سرمایه اجتماعی و مدیریت زنانه در تعاونی

سال انتشار: 1395
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 695

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COOPSCHOOL01_004

تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1396

چکیده مقاله:

تحقیقات گسترده نشان داده اند سرمایه اجتماعی بالا، با تقویت هنجارهای اعتماد و مشارکت، تاثیر فزاینده ای در عرصه های مختلف همکاری و تعاون در سطح جامعه دارد. از نظر پوتنام سرمایه اجتماعی عبارت ست از مجموعه ساختارهای اجتماعی مثل اعتماد و شبکه هایی که کارایی جامعه را از طریق تسهیل رفتارهای مبتنی بر همکاری افزایش می دهد (Putnam, 1993: 167). با این معیار، الگوها و مبانی ساختاری در مدل تعاونی نه تنها با تکیه بر ذخایر سرمایه اجتماعی موجود در یک جامعه امکان تحقق می یابد، بلکه در تقویت و تداوم تولید سرمایه اجتماعی نقشی سازنده ایفا می کند. نتایج تحقیقات مختلف نشان می دهد که سرمایه اجتماعی برآمده از تعامل میان فردی در جامعه منبعی بسیار مهم در تامین ارزش های هنجاری موردنظر در تعاونی ها دارد. ارتباط میان اعتماد، مشارکت و هنجارهای غیررسمی، بستر تولید و انباشت سرمایه اجتماعی در سازمان های تعاونی را فراهم می کند. فعالیت های مشارکتی مبتنی بر اصول اخلاقی چون صداقت، شفافیت و قابل اعتماد بودن، به تعاونی ها برای حفظ همکاری کمک می کند(blnotto, 2015). با این معیار، می توان تعاونی ها را تجسم نهادی یک ساختار اقتصادی مبتنی بر شاخص های سرمایه اجتماعی دانست. از طرف دیگر، غالب تحقیقات مبتنی بر نقش جنسیت در سرمایه اجتماعی، به نقش محوری زنان در تولید و تقویت سرمایه اجتماعی در سطح جامعه و خانواده اذعان دارند. در غالب این تحقیقات بر نقش زنان در تولید ارزش های اعتماد برای جامعه و نیز پتانسیل مراقبتی زنان تاکید می شود. فوکویاما و پوتنام نقش زنان را در تضعیف و تقویت سرمایه اجتماعی در جامعه بسیار کلیدی می بینند. به رغم نقش پررنگی که زنان در تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی در جامعه برعهده دارند، غالبا از منافع شخصی و فردی برآمده از این نوع از سرمایه محرومند. زنان کمتر از مردان می توانند اعتماد کنند و شبکه روابط ضعیف تری دارند. یعنی درحالی که جامعه برای بهبود عملکرد اجتماعی و انسانی خویش به حضور پررنگ تر زنان نیازمند است و از این ویژگی زنان بهره مند می شود، زنان، خود، از سرمایه اجتماعی که برای جامعه تولید می کنند، بی بهره می مانند. سوال اینست که چطور می توان از یک طرف، زنان را از منافع سرمایه اجتماعی خودشان بهره مند ساخت و از طرف دیگر، منافع این پتانسیل زنانه را در سطح جوامع امروز تقویت کرد و گسترش داد در سطحی دیگر، در هر ساختار سازمانی، مهم ترین عنصر تعریف کننده خط مشی و راهبردها، شیوه چیدمان سلسله مراتب سازمان است. با این قیاس یک تعاونی چطور به تعریف این چیدمان می پردازد. اگر به تاریخ و نحوه شکل گیری بحث تعاونی در دنیای مدرن نگاه کنیم، آن را پاسخی در جهت توانمند کردن نیروها و گروه های ضعیف و حاشیه ای در چرخ توسعه می بینیم. با رشد و گسترش جهانی شدن، و بروز مشکلات و موانع جدی برای تولیدکنندگان روستایی، تعاونی ها به عنوان پاسخی برای این مشکلات مطرح شدند (blnotto, 2015). ساختار تعاونی، برخلاف ساختارهای سازمانی بوروکراتیک سرمایه ای حاکم بر جهان مالی، مبتنی بر اصول روابط و همکاری بین افرادی ست که از سرمایه اقتصادی و اجتماعی پایینی برخوردارند و قادر به حفظ منافع فردی خود در برابر قدرت های مسلط سرمایه نیستند. به همین دلیل این ساختارها ناچار به حفظ منافع جمع هستند. یک سازمان تعاونی، برای حفظ همکاری میان افراد ناچار از رعایت اصول دموکراتیک و مشارکت اعضا در تصمیم گیری و کسب سود است. با این معیار، مدیریت در چنین ساختاری با مدیریت در سازمان های مبتنی بر منافع فرد یا گروه های انحصاری متفاوت است و مقتضیات دیگری را می طلبد. تنها مدیریتی منعطف و مبتنی بر حفظ منافع جمع و درجهت تقویت روحیه همکاری میان اعضا، می تواند تضمین کننده بقای یک تعاونی باشد.

نویسندگان

مریم رضایی

عضو اندیشکده رخداد تازه