وقتی غرور، زخم های درون را پنهان می کند…
✨ تا حالا با آدمایی روبه رو شدی که انگار از دماغ فیل افتادن،نه سلام می کنن نه حال و احوال نه حتی یه نگاه انگار همه باید واسشون دولا راست بشن،انگار اصلا از یه سیاره دیگه ای اومدن
با کسی گرم نمی گیرن تو جمع خودشونو کنار می کشن یه جور بی اعتنایی و غرور تو رفتارشونه که آدم رو پس می زنه…
خیلیا فکر می کنن این مدلی بودن نشونه اعتمادبه نفس و بزرگیه ولی واقعیت یه چیز دیگه ست..
بیشتر وقتا پشت اون چهره سرد و مغرور یه آدمیه که ته دلش پر از احساس شرم و بی ارزشی و ناکفایتیه، کسیه که خودش رو دوست نداره حس می کنه به درد نمی خوره و واسه اینکه این حس بد رو قایم کنه یه ماسک زده
«ماسک من از همه بهترم» نه اینکه واقعا فکر کنه بهتره فقط نمی خواد کسی زخم های درونشو ببینه..
جالبه که هر چی این آدما به موقعیت و موفقیت ظاهری می رسن مثلا شغل بهتر یا پول یا اعتبار اجتماعی اون زخما بیشتر خودشونو نشون می دن سردتر می شن،مغرورتر،تنها تر
اما این نه افتخاره نه موفقیت
این یعنی یه روان خسته که هنوز آروم نگرفته،هنوز خودش رو نپذیرفته…
اینا بیشتر از هر چیزی نیاز به التیام و درمان دارن نه موفقیت و تحسین…
از اون ور آدمای بزرگی هم هستن که قله های موفقیتو فتح کردن از دانشمند و هنرمند گرفته تا پزشک و رهبر و کارآفرین ولی وقتی باهاشون هم کلام می شی چیزی که قبل از هر چیز حس می کنی یه قلب مهربونه،یه تواضع عمیق،یه لبخند از ته دل
آدم بودنشون بوی محبت می ده،
بوی پذیرش،خودشون رو قبول دارن
واسه همین نیازی ندارن کسی رو کوچیک کنن تا خودشونو بزرگ نشون بدن.
یادمون باشه که بزرگی به سلامت روان و دل آدمه..نه به ظاهر و جایگاه اجتماعی
مهربون بودن،محترم بودن،همدل بودن یعنی بهزیستی روانی ،یعنی بلوغ ،یعنی تکامل روح و روان…
کسی که می تونه بی نقاب و بی غرور کنار آدما باشه یعنی باخودش و جهان به صلح و آرامش رسیده…
✍🏼دکتربهاربوستانی/متخصص سلامت روان و توسعه فردی