انصاف قلب

1 اردیبهشت 1405 - خواندن 3 دقیقه - 49 بازدید



[محی الدین ابن عربی]

هر کس فعل مرا به من باز گرداند حق مرا ادا کرده و در مورد حق من بر او انصاف به خرج داده است.

فعلی که حس آن را از بنده مشاهده می کند، آن از خداوند متعال است – نه بنده -

ناگزیر از میزان الهی می باشد که بدان بازش گردانیم.(1)

***

[عین القضات همدانی]

گر عشق حق خویش طلب خواهد کرد - بس مدعیان که او ادب خواهد کرد. (2)

***

[یزدانپناه عسکری]

سر رسید و زمان باز پرداخت (النجم) حق به انصاف قلب

و النجم اذا هوی/النجم1

____________

1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد سیزدهم، صفحه 286 ،287

- [«من رد الی فعلی فقد اعطانی حقی و انصفنی من مالی علیه»

انی رایت وجود الست ادریه - و هو الوجود الذی اعیاننا فیه

الفعل بینی و بین الحق مشترک - فیما یظن و فیه بعض ما فیه

انی سمعت کلاما غیر منقطع - فینا و فی عالم الاکوان من فیه

بسمعه لا بسمعی اننی عدم - و قد توجه حق ما نوفیه

له وکیل علی من لا وجود له - یبلیه وقتا و فی وقت یعافیه

و لا یزال به ما دام متصفا - بالکون فی عینه حتی یوافیه

علی نقیض مقام لیس یعرفه - و لیس فی نفسه امر ینافیه

انا و ایاه موجودان فی قرن - و لا یزال عدوی او نصافیه

فالامر مفترق و الامر مجتمع - و الجود لا یبدو الا من مکافیه

انی رمزت امورا لیس یعرفها - الا الذی قیل فیه انه فیه

و لیس یعلم ما ابدیه من عجب - الا الوجود الذی حار الوری فیه

فالحمد لله لا ابغی به بدلا - و لیس یدریه الا من یکافیه

«ان الفعل الذی یشهد به الحس انه للعبد هو لله تعالی لا للعبد»، «لا بد من میزان الهی نرده به الیه فان الله تعالی»

(محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه، اربع مجلدات، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج4 ؛ ص33)]

2 - نامه های عین القضات همدانی ج3 ، به اهتمام دکتر علینقی منزوی –دکتر عفیف عسیران تهران: انتشارات اساطیر 1377- صفحه 313