وقتی هوش مصنوعی وارد تحریریه می شود؛ آیا روزنامه نگاران باید نگران باشند؟

17 اردیبهشت 1405 - خواندن 10 دقیقه - 45 بازدید

دکتر فاطمه دستیار


تا چند سال پیش، وقتی از روزنامه نگاری حرف می زدیم، تصویر آشنایی در ذهنمان شکل می گرفت: خبرنگاری که با دفترچه یادداشت به محل حادثه می رود، با مردم گفت وگو می کند، پشت میز تحریریه می نشیند، خبر را می نویسد و سردبیر آن را منتشر می کند. اما امروز این تصویر دیگر به همان سادگی گذشته نیست. حالا ابزارهایی وارد جهان رسانه شده اند که می توانند خبر بنویسند، تیتر پیشنهاد بدهند، متن را خلاصه کنند، داده ها را تحلیل کنند، عکس و ویدئو بسازند و حتی صدای انسان را تقلید کنند. نام مشترک بسیاری از این ابزارها هوش مصنوعی است.

ورود هوش مصنوعی به روزنامه نگاری فقط یک تغییر فنی نیست؛ یک پرسش اجتماعی و حرفه ای بزرگ است. اگر ماشین بتواند خبر بنویسد، جایگاه خبرنگار چه می شود؟ اگر الگوریتم ها بتوانند تشخیص دهند مردم چه خبری را بیشتر می خوانند، آیا سردبیر انسانی هنوز تصمیم گیر اصلی است؟ اگر یک متن خبری توسط هوش مصنوعی تولید شود، مخاطب تا چه اندازه می تواند به آن اعتماد کند؟ و شاید مهم تر از همه: آیا روزنامه نگاری با هوش مصنوعی دقیق تر و سریع تر می شود، یا انسانی بودن خود را از دست می دهد؟

این پرسش ها فقط مربوط به کشورهای پیشرفته یا رسانه های بزرگ بین المللی نیست. در ایران هم روزنامه نگاران، خبرنگاران، دبیران خبر و فعالان رسانه ای با همین پرسش ها روبه رو هستند. هوش مصنوعی آرام آرام به ابزار کار بسیاری از حرفه ها تبدیل شده و روزنامه نگاری هم از این موج جدا نیست. حتی اگر تحریریه ای هنوز به صورت رسمی از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده نکند، خود روزنامه نگاران ممکن است برای جست وجو، ترجمه، خلاصه سازی، تیترسازی یا ایده پردازی از آن کمک بگیرند.

پژوهشی که دکتر فاطمه دستیار درباره نگاه روزنامه نگاران ایرانی به هوش مصنوعی انجام داده، دقیقا از همین نقطه آغاز می شود: روزنامه نگاران ایرانی واقعا درباره هوش مصنوعی چه فکر می کنند؟ آیا آن را یک ابزار مفید می دانند؟ آیا از آن می ترسند؟ آیا تصور می کنند روزی ماشین جای خبرنگار را می گیرد؟ یا فکر می کنند هوش مصنوعی فقط یک دستیار است و نمی تواند جای قضاوت، تجربه و مسئولیت انسانی را بگیرد؟ این پژوهش بر اساس دیدگاه ۲۰۳ روزنامه نگار ایرانی انجام شده و به جای تمرکز بر هیجان های تبلیغاتی، تلاش کرده صدای خود فعالان رسانه را بشنود.

یکی از نکات جالب این است که نگاه روزنامه نگاران به هوش مصنوعی، آن قدرها هم که شاید تصور کنیم، وابسته به سن، جنسیت، تحصیلات یا سابقه کاری نیست. معمولا فکر می کنیم جوان ترها حتما بیشتر طرفدار فناوری اند و افراد باتجربه تر حتما محتاط تر یا نگران ترند. البته در زندگی روزمره گاهی چنین تفاوت هایی دیده می شود، اما در این پژوهش، تصویر پیچیده تری به دست آمده است. روزنامه نگاران با سنین، تجربه ها و جایگاه های مختلف، در بسیاری از موارد نگرانی ها و برداشت های نسبتا مشابهی داشته اند.

این نکته مهمی است، چون نشان می دهد مسئله هوش مصنوعی در روزنامه نگاری فقط مسئله «نسل جوان» یا «نسل قدیم» نیست. این یک مسئله حرفه ای مشترک است. خبرنگار جوانی که تازه وارد تحریریه شده، ممکن است همان قدر درباره آینده شغل خود سوال داشته باشد که خبرنگاری با بیست سال سابقه. دبیر خبر باتجربه هم ممکن است همان قدر نگران اعتبار خبر باشد که یک خبرنگار آزادکار. هوش مصنوعی مرزهای معمول میان نسل ها و موقعیت های شغلی را تا حدی کنار زده و یک دغدغه مشترک ساخته است: آینده خبر چه می شود؟

از یک طرف، هوش مصنوعی می تواند برای روزنامه نگاری مفید باشد. بسیاری از کارهای وقت گیر و تکراری را می توان با کمک آن سریع تر انجام داد. مثلا وقتی حجم زیادی از اطلاعات وجود دارد، هوش مصنوعی می تواند در دسته بندی، خلاصه سازی یا یافتن الگوها کمک کند. در گزارش های اقتصادی، ورزشی، آب وهوا یا داده محور، ابزارهای هوشمند می توانند پیش نویس اولیه تولید کنند. خبرنگار هم می تواند به جای صرف وقت زیاد برای کارهای مکانیکی، انرژی خود را روی تحلیل، راستی آزمایی، گفت وگو با منابع انسانی و روایت عمیق تر بگذارد.

اما طرف دیگر ماجرا، نگرانی های جدی است. خبر فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست. روزنامه نگاری یعنی فهم زمینه، تشخیص اهمیت، رعایت اخلاق، مسئولیت در برابر افکار عمومی و توانایی پرسیدن سوال درست. هوش مصنوعی ممکن است متنی روان و قانع کننده تولید کند، اما آیا واقعا می فهمد چه می نویسد؟ آیا می تواند درد انسانی پشت یک حادثه را درک کند؟ آیا می تواند قدرت را به چالش بکشد؟ آیا می تواند در برابر فشار سیاسی، اقتصادی یا تبلیغاتی مقاومت کند؟ این ها بخش هایی از روزنامه نگاری اند که به تجربه انسانی، شجاعت حرفه ای و وجدان اخلاقی وابسته اند.

یکی از نگرانی های مهم درباره هوش مصنوعی، مسئله اعتماد است. مخاطب وقتی خبری را می خواند، انتظار دارد بداند منبع آن چیست، چه کسی آن را نوشته، بر چه داده هایی تکیه دارد و آیا قابل راستی آزمایی است یا نه. اگر متن خبری توسط ماشین تولید شده باشد، اما این موضوع به مخاطب گفته نشود، شفافیت از بین می رود. از سوی دیگر، اگر هوش مصنوعی بر اساس داده های ناقص یا جهت دار آموزش دیده باشد، ممکن است همان سوگیری ها را بازتولید کند. بنابراین، سرعت بیشتر همیشه به معنای کیفیت بالاتر نیست.

در ایران، این مسئله پیچیده تر هم می شود. فضای رسانه ای ایران با محدودیت های خاص خود روبه روست: فشارهای اقتصادی، محدودیت های نهادی، چارچوب های نظارتی، رقابت شدید رسانه های رسمی و غیررسمی، گسترش شبکه های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به برخی منابع خبری. در چنین فضایی، ورود هوش مصنوعی هم می تواند فرصت باشد و هم تهدید. اگر درست استفاده شود، ممکن است به روزنامه نگاران کمک کند دقیق تر، سریع تر و تحلیلی تر کار کنند. اما اگر بدون آموزش، شفافیت و اصول اخلاقی وارد شود، ممکن است به تولید محتوای سطحی، تکراری یا حتی گمراه کننده دامن بزند.

نکته مهم دیگر این است که روزنامه نگاران نباید صرفا مصرف کننده منفعل ابزارهای هوش مصنوعی باشند. اگر قرار است این فناوری وارد تحریریه شود، خود اهل رسانه باید در طراحی قواعد استفاده از آن نقش داشته باشند. آن ها باید بپرسند: کجا می توان از هوش مصنوعی استفاده کرد؟ کجا نباید استفاده کرد؟ چه زمانی لازم است به مخاطب اعلام شود که متن با کمک هوش مصنوعی تولید شده؟ مسئولیت خطاهای احتمالی با کیست؟ آیا سردبیر باید همه خروجی های هوش مصنوعی را بررسی کند؟ آیا استفاده از این ابزارها می تواند به حذف نیروهای انسانی منجر شود؟

پاسخ ساده ای برای این پرسش ها وجود ندارد، اما یک اصل روشن است: هوش مصنوعی نباید جایگزین اخلاق حرفه ای شود. حتی اگر ابزارها هوشمندتر شوند، مسئولیت نهایی خبر همچنان انسانی است. خبرنگار و سردبیر نمی توانند بگویند «ماشین این را نوشته، پس مسئولیتش با من نیست». رسانه بدون مسئولیت انسانی، اعتماد خود را از دست می دهد. و وقتی اعتماد از بین برود، حتی دقیق ترین فناوری ها هم نمی توانند جای خالی آن را پر کنند.

از سوی دیگر، ترس کامل از هوش مصنوعی هم راه حل نیست. همان طور که اینترنت، شبکه های اجتماعی و گوشی های هوشمند روزنامه نگاری را تغییر دادند، هوش مصنوعی هم بخشی از آینده رسانه خواهد بود. مسئله اصلی این نیست که آیا باید از آن استفاده کرد یا نه؛ مسئله این است که چگونه باید از آن استفاده کرد. روزنامه نگاری آینده به کسانی نیاز دارد که هم زبان فناوری را بفهمند و هم ارزش های حرفه ای رسانه را فراموش نکنند.

نتیجه مهمی که از پژوهش دکتر فاطمه دستیار می توان گرفت این است که روزنامه نگاران ایرانی نسبت به هوش مصنوعی نگاهی یکدست ساده انگارانه ندارند. نه آن را فقط معجزه می دانند و نه فقط تهدید. آن ها در میانه فرصت و نگرانی ایستاده اند؛ جایی که باید هم از ظرفیت های فناوری استفاده کرد و هم مراقب پیامدهای آن بود. این نگاه متعادل، برای جامعه امروز ایران بسیار مهم است، چون ما بیش از هر زمان دیگری با خبر، شایعه، تبلیغات، داده های ناقص و اطلاعات سریع روبه رو هستیم.

در نهایت، هوش مصنوعی می تواند خبر را سریع تر کند، اما لزوما عمیق تر نمی کند. می تواند متن تولید کند، اما لزوما حقیقت را تشخیص نمی دهد. می تواند داده ها را مرتب کند، اما لزوما عدالت، اخلاق و مسئولیت را نمی فهمد. اینجاست که نقش انسان همچنان اساسی است. روزنامه نگار آینده شاید با ابزارهای هوشمند کار کند، اما اگر قرار است روزنامه نگاری زنده بماند، همچنان به ذهن نقاد، وجدان حرفه ای و شجاعت انسانی نیاز دارد.

این یادداشت بر پایه پژوهش دکتر فاطمه دستیار درباره ادراک روزنامه نگاران ایرانی از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری تنظیم شده است که نتایج آن در مقاله علمی با عنوان Iranian Journalists’ Perceptions of AI in Journalism در مجله International Journal of Science and Research Archive منتشر شده است.