اکبر روئین تن
8 یادداشت منتشر شدهبقا در تلاطم؛ راهکارهای عملی برای تاب آوری شرکت های صنعتی کوچک در شرایط جنگ، تحریم و جهش ارزی
شرکت های صنعتی کوچک در ایران امروز با مجموعه ای از فشارهای هم زمان روبه رو هستند: نااطمینانی های امنیتی، محدودیت های تجاری، نوسانات شدید نرخ ارز و تورم بالا. در کنار این عوامل، افزایش قابل توجه هزینه های نیروی کار نیز به یکی از دغدغه های جدی بنگاه ها تبدیل شده است. افزایش حدود ۶۰ درصدی حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵ نسبت به ۱۴۰۴ و بالا رفتن حق مسکن تا حدود ۳ میلیون تومان اگرچه با هدف جبران فشار معیشتی کارگران انجام شده، اما در عمل برای بسیاری از واحدهای تولیدی کوچک به معنای رشد محسوس بهای تمام شده تولید بوده است.
در بسیاری از کارگاه ها و کارخانه های کوچک، هزینه نیروی انسانی یکی از اجزای اصلی قیمت تمام شده است. بنابراین افزایش ناگهانی دستمزد، بدون آنکه هم زمان بهره وری یا قدرت خرید بازار رشد کرده باشد، فشار مضاعفی بر حاشیه سود شرکت ها وارد می کند. از همین رو بخشی از نارضایتی بنگاه های اقتصادی در ماه های اخیر به همین مسئله بازمی گردد؛ زیرا تولیدکننده ناچار است بین حفظ نیروی کار، افزایش قیمت محصول، یا کاهش سود یکی را انتخاب کند. در چنین شرایطی، مدیریت دقیق تولید، فروش و نقدینگی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می کند.
تمرکز روی تولیدی که «می چرخد»، نه تولیدی که فقط ظرفیت دارد:
در دوره بی ثباتی اقتصادی، مهم ترین معیار تصمیم گیری در تولید باید سرعت تبدیل محصول به نقدینگی باشد. بسیاری از واحدهای کوچک تجربه کرده اند که محصولی با حاشیه سود کمتر اما فروش سریع تر، برای ادامه حیات کسب وکار بسیار مفیدتر از محصولی است که سرمایه را ماه ها در انبار نگه می دارد.
به همین دلیل، بررسی ساده جریان فروش محصولات اهمیت زیادی دارد. مدیران تولید باید مشخص کنند کدام کالاها گردش مالی سریع تری دارند و تمرکز منابع را به سمت همان محصولات هدایت کنند. همچنین در شرایطی که قیمت مواد اولیه مرتب تغییر می کند، تولید انبوه و انبار کردن کالا می تواند ریسک بزرگی ایجاد کند. تولید مرحله ای و متناسب با سفارش، خطر خواب سرمایه را کمتر می کند.
از طرف دیگر، با توجه به افزایش هزینه دستمزد، کاهش ضایعات تولید و افزایش بهره وری نیروی کار اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حتی تغییرات کوچک در نظم خط تولید یا کاهش توقف های غیرضروری دستگاه ها می تواند بخشی از افزایش هزینه نیروی انسانی را جبران کند.
فروش در شرایط رکود؛ نقدینگی مهم تر از سود اسمی:
در بازارهای بی ثبات، فروش اعتباری سنگین یکی از خطرناک ترین تصمیم ها برای شرکت های کوچک است. بسیاری از واحدها به امید افزایش فروش، چک های بلندمدت می پذیرند، اما چند ماه بعد با کمبود نقدینگی مواجه می شوند.
کاهش دوره وصول مطالبات می تواند نقش مهمی در حفظ تعادل مالی شرکت داشته باشد. حتی اگر لازم باشد برای دریافت پول نقد تخفیف کوچکی ارائه شود، در بسیاری از موارد این کار منطقی تر از پذیرش چک های طولانی است. همچنین تعیین سقف اعتبار برای هر مشتری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یک بدحسابی می تواند کل جریان مالی یک کارگاه کوچک را مختل کند.
در شرایطی که اینترنت ناپایدار است و بازارهای آنلاین محدود شده اند، بازگشت به شبکه های فروش سنتی، ارتباط مستقیم با بنکداران و مشتریان قدیمی می تواند به تثبیت فروش کمک کند. بسیاری از تولیدکنندگان کوچک در چنین شرایطی بازارهای محلی و منطقه ای را قابل اعتمادتر می دانند.
مدیریت چک؛ مهم ترین میدان بقا برای بنگاه های کوچک:
در فضای تورمی ایران، مدیریت چک ها گاهی از مدیریت تولید هم حساس تر می شود. کوچک ترین بی نظمی در زمان بندی پرداخت ها می تواند منجر به برگشت چک و آسیب جدی به اعتبار یک شرکت شود.
داشتن یک تقویم دقیق از تمام چک های دریافتی و پرداختی حتی در یک دفتر ساده، می تواند از بسیاری بحران ها جلوگیری کند. بررسی هفتگی این تعهدات به مدیران کمک می کند پیش از رسیدن موعد، تصویر روشنی از وضعیت نقدینگی داشته باشند.
در صورتی که احتمال کسری منابع وجود دارد، مذاکره زودهنگام با تامین کنندگان یا طلبکاران بسیار موثرتر از مذاکره پس از برگشت چک است. تجربه نشان داده است که بسیاری از مشکلات مالی با گفت وگوی به موقع قابل مدیریت هستند.
کنترل هزینه ها بدون آسیب زدن به ستون های اصلی تولید
افزایش دستمزدها باعث شده بسیاری از شرکت ها به فکر کاهش هزینه بیفتند، اما این کار باید با دقت انجام شود. حذف هزینه ها اگر بدون تحلیل باشد، می تواند به کاهش کیفیت تولید یا از دست رفتن بازار منجر شود.
هزینه های غیرضروری مانند خرید تجهیزات غیرفوری، توسعه های زودهنگام یا هزینه های نمایشی باید در اولویت کاهش قرار بگیرند. در مقابل، حفظ نیروهای ماهر و کلیدی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صنایع کوچک، مهارت نیروی انسانی سرمایه ای است که جایگزینی آن به سادگی ممکن نیست.
نقدینگی؛ مهم ترین سپر دفاعی شرکت های کوچک
در اقتصادی که قیمت ها مرتب تغییر می کند، داشتن ذخیره نقدحتی کوچک می تواند تفاوت بین ادامه فعالیت و توقف تولید باشد. بسیاری از مدیران صنعتی معتقدند که در چنین شرایطی باید بخشی از هر دریافتی را به عنوان ذخیره اضطراری کنار گذاشت.
همچنین بهتر است شرکت ها از ورود به تعهدات مالی بلندمدت جدید، تا زمانی که چشم انداز بازار روشن تر شود، با احتیاط عمل کنند.
جمع بندی: در اقتصاد بی ثبات، اول بقا سپس رشد
افزایش دستمزدها، جهش قیمت مواد اولیه و نااطمینانی های اقتصادی باعث شده اداره یک شرکت صنعتی کوچک در ایران به کاری بسیار پیچیده تبدیل شود. با این حال تجربه نشان می دهد بنگاه هایی که انضباط مالی، مدیریت دقیق نقدینگی و تمرکز بر فروش واقعی دارند، شانس بیشتری برای عبور از این دوره خواهند داشت.
در چنین فضایی، موفقیت نه در پروژه های بزرگ و پرریسک، بلکه در مدیریت دقیق روزمره، پاس شدن چک ها، حفظ جریان تولید و نگه داشتن بازار شکل می گیرد. شرکتی که بتواند چند سال سخت را بدون بحران مالی پشت سر بگذارد، در زمان بازگشت ثبات اقتصادی، موقعیتی بسیار قوی تر از بسیاری رقبا خواهد داشت.