سعیده بندگی منفرد
74 یادداشت منتشر شدهآنچه گفته نمی شود: سکوت رسانه ای و قدرت روایت
در مطالعات رسانه، ما معمولا عادت کرده ایم «رسانه» را با «صدا» بشناسیم؛ با تیترهای درشت، گزارش های جنجالی و روایت های پرهیاهو. اما در روایت شناسی رسانه ای، سکوت نه یک «خلا» یا «فقدان محتوا»، بلکه یک «ابزار ارتباطی» فعال و راهبردی است. هر روایت، محصول یک انتخاب است؛ و هر انتخاب، مستلزم طرد بسیاری از عناصر دیگر است. بنابراین، «سکوت رسانه ای» نه تنها بخشی از روایت است، بلکه گاهی همان قدر در شکل دهی به ادراک مخاطب اهمیت دارد که آنچه صراحتا بیان می شود.
مجسمه ساز برای آفریدن یک پیکره، باید بخش های اضافی سنگ را بتراشد. به همین ترتیب، رسانه ها نیز با «تراشیدن» واقعیت و حذف زوائد (از نظر خودشان)، روایت نهایی را می سازند. سکوت رسانه ای، مکانیسمی است که از طریق آن، «مرزهای واقعیت قابل قبول» تعیین می شود. وقتی رسانه ای درباره یک بحران اجتماعی گزارش می دهد اما از ریشه های تاریخی یا اقتصادی آن سخن نمی گوید، در حال ساخت روایتی است که در آن، بحران «ناگهانی»، «بی دلیل» و «شاید سرنوشت ساز» جلوه کند. در اینجا سکوت، قدرت تحلیل را از مخاطب می گیرد و او را به پذیرش روایتی ساده سازی شده مجبور می کند.
یکی از کارکردهای اصلی سکوت، «عادی سازی» است. بسیاری از وضعیت های ناعادلانه یا غیرمعمول، تنها به این دلیل در جامعه تحمل می شوند که رسانه ها درباره آن ها سکوت می کنند. وقتی یک وضعیت (مانند فقر ساختاری یا تخریب محیط زیست) در چرخه اخبار قرار نمی گیرد، به بخشی از «پس زمینه» یا «نظم طبیعی جهان» تبدیل می شود. سکوت، این وضعیت ها را از دایره شمول «مسئله ی اجتماعی» خارج کرده و آن ها را به حاشیه می راند. در واقع، رسانه ها با سکوت آگاهانه، تعیین می کنند که کدام دردها، «درد عمومی» هستند و کدام رنج ها، «رنج خصوصی» و غیرقابل اعتنا.
قدرت سکوت، در توانایی آن برای نادیده گرفتن «دیگری» است. روایت مسلط (Dominant Narrative) همواره نیازمند حذف صداهای متناقض است. اگر رسانه ها به صدای اقلیت ها، منتقدان ساختار قدرت یا روایت های جایگزین اجازه بروز ندهند، روایت غالب به مثابه «حقیقت مطلق» جلوه می کند. این حذف، به معنای واقعی کلمه، ابزاری برای حفظ وضعیت موجود (Status Quo) است.
سواد رسانه ای پیشرفته، نه تنها مستلزم تحلیل «متن خبری» است، بلکه نیازمند «کارآگاهی خبری» نیز هست. مخاطب هوشمند، کسی است که نه تنها می پرسد «چرا این خبر منتشر شد؟»، بلکه می پرسد «چه چیزی گفته نشد؟» و «چرا این بخش از واقعیت حذف شد؟». سکوت، پیام پنهانی رسانه است. یادگیری خواندن این سکوت ها، کلید اصلی رهایی از سلطه ی روایت های مهندسی شده و گام نهادن به سوی درکی عمیق تر و مستقل تر از جهان پیرامون است. هر کجا رسانه سکوت می کند، آنجا دقیقا همان نقطه ای است که باید کنجکاوی نقادانه مخاطب آغاز شود.