در جستجوی معنا کتابی که این روزها؛ حتی چندین بار خواندنش ارزش دارد.

8 بهمن 1404 - خواندن 3 دقیقه - 537 بازدید

در این روزها به کتاب در جستجوی معنای ویکتور فرانکل زیاد می اندیشم؛ او که خودروانشناس و عصب شناس بود، در اردوگاه های کار اجباری نازی ها در کنار هزاران زندانی دیگر تجربه های تلخی را پشت سر گذاشت؛ فرانکل این کتاب را در دو بخش به رشته تحریر درآورد، بخش اول را به خاطرات تلخ خود در آن اردوگاههای مخوف و بخش دوم را به مکتب لوگوتراپی یا معنا درمانی اختصاص داد؛ کتابی که شاید این روزها چاره درد بسیاری افراد گرفتار در این مرز و بوم باشد؛ کتابی که جوانه های امید را از زیر صخره ها بیرون می کشد؛ کتابی که نشان می دهد اگر برای زندگیتان اگرچه در تلخ ترین زمان ها و مکان ها، معنایی داشته باشید، حتی رنج هایتان نیز در راه رسیدن به مقصد مطلوب، یاریتان خواهد کرد؛ معنای زندگی حتی در یک قدمی کوره های آدم سوزی، حتی در کاورهای مشکی با وجود زخم های عمیق،حتی در زیر سخت ترین شکنجه ها، حتی با از دست دادن نزدیکترین افراد خانواده و نداشتن اجازه سوگواری، حتی با ساچمه هایی که سوی چشمانتان را گرفته و حتی با ... کارآمدترین ابزاریست که در ذهن خواهید داشت؛ گرچه سخت است، بسیار سخت تر از آنچه که در کتاب گفته شده؛ گرچه دور است بسیار دورتر از انچه که در کتاب گفته شده اما اگر بخواهید و بخواهیم، دست یافتنیست؛ جسم را با گلوله می توان از پا در آورد اما ذهنی که معنا را صرف کرده باشد با هیچ گلوله ای از پا در نخواهد آمد؛ شاید در گام نخست، حس نامیدی، سوگ و...و در گام بعدی بی حسی نسبت به فجایع(برای فرار از آزار درد) و... درون آدمی رخ دهد اما اگر در بین این همه درد، معنای درستی برای زندگی داشته باشی؛ سرنوشتت هر چه که باشد، پیروز میدان تویی! دردها تمام می شوند؛ لحظات عمر به پایان می رسند؛ آنچه که اهمیت دارد معنایی است که برای زندگی یافته ای! در درون خود، معنای واقعی را دریاب؛ هر چه از درون قوی تر باشی از بیرون مقاوم تر خواهی شد؛ آنانی که بنای کوره های آدم سوزی، کشتار، سلاخی و طناب دار و....را روی زمین گذاردند؛ هرگز نخواهند توانست معنای زندگی تو را بسوزانند،سلاخیش کنند و یا حلق آویزش کنند.. آنان معنای زندگی خودشان را سلاخی کرده اند و در آتش داغ بی معنایی خواهند سوخت، طناب این بی معنایی گردنشان را خواهد شکست و....