تحریم ها، واقعیات جامعه و کاسبان تحریم در لنز نظریه بحران به علاوه یک

17 آبان 1404 - خواندن 5 دقیقه - 75 بازدید

تحریم ها، واقعیات جامعه و کاسبان تحریم در لنز نظریه بحران به علاوه یک

نویسنده: حمیدرضا صفری – واضع نظریه بحران +۱ و کارشناس عالی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمانشاه

چکیده:

تحریم ها معمولا به عنوان ابزار فشار تلقی می شوند، اما در چارچوب «بحران به علاوه یک» می توان آن ها را سازوکار تحول و خوداصلاحی دانست. این نظریه تحریم را نه فقط عامل رکود، بلکه بخشی از معادله ی پویایی بحران می داند که با وجود عنصر افزوده ی +۱، می تواند به کاتالیزور بازسازی اقتصادی و نهادی بدل شود.

محتوای تحلیلی:

۱. تحریم ها به مثابه نیروی فشاری در مدل بحران

در ادبیات رایج، تحریم به مثابه ی یک متغیر خارجی و عمدتا منفی در نظر گرفته می شود که توسعه ی اقتصادی را مختل می کند. این نگاه، تحریم را صرفا در معادله ی (Crisis = Vulnerability) (بحران = آسیب پذیری) می بیند و عنصر مولد (کاتالیزور) را نادیده می گیرد.

نظریه ی بحران +۱ تحریم را یک «نیروی خارجی اجباری» می داند که اثرات دوگانه دارد:

  1. فشار بر آسیب پذیری ها: آشکار کردن نقاط ضعف ساختاری اقتصاد و مدیریت کشور (مانند وابستگی به منابع خاص یا ناکارآمدی نهادی).
  2. فعال سازی مقاومت: ایجاد الزامات برای نوآوری و جایگزینی منابع و فرآیندها.

۲. ظهور «کاسبان بحران» و تمدید چرخه ی رکود

در اقتصاد ایران، تحریم ها زمینه ساز شکل گیری قشر جدیدی از کنشگران شده اند که از آن ها می توان به عنوان «کاسبان بحران» یاد کرد. این پدیده یک اثر جانبی (Side Effect) در مکانیسم بحران است که در آن، بخش هایی از سیستم از تداوم شرایط بحرانی سود می برند.

این قشر، با ایجاد رانت های ناشی از عدم شفافیت، تخصیص منابع غیررقابتی و نیاز به مدیریت بحران های مقطعی، در برابر اصلاحات ساختاری که به پایداری منجر می شود، مقاومت می کنند. در واقع، «کاسبان بحران»، عنصر «+۱» مولد را خنثی کرده و بحران را در حالت «رکود تورمی پایدار» نگه می دارند.

نظریه ی بحران +۱ و مهار «کاسبان بحران»:
نظریه بحران +۱ نشان می دهد که این مقاومت نیز بخشی از پویایی بحران است و قابل مهار است. اگر عنصر یادگیری نهادی (Institutional Learning) فعال شود، ناکارآمدی های ناشی از کاسبان بحران به عاملی برای تغییر ساختارهای ذی نفع تبدیل می شود.


گشودگی/حل اثر تحریم=اصلاح ساختاری×(+1)ظرفیت نهادی(Cرانت جویان)\text{گشودگی/حل اثر تحریم} = \text{اصلاح ساختاری} \times \frac{(+1)_{\text{ظرفیت نهادی}}}{(C_{\text{رانت جویان}})} گشودگی/حل اثر تحریم=اصلاح ساختاری×(Cرانت جویان​)(+1)ظرفیت نهادی​​

توضیح اجزای فرمول:

  • Resolution of Sanctions Effect\text{Resolution of Sanctions Effect}Resolution of Sanctions Effect (گشودگی/حل اثر تحریم): این متغیر نشان دهنده میزان موفقیت در خنثی سازی یا حل اثرات منفی تحریم ها است.
  • Structural Reform\text{Structural Reform}Structural Reform (اصلاح ساختاری): اشاره به تغییرات بنیادین در ساختارهای اقتصادی و اداری دارد.
  • (+1)institutional capacity(+1)_{\text{institutional capacity}}(+1)institutional capacity​ (ظرفیت نهادی زاینده): این بخش، همان ظرفیت نهادی مولد (یا قدرت سازندگی نهادی) است که در چارچوب نظریه بحران +۱ تعریف می شود و نشان دهنده توانایی سیستم برای ایجاد راه حل های جدید است.
  • (Crent-seekers)(C_{\text{rent-seekers}})(Crent-seekers​) (رانت جویان): این متغیر نشان دهنده تعداد و قدرت افرادی است که از وضعیت موجود (مانند انحصار دور زدن تحریم) سود می برند.

به طور خلاصه، این معادله نشان می دهد که «حل اثر تحریم ها مستلزم انجام اصلاحات ساختاری است که قدرت نهادهای مولد را در مقابل رانت جویان تقویت کند.» (یعنی هرچه رانت جویان قوی تر باشند، تاثیر اصلاحات کمتر خواهد بود، مگر آنکه ظرفیت نهادی به اندازه کافی قوی باشد تا بر این رانت جویان غلبه کند).

۳. تحریم به مثابه ی «مرحله بازتابی»

بر اساس DOI Zenodo: 10.5281/zenodo.15585311، پژوهش صفری پیشنهاد می کند که مقابله با اقتصاد تحریم زده بدون مواجهه ی نظری با بحران، خود به تداوم بحران می انجامد. مقابله صرفا با دور زدن تحریم ها (عملکرد تاکتیکی) به جای تغییر ساختارهای زمینه ساز ناکارآمدی (عملکرد استراتژیک)، منجر به تکرار چرخه ی فشار-تطابق کوتاه مدت می شود.

در مدل +۱، تحریم یک «مرحله بازتابی» (Reflective Phase) است. این مرحله سیستمی را مجبور به خودشناسی عمیق می کند. این خودشناسی شامل موارد زیر است:

  • شناسایی منابع جایگزین: توسعه ی فناوری های بومی و کاهش وابستگی به زنجیره های جهانی آسیب پذیر.
  • تغییر الگوی مصرف و تولید: حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان و مقاوم در برابر شوک های خارجی.
  • شفافیت نهادی: تحریم ها به طور غیرمستقیم فشار می آورند تا ساختارهای فساد و ناکارآمدی که رانت خواران را تغذیه می کنند، آشکار و اصلاح شوند.

۴. راهبرد برای دهه ۲۰۳۵

اگر ایران تحریم ها را صرفا یک مانع ببیند، وارد بازی بازنده-بازنده (Zero-Sum Game) می شود. اما با فعال سازی عنصر +۱، یعنی اعتماد به ظرفیت های درونی برای نوآوری و اصلاح نهادی، تحریم ها می توانند به نیروی محرکه ی گذار از اقتصاد مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش و مزیت های نسبی جدید تبدیل شوند.

نتیجه گیری:

تحریم نه پایان توسعه است و نه صرفا مانع؛ بلکه در مدل +۱، یک «مرحله بازتابی» است که می تواند ساختارهای ناکارآمد را آشکار و موجب تحول نهادی شود. راهبرد ایران برای دهه ۲۰۳۵، بهره برداری از همین پویایی به جای نفی آن خواهد بود. این نظریه، تحریم را به یک آزمایشگاه بزرگ برای توسعه ی بومی و پایدار تبدیل می کند.

کلیدواژه ها:

تحریم، بحران اقتصادی، نظریه بحران به علاوه یک، کاسبان تحریم، بازسازی نهادی، اقتصاد مقاومتی