خوانش هرمنوتیکی اثر «خطی که با راه رفتن پدید آمد» از ریچارد لانگ بر بنیاد پدیدارشناسی هرمنوتیکی هنر نزد مارتین هایدگر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

AHMISC02_019

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405

چکیده مقاله:

فهم نسبت میان هنر و حقیقت از مهم ترین مباحث فلسفه هنر مارتین هایدگر است که با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیکی، اثر هنری را نه به مثابه ابژه ای زیباشناختی، بلکه به عنوان رخدادی برای آشکارشدن حقیقت تفسیر می کند. در این نگرش، حقیقت در قالب مفهوم یونانی آله ثیا به معنای ناپوشیدگی، از خلال تعامل میان «زمین» و «جهان» در اثر هنری به ظهور می رسد (Heidegger, ۱۹۷۱). پژوهش حاضر با تکیه بر این چارچوب نظری، به خوانش هرمنوتیکی اثر «خطی که با راه رفتن پدید آمد» از ریچارد لانگ می پردازد. محور اصلی تحلیل، بررسی نسبت میان کنش راه رفتن، بستر طبیعی و شکل گیری اثر است؛ رخدادی که در آن طبیعت از جایگاه یک پس زمینه منفعل فراتر رفته و به عنصری هم ارز در فرایند آفرینش هنری تبدیل می شود. این مطالعه نشان می دهد که اثر لانگ از طریق مداخله ای حداقلی، تجربه ای از حضور، مکان، زمان و سکونت انسان را در دل طبیعت آشکار می سازد و زمینه ظهور حقیقت را فراهم می کند؛ بی آنکه طبیعت به ماده ای صرف برای بازنمایی یا سلطه هنرمند فروکاسته شود. از این منظر، خط ایجادشده بر اثر راه رفتن نه صرفا نشانه ای بصری، بلکه رخدادی وجودشناختی است که امکان گشودگی معنا و تجربه هستی را پیش روی مخاطب قرار می دهد. این پژوهش با اتکا به آثار بنیادین هایدگر، به ویژه خاستگاه اثر هنری، و مطالعات مرتبط با هنر زمینی، ظرفیت های پدیدارشناسی هرمنوتیکی را در تفسیر این اثر تبیین می کند.

نویسندگان

ریحانه قائینی یحیی آبادی

دانشجوی کارشناسی ارشد مجسمه سازی دانشگاه تهران، تهران، ایران