از منظر علمای اخلاق، یکی از اعضای بدن که ممکن است دچار آفات زیادی نسبت به سایر اعضا و جوارح شود، زبان است. یکی از این آفات،
پرحرفی و
بیهوده گویی است که بسترهای مساعد و فراوانی برای ارتکاب گناه فراهم می نماید. بسیاری از
گناهان زبانی مانند دروغ، غیبت، سخن چینی و ... ریشه در
بیهوده گویی دارند. از این رو در آیات و روایات اسلامی توصیه های موکدی مبنی بر ترک این رذیله و جایگزینی فضیلت مقابل آن که همانا
صمت و سکوت است، وارد شده است. همان قدر که
پرحرفی و
بیهوده گویی عامل نزدیکی انسان به عذاب و آتش است،
صمت و سکوت موجب آسایش و نجات می شود؛ لذا بر سالکان طریق حقیقت لازم است این دو مفهوم را به خوبی شناخته و سعی در کاربردی نمودن آموزه های روایی مرتبط با آن نمایند. سخن گفتن از آنچه برای گوینده سود و بهره ای ندارد،
بیهوده گویی است؛ که از آن تعبیر به شهوت کلام نیز می گردد.
بیهوده گویی در تقسیم بندی علمای اخلاق بر سه قسم است: سخن لغو یا لهو، سخن زاید (فضول کلام) و سخن نابجا، که هر یک تعاریف و ویژگی های خاص خود را دارند. فضیلت مقابل
بیهوده گویی صمت و سکوت است.
صمت یعنی نگفتن آنچه سودی ندارد. وقتی انسان در آنچه می گوید، گزیده گو باشد و آن معنایی را که از نظر معنوی یا مادی برای او سودی ندارد، نگوید و نیز از زیادی سخن در جایی که باید، بپرهیزد؛ به
صمت متصف می شود. در مقام قیاس بین سکوت و کلام، مگر در مواردی استثنایی، با توجه به آفات زبان، توصیه به خاموشی و سکوت است. بدیهی است چنانچه شخص بتواند زبان خویش را کنترل نماید، سخن گفتن برای وی افضل است.
بیهوده گویی ریشه در عواملی چون: حماقت، کنجکاوی بیجا، شدت علاقه و صمیمیت و حب جاه داشته و برای درمان آن راههای علمی و عملی متعددی مانند: سکوت، ذکر، دقت در پیامدهای سخن، سنجش سخن در ترازوی عقل، اندیشه در مبداء و معاد، سرگرم شدن به کارهای مفید، محاسبه نفس، گذاشتن سنگ ریزه در دهان و ... ذکر شده است، که در این مقاله به صورت مفصل به آن ها خواهیم پرداخت.