هادی خواجوی
5 یادداشت منتشر شدهبافت اجتماعی در جوامع قبیله ای
در جوامع قبیله ای خویشاوندی نقش مهمی در اعتماد و همکاری در راستای ایجاد نظم اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج بازی می کند (کرون، جوامع پیشا صنعتی، 65-95). فراتر از نظم اجتماعی، فرانسیس فوکویاما خویشاوندی را عاملی مهم در نظم سیاسی و قدرت توصیف می نماید (Fukuyama, The orgins of Polotical Order, 2011, p. 84). در این جوامع دوگانه «خویشاوند/ غریبه»[1] نقش مهمی را در تشکیل و تعادل جامعه به عهده دارد. به صورتی که این دوگانه زمینه تبادل های مالی، حفظ ساختار خویشاوندی موجود، ایجاد خویشاوندی جدید از طریق تبادل زنان بین خود و غریبه (Strauss, The Elementray Structures of Kinship, 1969, p. 80)؛ و در نهایت نظم و همبستگی اجتماعی بین گروه ها و قبائیل را بوجود می آورد (ibd, p. 120). نظم سیاسی غیر متمرکزی که بر اساس توزیع قدرت در میان روسای قبایل و اجماع آن ها شکل گرفته است (Fukuyama, The orgins of Polotical Order, 2011, p. 60). در این جوامع مشروعیت رهبران از توانایی شان در حل منازعات و کارآمدی عملی نشات می گیرد. رئیس قبیله نقش نمادین در حل منازعات، تعیین خون بها، توزیع آب و زمین ایفا می نماید (Evans-Pritchard, The Nuer: A Description of the Modes of Livelihood and Political Institutions of a Nilotic People,1940, p. 198). رهبر قبیله باید توانایی حل منازعات بین اعضای قبیله و یا گروه های دیگر را با بهره گیری از مذاکره و توافق داشته باشد (Ibd, p .198). همچنین بهره گیری از توانایی ساماندهی جمعی، بوجود آوردن همدلی و همبستگی گروهی (Service, Primitive Social Organization,1966, p .112)؛ و فرماندهی نظامی از وظایف رهبران بود (Fried, The Evolution of Polotical Society, 1967, p .89). آن ها از طریق توزیع منابع و دارائی ها جایگاه و نفوذ خود را تثبیت و حفظ می کردند (Sahlins, Poor Man, Rich Man, Big Man, Chief, 1965, p. 145). چرا که اقتدارشان وابسته به توانایی شان در تقسیم عادلانه منابع قرار داشت (Gellner, Muslim Society, 1981, p. 78).
کارل پولانی اقتصاد جوامع پیشامدرن و قبیله ای را غیر بازاری[2]می داند (Polany, The Great Transformation.., 1957, p. 59) . وی اقتصاد را بخشی از یک ساختار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی توصیف می کند. بخشی درهم تنیده با سیستم اجتماعی؛ نه یک حوزه مستقل. بنابراین مدیریت منابع بخش جدایی ناپذیر از روابط خویشاوندی، اعتقادات، قدرت و سیاست بود (کرون، جوامع ماقبل صنعتی، 45). تولید و توزیع در چهارچوب هدیه یا تبادل متقابل[3]، بدهی، توزیع مجدد[4] و خانواده داری[5] انجام می شد. قبائل با بهره گیری از تبادل متقابل غذا، زن، امنیت، خون بها، قدرت و احترام به ساماندهی جامعه اقدام می کنند. آن ها به جای دادستد با دادن هدیه، دریافت آن و تعهد طرف مقابل به جبران، نیازهای اجتماعی خود را برآورده می نمودند. مارسل موس در کتاب «هدیه» بر کارکردهای هدیه در جوامع اولیه همچون همبستگی اجتماعی (Mauss, The Gift: The Form and Reason for Exchange in Archaic Societies, 2002, p .4)، پذیرش رابطه و احترام به طرف مقابل (ibd, p. 5 ) اشاره می کند. اگر طرف مقابل متعهد به بازگرداندن هدیه نباشد؛ نظم اجتماعی خدشه دار؛ و اعتماد و احترام متقابل از بین می رود (ibd, p. 6). در واقع مبادلات متقابل، ابزاری برای جلوگیری از هرج و مرج اجتماعی و خشونت است. زنان نیز مشمول قاعده هدیه متقابل بودند. تبادل متقابل آن ها کارکردی در راستای ایجاد همبستگی در میان گروه ها و قبائل در بلند مدت؛ و توازن نظام سیاسی ایفا می نمود (Strauss, The Elementary Structures of Kinship, 1969, p . 48-52). در سیر تکامل در جوامع قبیله ای با پذیرش دین[6] زیر بار بدهی می رفتند. به صورتی که بدهکار خود را مکلف به پس دادن دین خود؛ و طلبکار برای بازستاندن متوسل به خشونت می شد (Graeber, Debt: the First 5000Years, 2011, p. 215). در حالت عادی بدهکار به دین خود پیابند بود؛ و طلبکار هیچگاه متوسل به زور نمی شد. لکن در زمان های قحطی، خشکسالی، جنگ و کمبود غذا اختلاف بالا می گرفت. تا آنجا که طلبکار اقدام به بردگی و اسارت اعضای خانواده بدهکار میکرد. همچنین در بسیاری از جوامع ابتدایی؛ رهبران، کاهنان و فرماندهان، ابتدا منابع و امکانات اقتصادی را به صورت متمرکز جمع آوری؛ و دوباره توزیع می نمودند. کارکرد اجتماعی بازتوزیع منابع؛ کنترل مقدار آن و افزایش وفاداری مردم نسبت به حاکمان و رهبران بود (Scott, Against the Grain.., 2017, p. 134-135). بازتوزیع منابع و غذا در زمان های قحطی و کمبود غذا از شورش ها جلوگیری می کرد (Wilkinson, Polotical ecology of the earliest temples, 2013, p. 407-423). این فرآیند می توانست مشروعیت رهبران قبائل، کاهنان و فرماندهان را، تحت عنوان نگهبان عدالت افزایش دهد (Kemp, Ancient Egypt, 2006, 90). از طرف دیگر معمولا امرار معاش مبتنی بر دامداری و کوچ بود. تولید و مصرف غذا در چهارچوب خانواده و یا قبیله انجام می شد. منابعی چون زمین، دام و آب به خانواده، قبیله و یاگروهی از افراد جهت استفاده اشتراکی تعلق داشت (Greabor, Debt.., 2011, p. 90).
مذهب نیز همانند قدرت و اقتصاد به عنوان حوزه مستقلی در جوامع قبیله ای شناخته نمی شد(Polanyi, 1957, The Great Transformation, p. 72). چیزی تحت عنوان تفکیک امور مقدس و روحانی از امور دنیایی و غیر مقدس وجود نداشت (ibd, p. 73 ). در واقع تا زمانی که امورات اجتماعی بر طبق آئین ها و مناسک و تحت نظر کاهنان انجام می شد؛ تمامی فعالیت های اقتصادی، سیاسی و نظامی مقدس تلقی می شدند. بر همین اساس معابد و مکان های برگزاری مناسک، کارکردی در راستای افزایش همبستگی اجتماعی بازی می کردند (Wilkinson, 2013, Polotical ecology of the earliest temples, p. 305).
[1] Kin/Stranger
[2] None-Market
[3] Reciprocity
[4] Redestribution
[5] Householding
[6] Debt