فره انسانی

1 فروردین 1405 - خواندن 2 دقیقه - 33 بازدید



[مولانا]

سنت و عادت نهاده با مزه - باز کرده خرق عادت معجزه

بی سبب گر عز به ما موصول نیست - قدرت از عزل سبب معزول نیست

ای گرفتار سبب بیرون مپر - لیک عزل آن مسبب ظن مبر

هر چه خواهد آن مسبب آورد - قدرت مطلق سببها بر درد

لیک اغلب بر سبب راند نفاذ - تا بداند طالبی جستن مراد

چون سبب نبود چه ره جوید مرید - پس سبب در راه می باید پدید

این سببها بر نظرها پرده هاست - که نه هر دیدار صنعش را سزاست

دیده ای باید سبب سوراخ کن - تا حجب را بر کند از بیخ و بن

تا مسبب بیند اندر لامکان - هرزه داند جهد و اکساب و دکان

از مسبب میرسد هر خیر و شر - نیست اسباب و وسایط ای پدر

جز خیالی منعقد بر شاه راه - تا بماند دور غفلت چند گاه (1)

***

[یزدانپناه عسکری]

دو کران وجودی سحرآمیز آدمی، «دقت منطق» و «دقت سبب» افاضه فیض حق است. خروج تارهای نورانی اراده (سبب، فره انسانی)، بال پرواز نفس ناطقه انسان بیننده ای است که حقیقت و ماهیت اشیاء را می بیند. (فاتبع سببا - الکهف : 85)

______________

1 – مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، مثنوی معنوی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1373. دفتر پنجم صفحه 703