نقض حقوق بشر در جنگ ایران و عراق و قطعنامه ی ۵۹۸ تحلیل عملکرد سازمان ملل در جنگ غزه با تاکید بر فقه اسلامی،وکالت و حقوق اجتماعی
حقوق بشر در شرایط جنگی بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار می گیرد. جنگ ایران و عراق با استفاده گسترده عراق از سلاح های شیمیایی و حمله به غیرنظامیان، نمونه ای بارز از نقض حقوق بشر و حقوق اجتماعی بود. صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد هرچند به پایان جنگ کمک کرد، اما نتوانست مسئولیت عراق در آغاز جنگ و جبران خسارات وارده به ایران را تضمین کند. در مقایسه، جنگ های اسرائیل علیه غزه از ۲۰۱۴ تا حملات گسترده ۲۰۲۵ نیز نشان دهنده همان الگوی سکوت و جانبداری سازمان ملل است.فقه اسلامی و حقوق اجتماعی به عنوان دو ستون مهم در نظام حقوقی ایران، ظرفیت های ویژه ای برای تحلیل نقض حقوق بشر در شرایط جنگی دارند. سازمان ملل متحد وظیفه دارد در برابر این نقض ها واکنش نشان دهد، اما عملکرد آن در جنگ ایران و عراق و جنگ های غزه نشان می دهد که فشارهای سیاسی مانع تحقق این وظیفه شده است. همچنین، نقش وکالت و آیین دادرسی در پیگیری جنایات جنگی و دفاع از حقوق قربانیان اهمیت ویژه ای دارد. این پژوهش تلاش دارد با ترکیب مبانی فقهی، حقوق اجتماعی و نظریه های نوین حقوق بین الملل، الگویی جامع برای پاسخگویی به نقض حقوق بشر ارائه دهد.سازمان ملل در هر دو بحران جنگ ایران و عراق و غزه ناکام بود. بهره گیری از ظرفیت های فقه اسلامی و حقوق اجتماعی می تواند به عنوان مکمل حقوق بین الملل، سازوکارهای جدیدی برای پاسخگویی به نقض حقوق بشر فراهم کند. همچنین، نقش وکالت و آیین دادرسی در پیگیری جنایات جنگی باید تقویت شود تا قربانیان بتوانند به عدالت دست یابند. فناوری های نوین نیز می توانند ابزارهای قدرتمندی برای مستندسازی و پاسخگویی باشند، اما بدون اراده سیاسی و اصلاح ساختار شورای امنیت، چرخه نقض حقوق بشر و سکوت بین المللی تکرار خواهد شد.