نقش فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی در بهبود فرایند کنترل استراتژیک و تحلیل داده های مدیریتی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMPEB01_0002
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر فناوری های دیجیتال و هوش مصنوعی (AI) به عنوان دو نیروی محرک اصلی تحول در شیوه های مدیریت و کنترل استراتژیک شناخته شده اند. تغییرات سریع در محیط رقابتی و رشد حجم و پیچیدگی داده های مدیریتی، سازمان ها را ناگزیر ساخته است که از ابزارهای نوین برای پایش، تحلیل و تصمیم گیری استفاده کنند. در ایران این روند با چالش های زیرساختی، فرهنگی و قانونی مواجه است اما نمونه های موفق از بانک ملی ایران، فولاد مبارکه اصفهان، راه آهن جمهوری اسلامی و پلتفرم های تجارت الکترونیک مانند دیجی کالا نشان داده اند که ادغام هدفمند فناوری های دیجیتال و AI می تواند کارایی و دقت کنترل استراتژیک را به طور چشمگیری ارتقاء دهد. هدف این پژوهش بررسی نقش این فناوری ها در بهبود فرآیند کنترل استراتژیک و تحلیل داده های مدیریتی و شناسایی چالش ها و راهبردهای موفقیت در بستر بومی ایران است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی با رویکرد مطالعه موردی رسوبی (embedded case study) بوده و داده ها از طریق تحلیل اسناد، گزارش های رسمی سازمان ها و مشاهدات میدانی گردآوری شده اند. نمونه های مورد بررسی طیفی از بخش های مالی، صنعتی و خدماتی را شامل می شوند که تجربه عملی در استفاده از سیستم های دیجیتال و AI دارند. یافته ها نشان می دهد که فناوری دیجیتال امکان دسترسی آنی به داده های چندمنبعی و ایجاد یکپارچگی اطلاعاتی را فراهم کرده و AI با قابلیت های تحلیل پیش بینانه، کشف الگوهای پنهان و اتوماسیون تصمیم گیری دقت و سرعت واکنش های سازمانی را افزایش داده است. همچنین هم افزایی این دو فناوری در قالب زیرساخت های قوی، فرهنگ سازمانی داده محور و چارچوب قانونی امن، برتری رقابتی پایدار را ایجاد می کند. با این حال موانع عمده شامل مقاومت فرهنگی، ضعف مدیران، زیرساخت های ارتباطی، محدودیت های مالی و کمبود نیروی انسانی متخصص باقی مانده است. نتیجه گیری نهایی این است که برای دستیابی به کنترل استراتژیک هوشمند در ایران باید رویکردی چندسطحی اتخاذ شود که سرمایه گذاری زیرساختی، آموزش نیروی انسانی، تقویت فرهنگ داده محور و تدوین مقررات جامع را به صورت همزمان شامل شود. مسیرهای پژوهشی آتی نیز باید بر تحلیل تطبیقی، صنایع، اثرات فرهنگی، هوشمندسازی و مدل سازی اقتصادی بازده سرمایه گذاری در فناوری تمرکز کنند تا سازمان ها بتوانند مسیر تبدیل به ساختارهای آینده نگر و رقابتی را هموار سازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامرضا اسگندری
گروه مدیریت موسسه غیرانتفاعی، شمس تبریز، ایران
رامین فروردین
دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز تبریز ایران