی سالم، فقط زیبایی شهری نیست؛ بخشی از زیرساخت سلامت است. پیاده روهای باکیفیت، پارک های امن، میدان های قابل استفاده، مسیرهای دوچرخه، روشنایی مناسب، نظافت، کاهش آلودگی و حضور اجتماعی متنوع، همه می توانند شهر را زیست پذیرتر کنند. شهری که مردم در آن فقط با خودرو جابه جا شوند و فضای عمومی را ناامن یا بی کیفیت بدانند، در برابر بحران های آینده آسیب پذیرتر خواهد بود.

از طرف دیگر، مدیریت شهری باید از حالت واکنشی به حالت پیشگیرانه حرکت کند. بسیاری از بحران ها زمانی فاجعه می شوند که آمادگی وجود ندارد. اگر اطلاعات محله ای دقیق باشد، اگر گروه های آسیب پذیر شناسایی شده باشند، اگر شبکه خدمات محلی تقویت شده باشد، اگر مردم آموزش دیده باشند و اگر مدیران شهری امکان گفت وگو و تصمیم گیری سریع داشته باشند، بحران ها بهتر مدیریت می شوند. زیست پذیری یعنی شهر فقط در روزهای عادی قابل تحمل نباشد؛ در روزهای سخت هم بتواند از مردم خود محافظت کند.

در نهایت، کرونا یک هشدار بود. هشدار داد که شهرهای بزرگ، هرچقدر هم مدرن و پرجمعیت باشند، اگر زیست پذیر نباشند، در بحران شکننده اند. بزرگراه، برج، مرکز خرید و پروژه های بزرگ به تنهایی شهر را نجات نمی دهند. آنچه شهر را در بحران نگه می دارد، هوای سالم، محله های زنده، خدمات نزدیک، مسکن مناسب، اعتماد عمومی، مدیریت شفاف، مشارکت شهروندان و عدالت در توزیع امکانات است.

تهران پساکرونا باید از این تجربه درس بگیرد. شهر آینده نباید فقط شهری بزرگ تر باشد؛ باید شهری سالم تر، عادلانه تر، محله محورتر، قابل اعتمادتر و انسانی تر باشد. زیست پذیری دقیقا از همین جا آغاز می شود: از این پرسش ساده که آیا مردم، در شرایط عادی و بحرانی، می توانند در شهر خود خوب، امن و سالم زندگی کنند؟

برگرفته از پژوهشی با عنوان زیست پذیری شهری در شرایط پساکرونا که توسط خانم دکتر فاطمه دستیار در موسسه پژوهشی شیخ بهایی انجام شده و نتایج آن طی چندین مقاله منتشر شده است.