فاطمه فتاحی
1 یادداشت منتشر شدهنقد و تحلیل لوکا یکی از بهترین انیمیشن های سال ۲۰۲۱

انریکو کازاروزا نویسنده و کارگردان ایتالیایی کاربلد پیکسار با انیمیشن لوکا ما را به دوران کودکی خود به دهه 1950 ساحل ریویرای در نزدیکی شهر جنوا در جنوب ایتالیا می برد و قصه ی هیولاهای دریایی ساحل ریویرای را با چاشنی فرهنگ فولکلور ایتالیایی را برای ما روایت می کند. لوکا اولین فیلم بلند کازاروزا در مقام کارگردان به نویسندگی جسی اندروز و مایک جونز (نویسنده انیمیشن روح) می باشد. این فیلم که در واقع یک کارتون ماجراجویی، کمدی، خانوادگی و فانتزی محصول مشترک ایالات متحده آمریکا و ایتالیا است توسط کمپانی مطرح دیزنی و پیکسار تولید و کمپانی والت دیزنی پیکچرز هم آنرا پخش کرده است. لوکای دیزنی/پیکسار پرمخاطب ترین فیلم سال 2021 بوده بر اساس گزارش وبسایت ددلاین، پخش استریم لوکا بیش از 10 میلیارد دقیقه بیننده به دست آورده که بسیار بیشتر از سایر فیلم های پرطرفدار سال 2021 بوده است و از این حیث یک رکورد محسوب می شود.
لوکا پاگورو، یک هیولای نوجوان دریایی است که به همراه پدر، مادر و مادربزرگ خود، در نزدیکی ساحل شهر ریویرای در کشور ایتالیا زندگی می کند. ویژگی هایی که این هیولاهای دریایی دارند این است که می توانند در دریا ماهی باشند و با ورود به خشکی، انسان شوند. با وجود چنین ویژگی ای، پدر و مادر لوکا، همیشه او را از رفتن به دنیای بیرون از آب منع می کنند چون باور دارند که انسان ها به او آسیب می رسانند ولی لوکا با دیدن نشانه هایی از دنیای خارج، کنجکاو می شود که به این دنیا قدم بگذارد و این کار را انجام میدهد....
ورود لوکا به دنیای انسان ها به مثابه ورود او به دنیای نوجوانیست، که زمینه ی فعالسازی ویژگی های یک نوجوان (لوکا) را فراهم می کند، ویژگی هایی چون استقلال طلبی و میل به آزادی، سرکشی، تغییراتی در طرز تفکر، جست وجوی هویت مستقل، اهمیت گروه همسال، تقلید از رفتار آن ها و توجه نکردن به واقعیت ها و انجام رفتارهای پرخطر در لوکا به وضوح نمایان است.
استقلال طلبی و میل به آزادی، در نوجوانان ویژگی ای است که متاسفانه در صورت عدم درک والدین از وجود و بروز این نیاز در ابعاد صحیح، زمینه سرکشی و لجبازی نوجوانان را فراهم می کند، که در این انیمیشن، لوکا این نیاز، یعنی نیاز به آزادی، را چندین بار ذکر می کند و به دوستش یادآور می شود که چه پدر خوبی داری که تو را آزاد گذاشته است؛ به عبارتی لوکا و آلبرتو دو نوجوانی هستند که از همان ابتدا، رویای داشتن وسپا را در ذهن خود پرورش می دهند، وقتی که تلاششان برای درست کردن آن نتیجه نمی دهد راه دیگری برای به دست آوردنش می یابند؛ شرکت در مسابقه به قصد خرید وسپا. حال چرا وسپا؟ در این انیمیشن وسپا نماد آزادیست؛ همانطور که لوکا می گوید وسپا یعنی آزادی. آزادی و قرار نداشتن در هیچگونه محدودیتی هدفی است که کارگردان این داستان قصد بیان آن را دارد که با میل به آزادی نوجوانان این داستان همسو است.
دومین ویژگی نوجوانی که در این فیلم به وضوح یافت می شود و در نتیجه میل به آزادی و سختگیری بیش از حد والدین بروز می کند، سرکشی و عدم پیروی از دستورات آنهاست، که در این فیلم با وجود هشدارهایی از طرف پدر و مادر لوکا مبنی بر خطرناک بودن دنیای بیرون، لوکا به این دنیا قدم می گذارد و با برخوردهای تند و شدید آنها روبرو می شود که با فرار خود از خانه، به طغیان علیه مراجع قدرت، پدر و مادر خود، می پردازد. همچنین، علاقه به دوستی با همسال، توجه لوکا را از سمت خانواده به سمت آلبرتو (دوست لوکا) می برد و بیشتر از آنکه به معاشرت با خانواده علاقمند باشد، گرایش دارد که با دوستانش در تعامل باشد؛ که این گرایش، زمینه تقلید از رفتارهای آلبرتو را فراهم می کند؛ به عنوان مثال، لوکا موهایش را شبیه دوستش شکل می دهد و طرز تفکر و باور او مبنی بر توانستن را درونی می کند. توجه نداشتن به واقعیت ها و خطرپذیری، ویژگی های دیگری است که در رفتارهای لوکا و آلبرتو به فراوانی می توان شاهد بود.
حال به شخصیت و رفتارهای آلبرتو می پردازیم؛ آلبرتو به خاطر ترک پدرش، دچار طرحواره رهاشدگیست که به علت تجربه این فقدان، رفتار انحصارطلبی لوکا و حسادت به جولیا هنگام دوستی با او را پیش می کشد و از توجه لوکا به خانواده و به خصوص جولیا، محزون می شود و به صورت غیرمستقیم قصد تخریب جولیا را دارد. قصد رفتن به مدرسه لوکا، صمیمیت او با جولیا و توجه کردن به او، زنگ خطرهایی است که در ذهن ناخودآگاه آلبرتو به صدا درمی آید که دوباره تنهایی و دوباره ترک شدن را خبر می دهد و حسادت او را به دنبال دارد. علاوه بر آن، با توجه به تمایلی که آلبرتو، به بودن و زندگی کردن با لوکا دارد و از او حمایت عاطفی و مالی می کند، تمایلی به دوستی با دختر این داستان، جولیا، ندارد که به طرز غیر ملموسی، کازاروزا نیز به مانند سایر تولیدکنندگان آثار انیمیشن مثل ضربان قلب (in a heartbeat) در (2017) رو به جلو (onward) (2020) از کارفرمایان خود پیکسار و دیزنی اطاعت کرده و به طور محسوسی به ترویج همجنسگرایی در گفتن قصه و خلق شخصیت های اصلی می پردازند. به طور مثال در همین اثر شخصیت آلبرتو با وجود شخصیت دختر و مونث علاقه و رابطه ای ویژه ای فراتر از رابطه دوستانه با لوکا دارد و حتی در زمان هایی که شخصیت دختر قصه به لوکا نزدیک می شود و به او محبت می کند به او حسادت می ورزد و قاعدتا این صمیمیت و زیبایی و جذابیت رابطه با همجنس در ذهن ناخودآگاه مخاطب نوجوان اثر گذاشته و تابوی زندگی با یک همجنس را به مرور زمان شکسته و و از یک ضد ارزش به یک ارزش تبدیل و قابل پذیرش می کند.
همچنین در این فیلم به عدم توانایی پدر یا به عبارتی مرد خانواده در رفع و مدیریت امور و ریاست یک زن در انجام امور پرداخته شده و در کل جابه جایی نقش ها و نگاه فیمنیسمی که دختران و زنان به تنهایی می توانند در همه امور و مخصوصا امور مردانه کاملا موفق و مسلط باشند ؛ پدر لوکا به گونه ای توصیف می شود که انسانی بی کفایت است و نقش محوری را در خانواده ایفا می کند، از طرف همسرش مورد بی احترامی قرار می گیرد و همچنین بی عرضه و ترسو به تصویر کشیده می شود ؛ پدر آلبرتو او را رها کرده است و همچنین پدر جولیا یکی از دستانش قطع شده و نمی تواند کار فروش ماهی ها را انجام دهد و دخترش این وظیفه را عهده دار است. در صورتی که مادر آلبرتو حلال مشکلات است، وظیفه امر و نهی فرزندش را به عهده دارد و با رفتارهایش نشان می دهد که رئیس خانه و خانواده است؛ جولیا وظیفه مدیریت یک گروه را برعهده دارد و با جسارت مقابل فرد زورگو می ایستد که می توان نتیجه رفتار جولیا را در زندگی با پدر و همانندسازی با رفتارهای او نسبت داد که با فرهنگ دینی ما مبنی بر اقتدار پدر در مدیریت خانه و خانواده در تضاد است که در نتیجه می توان یکی از علل سرکشی لوکا و فرار او از منزل را به عدم اقتدار پدر در مدیریت خانه هم نسبت داد.
با توجه به آنکه افکار و رفتار، تابع ارزشهای افراد شکل می گیرد؛ والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که این انیمیشن ارزش هایی چون عدم پیروی از دستورات والدین، عدم صداقت، حسادت و فرار از منزل را برجسته می کند و ارزش خانواده مخصوصا پدر را کمرنگ جلوه می دهد؛ که می تواند با القای ارزش های نادرست به کودکان و نوجوانان و مخدوش کردن باورهای آن ها، آسیب رسان باشد، و همچنین با توجه به گرایش همجنسگرایانه و تماشای آن توسط نوجوانان، که به مرور در سبک زندگی افراد تحولاتی ایجاد میکند و بحران هویتی و ارزشی در آن ایجاد می شود که پدر و مادر در قدم اول می توانند در انتخاب انیمیشن مناسب برای فرزندشان آن ها را یاری کنند و در قدم بعد برای کاهش این آسیب ها، فرزندشان را هنگام تماشای این انیمیشن همراهی کنند.