تحلیل تطبیقی مولفه های غنایی عشق زمینی و عشق الهی در غزلیات شمس مولوی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AHMISC02_028

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

ادبیات غنایی یکی از مهم ترین گونه های ادبی در شعر فارسی است که بیش از هر چیز بر بیان احساسات، عواطف و تجربه های درونی انسان تکیه دارد. در این میان، مفهوم عشق به عنوان بنیادی ترین عنصر شعر غنایی، در آثار مولوی جایگاهی ویژه یافته است. غزلیات شمس عرصه ای گسترده برای بازتاب جلوه های گوناگون عشق، از عشق زمینی تا عشق الهی، به شمار می رود و مولوی با بهره گیری از ظرفیت های زبانی، عرفانی و عاطفی، توانسته است پیوندی عمیق میان این دو نوع عشق برقرار سازد. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مولفه های غنایی عشق زمینی و عشق الهی در غزلیات شمس و تبیین نحوه تحول عشق انسانی به عشق متعالی در اندیشه مولوی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده و داده های آن به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مولوی از عناصر مشترکی همچون شوق وصال، درد فراق، بی قراری، جذبه روحانی و موسیقی عاطفی برای تصویرسازی هر دو نوع عشق بهره می گیرد، اما عشق الهی در شعر او دارای ابعاد عرفانی، شهودی و هستی شناختی گسترده تری است. همچنین یافته ها بیانگر آن است که عشق زمینی در غزلیات شمس غالبا مقدمه ای برای سلوک عرفانی و رسیدن به عشق الهی محسوب می شود و شاعر با عبور از نمودهای مادی عشق، به تبیین حقیقت مطلق و وحدت وجود می رسد. از این رو، غزلیات شمس را می توان نمونه ای برجسته از امتزاج ادبیات غنایی و عرفان در شعر فارسی دانست که در آن تجربه های انسانی عشق به مرتبه ای قدسی و معنوی ارتقا یافته است.

نویسندگان

حورا رفیعی سویری

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور مرکز رشت، رشت، ایران