ترامپیسم، تقدم قدرت بر قانون

10 شهریور 1405 - خواندن 2 دقیقه - 16 بازدید

در روابط بین الملل، آنارشی به معنای نبود یک قدرت مرکزی است؛ اما این وضعیت الزاما به معنای "قانون جنگل" نیست. قانون جنگل زمانی آغاز می شود که قدرتمندان تصمیم بگیرند خودشان هم قانون گذار باشند، هم داور و هم کسی که در نهایت از قانون معاف است.

ترامپ را می توان یکی از آشکارترین نمادهای این وضعیت دانست. او سیاست خارجی را تا حد زیادی به زبان زور، تهدید، فشار و معامله تقلیل داده است؛ گویی روابط میان دولت ها نه عرصه حقوق و قواعد، بلکه حراجی است که هرکس چماق بزرگ تری دارد، سهم بیشتری می برد. این همان مکتب ترامپیسم است که زور را مقدم بر قانون می داند.

در این منطق، "جامعه جهانی" تا زمانی محترم است که مزاحم قدرت آمریکا نباشد؛ سازمان های بین المللی تا جایی اهمیت دارند که مانع اراده واشنگتن نشوند و قانون بین الملل ظاهرا برای همه لازم الاجراست، به جز وقتی که اجرای آن برای قدرتمندترین بازیگر هزینه داشته باشد.

طنز تلخ ماجرا اینجاست: قدرتی که بخش مهمی از نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم را بنا کرد، اکنون می تواند به یکی از عوامل فرسایش همان نظم تبدیل شود. ترامپ آنارشی را اختراع نکرده است؛ او فقط نشان می دهد وقتی قدرت از پاسخگویی رها شود، آنارشی چه قدر سریع می تواند لباس "قانون جنگل" بپوشد.

مسئله در نهایت ترامپ به عنوان یک فرد نیست؛ مسئله عادی شدن این تصور است که هرکس قدرت بیشتری دارد، حق بیشتری هم دارد. اگر این منطق بر روابط بین الملل مسلط شود، دیگر سوال این نیست که قانون چه می گوید؟ ، سوال این خواهد بود که چه کسی زور بیشتری برای نادیده گرفتن قانون دارد؟

این همان نقطه ای است که نظم بین المللی به مضحکه ای خطرناک تبدیل می شود:

قانون برای ضعیفان، قدرت برای قدرتمندان.


(Bull, 1977; Waltz, 1979; Powell, 1994)