رنج اخلاقی، فرسودگی شغلی و راهکارهای ارتقای تاب آوری در پرستاری بالینی: یک مطالعه مرور سیستماتیک
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 84
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NMCONF09_090
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: حرفه پرستاری به عنوان شریان اصلی سیستم های مراقبت سلامت، با استرس های مزمن سازمانی و تعارضات اخلاقی عمیقی روبه رو است. تداوم این وضعیت زمینه ساز پدیده های مخربی چون رنج اخلاقی و فرسودگی شغلی می شود. این مطالعه مرور سیستماتیک با هدف تبیین جامع وضعیت اپیدمیولوژیک، واکاوی علل ساختاری و پیش آیندها، و ارزیابی مقایسه ای میزان اثربخشی مداخلات روان شناختی و آموزشی ارتقای تاب آوری در پرستاران بالینی بر اساس گایدلاین بین المللی PRISMA انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه مرور سیستماتیک، جستجوی نظام مند در پایگاه های داده بین المللی شامل PubMed/Medline، Scopus، Web of Science و پایگاه های ملی SID و Magiran تا ژانویه ۲۰۲۶ صورت گرفت. استراتژی جستجو با ترکیب عملگرهای بولین و واژگان کلیدی مش نظیر رنج اخلاقی، فرسودگی شغلی، پرستاری، تاب آوری و مداخلات بالینی تنظیم شد. معیارهای ورود شامل مطالعات اصیل کارآزمایی بالینی، نیمه تجربی و توصیفی-تحلیلی مکتوب به زبان فارسی و انگلیسی بود. ارزیابی کیفیت روش شناختی مقالات به صورت مستقل توسط دو پژوهشگر و با استفاده از ابزارهای استاندارد انستیتو جوآنا بریگز (JBI) انجام گرفت. یافته ها: از میان مقالات غربالگری شده، یافته های تجربی استخراج و دسته بندی شدند. نتایج حاصل از متاآنالیزهای بومی نشان داد شیوع کلی فرسودگی شغلی در پرستاران ایران ۲۵ درصد (با حدود اطمینان ۹۵ درصد: ۱۹ تا ۳۲ درصد) است که در بخش های خصوصی خستگی عاطفی شدید تا ۳۶.۳۶ درصد افزایش می یابد. در حوزه پیش آیندها، مواجهه با «مراقبت های بیهوده» در بخش های ویژه ارتباط مثبت و مستقیم بالایی با رنج اخلاقی نشان داد (ضریب همبستگی برابر ۰.۴ و مقدار پی برابر ۰.۰۳). نابرابری های متقاطع جنسیتی و قومیتی به عنوان تعدیل کننده های کلیدی رنج اخلاقی در مراکز مراقبت طولانی مدت شناسایی شدند؛ به طوری که ۲۴.۴ درصد از پرستاران به همین دلیل قصد ترک خدمت داشتند. در بخش ارزیابی مداخلات، آموزش مراقبت های تسکینی (کاهش ۱۶.۴۷ امتیازی رنج اخلاقی) و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخشی آماری معناداری در کاهش فرسودگی داشتند. با این حال، شواهد کارآزمایی های بالینی نشان داد مداخلات انفعالی مانند نگارش روایتی تجارب تروماتیک و جلسات تخلیه اطلاعاتی فاقد تاثیر آماری معنادار بر شدت و فراوانی رنج اخلاقی بودند (مقدار پی بزرگتر از ۰.۰۵). در مقابل، ابزارهای فرآیندی و مشارکتی نظیر مدل ارزیابی تضاد اخلاقی (MCA) کارآمدی بالایی در انتقال پرستاران از مقابله های اجتنابی به راهبردهای فعال نشان دادند. نتیجه گیری: یافته های این مرور سیستماتیک اثبات می کند که رنج اخلاقی و فرسودگی شغلی، چالش هایی منحصرا فردی نبوده بلکه پدیده هایی سیستماتیک و ساختاری هستند. مداخلات روان شناختی فردمحور و انفعالی در غیاب حمایت سازمانی کارآمدی پایدار ندارند. مهار این بحران نیازمند اقدامات کلان مدیریتی، اصلاح ساختار پرداخت ها، ایجاد اقلیم های اخلاقی حمایتی و به کارگیری ابزارهای مشارکتی فرآیندمحور (نظیر مدل MCA) جهت حفظ و صیانت از نیروهای پرستاری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم یوسف زاده
کارشناس ارشد پرستاری، گروه پرستاری، بیمارستان مدنی، دانشگاه علوم پزشکی خوی، خوی، ایران
میر امیرحسین سید نظری
کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران