الگوی تحلیل دیدگاه های نظری سازمان و مدیریت مورد مطالعه پارادایم انسان گرای بنیادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IMPEB01_0231

تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405

چکیده مقاله:

این مطالعه با هدف بررسی دیدگاه های نظری در مورد نظریه های سازمان و مدیریت انجام شده است. با توجه به گستردگی موضوع مطالعه به پارادایم انسان گرای بنیادی محدود شد. داده های مورد نیاز با روش های کتابخانه ای و مرور ادبیات جمع آوری و با الگوی بارل و مورگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پارادایم انسان گرای بنیادی در الگوی تحلیلی پیشنهادی با قرارگیری در ربع ذهنی گرایی و تغییر بنیادی سازمان را نه به مثابه نهادی کارکردی بلکه به عنوان سازوکاری ایدئولوژیک و مولد از خودبیگانگی انسانی نقد می کند. پژوهش حاضر با تبیین پیش فرض های بنیادین این پارادایم در سطوح هستی شناختی، نام انگاری، معرفت شناختی غیر اثبات گرایی، انسان شناختی اختیارگرایی و روش شناختی ایده نگاری و نیز با بررسی ریشه های فلسفی آن در سنت ایدئالیسم آلمانی و چهار دیدگاه مترتب خودباوری، وجودگرایی، فرانسوی فردگرایی آنارشیستی و نظریه انتقادی به تحلیل سازمان از منظر نظریه ضد سازمانی می پردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و بازخوانی انتقادی متون نظری کلیدی است. یافته ها نشان می دهد که در پارادایم انسان گرایی بنیادی سازمان نه نهادی کارآمد برای حفظ نظم، اجتماعی بلکه سازوکاری برای محدودسازی آگاهی، نهادینه سازی عقلانیت ابزاری و بیگانگی انسان از هستی حقیقی خویش تلقی می شود. این چارچوب با تاکید بر رهایی، آگاهی بخشی و پیوند اندیشه با عمل ظرفیت نظری قابل توجهی برای بازاندیشی انتقادی در مطالعات مدیریت و سازمان فراهم می آورد.

نویسندگان

حسین عباسی

دانشیار گروه مدیریت دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز

رقیه زارع

دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز