سید محمد امین میری طرقبه
11 یادداشت منتشر شدهتقابل قدرت توحیدی با بت واره های تکنولوژیک آمریکا؛ مورد مطالعه: F-۳۵، ناو لینکلن و بوئینگ
در ادبیات استراتژیک معاصر، قدرت های هژمونیک همواره تلاش نموده اند تا با اتکا به «لبه ی تکنولوژی»، تصویری اسطوره ای و شکست ناپذیری از ابزارهای نظامی خود ارائه دهند. در این میان، جنگنده ی نسل پنجم F-35 به عنوان پیچیده ترین دستاورد هوانوردی، فراتر از یک جنگ افزار، به مثابه ی موجودیتی «رادارگریز» و «فرامادی» بازنمایی شده است که ادعا می شد حتی از منظر نظارت قدسی نیز پنهان می ماند. این هواگرد در کنار ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به عنوان نماد سیادت دریایی و «ابرسوخت رسان های استراتژیک بوئینگ» که شریان حیاتی لجستیک دوربرد محسوب می شوند، منظومه ای از قدرت سخت را پدید آورده بودند که وظیفه ی آن تثبیت «دکترین ارعاب» در نظام بین الملل بود.
این تجهیزات پیشرفته در لایه های عمیق ادراکی، نوعی «اصنام مدرن» یا بت های تکنولوژیک را در ذهنیت کنشگران جهانی صورت بندی کرده بودند. از منظر جامعه شناسی قدرت، تقدس بخشی به این ابزارهای مادی، یادآور نظام های فکری مادی گرایانه ای است که در آن، مصنوعات بشری به جایگاه خدایگان زمین ارتقا یافته و ایمان به کارآمدی مطلق ماشین، جایگزین باور به اراده های متعالی گشته بود. این بت های مدرن با جلال و جبروت فنی خود، سعی در القای این مفهوم داشتند که هیچ اراده ای یارای مقابله با نظم تحمیلی آن ها را نخواهد داشت.
با این حال، تحولات میدانی اخیر و انهدام این غول های تکنولوژیک توسط اراده های ایمان محور، لرزه ای بنیادین بر پیکره ی این انگاره های مادی وارد ساخت. سقوط جنگنده ای که «ناپیدا» توصیف می شد و عقب نشینی معنادار ناوگروه های دریایی از مرزهای حاکمیتی، نشان دهنده ی پیروزی «عقلانیت قدسی» بر «تکنولوژی کفر» است. این واقعه، حقیقت تاریخی تقابل حق و باطل را بار دیگر متجلی کرد و نشان داد که پیچیده ترین ساخته های بشری، در لحظه ی مواجهه با قدرت لایزال الهی، فاقد هرگونه اصالت و توان صیانتی هستند.
شایان ذکر است که خنثی سازی عملیاتی نخستین واحد از ناوگان جنگنده های F-35، فراتر از ابعاد نظامی، تکانه های اقتصادی شدیدی را بر ساختار مالی و بازرگانی ایالات متحده در سطح فراملی وارد آورده است. این رخداد موجب فرسایش «اعتبار فنی» این پلتفرم نزد شرکای استراتژیک و کشورهای عضو کنسرسیوم خرید گردید؛ به گونه ای که بسیاری از دولت های خریدار که امنیت ملی خود را بر پایه کارآمدی مطلق این جنگ افزار تعریف کرده بودند، با درک آسیب پذیری های پنهان آن، در حال بازنگری در دکترین های تدارکات نظامی و تجدیدنظر در قراردادهای کلان خرید تسلیحاتی خود هستند. این فرآیند، عملا منجر به خروج سرمایه های دفاعی و کاهش تقاضای بین المللی برای این محصول راهبردی شده است.
این فرآیند تقدس زدایی از ابزار، قرابتی ساختاری با کنشگری تحول آفرین حضرت ابراهیم (ع) در مواجهه با کانون های قدرت مادی زمانه دارد. همان گونه که ایشان با تبر توحید، اعتبار پوشالی بت های نمرودی را در هم شکست، انهدام این تسلیحات پرادعا نیز در واقع عملیاتی ابراهیمی در جهت بطلان الگوهای فکری متکی بر غیرخدا بود. این درهم شکستن هیمنه ی نظامی، اثبات کرد که این ادوات، بت هایی بیش نبودند که علیرغم پیچیدگی فنی، در برابر اراده ی الهی، محکوم به فنا و زوال هستند.
قرآن کریم این سنت تخلف ناپذیر الهی را در سوره ی انبیاء (آیه ۵۸) چنین تصویر می فرماید: «فجعلهم جذاذا الا کبیرا لهم لعلهم الیه یرجعون» (پس آن ها را قطعه قطعه کرد، جز بزرگشان را، تا شاید به سوی آن بازگردند). تبدیل شدن گران قیمت ترین سلاح های تاریخ بشریت به «جذاذ» (قطعاتی پراکنده و بی ارزش)، پاسخی کلامی و عملی به گزافه گویی های هژمونیک است. این فرآیند نشان داد که هرگاه موجودی در برابر خالق ادعای استقلال و برتری نماید، به دست بندگان مخلص، به حضیض ذلت فرود خواهد آمد تا بشر به منشا اصلی قدرت بازگردد.
در تحلیل نهایی، موفقیت های راهبردی جبهه ی توحید را نباید صرفا در متغیرهای فنی جستجو کرد؛ بلکه راز این غلبه در «ایمان استراتژیک» و سجود خالصانه ای نهفته است که در پای لانچرهای دفاعی تجلی می یابد. فریاد «وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم» که از حنجره ی رزمندگان اسلام برمی خیزد، معرف ساختار جدیدی از قدرت در سطح بین الملل است که در آن، «اراده ی الهی» به عنوان متغیر اصلی پیروزی، تمامی معادلات مادی ژنرال های غربی را بر هم می زند. چیزی که اندیشکده های نظامی دنیا به دلیل محدودیت در چارچوب های مادی گرایانه، از فهم عمیق آن عاجزند.
بنابراین، فروپاشی بت های نظامی مدرن همچون F-35 و ناوهای هواپیمابر، نه تنها یک تغییر در موازنه نظامی، بلکه یک جهش معرفت شناختی در تاریخ بشر است. این رخداد، بشارتی بر پایان دوران سلطه ی «خدایگان آهنین» و طلوع نظمی نوین بر پایه ی حاکمیت مطلق الهی است؛ نظمی که در آن ثابت شد هیچ ابزار و تکنولوژی ای نمی تواند در برابر نوری که از پیشانی های مسجود مومنان ساطع می شود، تاب مقاومت داشته باشد.