بازنمایی هویت ایرانی در شاهنامه فردوسی با تاکید بر پیوند زبان، تاریخ و اسطوره

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AHMISC02_025

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین متون ادبی در تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانی است که در آن عناصر گوناگون هویتی همچون زبان، تاریخ، اسطوره و ارزش های فرهنگی به صورت درهم تنیده بازنمایی شده اند. این اثر نه تنها یک حماسه ادبی بزرگ به شمار می آید، بلکه سندی مهم برای شناخت حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان نیز محسوب می شود. فردوسی در دوره ای به سرایش شاهنامه پرداخت که بسیاری از عناصر فرهنگی ایران باستان در معرض فراموشی قرار گرفته بودند و زبان فارسی نیز نیازمند تثبیت و گسترش بود. در چنین شرایطی شاهنامه توانست با گردآوری و بازآفرینی روایت های اسطوره ای و تاریخی ایران، نقش مهمی در احیای هویت فرهنگی ایرانیان ایفا کند. در این اثر، زبان فارسی به عنوان مهم ترین ابزار انتقال فرهنگ و حافظه تاریخی جامعه ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. فردوسی با مهارت ادبی و آگاهی عمیق از سنت های فرهنگی و تاریخی ایران، توانست داستان هایی را روایت کند که در آن ها عناصر اسطوره ای و تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این روایت ها علاوه بر ارزش ادبی، حامل پیام های فرهنگی و هویتی نیز هستند و به تقویت احساس تعلق فرهنگی در میان ایرانیان کمک کرده اند. هدف اصلی این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی هویت ایرانی در شاهنامه فردوسی با تاکید بر پیوند میان سه عنصر بنیادین زبان، تاریخ و اسطوره است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه ای و تحلیل متن شاهنامه است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از ظرفیت های زبان فارسی و با بازآفرینی روایت های تاریخی و اسطوره ای ایران، توانسته است تصویری منسجم از هویت فرهنگی ایرانیان ارائه دهد. شاهنامه در این معنا نه تنها اثری ادبی، بلکه سندی فرهنگی و تاریخی است که در شکل گیری و استمرار هویت ایرانی نقشی بنیادین داشته است.

نویسندگان

سمیرا خاتمی

استاد دانشگاه علمی کاربردی اسلامشهر

امیر دنیادیده

دانشجوی کارشناسی، دانشگاه علمی کاربردی اسلامشهر