نقش یادگیری مشاهده ای و الگوسازی در پرورش تاب آوری و خوش بینی یک مرور تحلیلی در چارچوب نظریه شناختی اجتماعی و روانشناسی مثبت گرا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MPYSS09_016

تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: تاب آوری و خوشبینی از مهمترین سازه های روانشناسی مثبت گرا هستند که نقش کلیدی در سلامت روان، مقابله با استرس و عملکرد سازگارانه در مواجهه با بحران های زندگی ایفا می کنند. با وجود اینکه برخی دیدگاه های سنتی این ویژگی ها را عمدتا ذاتی و تغییرناپذیر تلقی می کنند، پژوهش های نوین نشان می دهند که تاب آوری و خوش بینی در تعامل با محیط اجتماعی، سبک های شناختی و تجربه های یادگیری قابل پرورش و تقویت هستند. هدف این مقاله ارائه یک مرور تحلیلی از نقش یادگیری مشاهده ای و الگوسازی در شکل گیری و تقویت تاب آوری و خوشبینی بر پایه نظریه شناختی اجتماعی بندورا و ادبیات روان شناسی مثبت گرا است. روش ها: این پژوهش از نوع مرور تحلیلی (روایتی) بوده و با جستجوی نظام مند در پایگاه های داده معتبر از جمله Web of Science، Scopus، Google Scholar، PubMed و همچنین پایگاه های داخلی SID و Magiran با استفاده از کلیدواژه های «یادگیری مشاهده ای»، «الگوسازی»، «تاب آوری»، «خوش بینی»، «خودکارآمدی»، «روانشناسی مثبت گرا» و «سبک تبیینی» و با محدودیت زمانی منابع کلاسیک تا ۲۰۱۰، منابع مرتبط انتخاب و مورد تحلیل محتوایی قرار گرفته اند. یافته ها: چهار فرآیند اصلی یادگیری مشاهده ای شامل توجه، حفظ، بازتولید و انگیزش به عنوان مکانیسم های بنیادین تغییر رفتار معرفی شده اند و خودکارآمدی به عنوان حلقه اتصال میان مشاهده و عملکرد نقش واسطه ای تعیین کننده ایفامی کند. همچنین خوش بینی آموخته شده و سبک تبیینی در چارچوب نظریه سلیگمن و تاب آوری به عنوان فرایندی پویا و قابل آموزش مطابق دیدگاه «جادوی معمولی» ماستن قابلیت پرورش از طریق الگوسازی را دارند. الگوسازی به عنوان یک سازوکار کم هزینه و موثر می تواند در طراحی مداخلات آموزشی، تربیتی، بالینی و سازمانی برای ارتقای تاب آوری و خوش بینی به کار گرفته شود. نتیجه گیری: الگوسازی و یادگیری مشاهده ای به عنوان سازوکارهایی کم هزینه، در دسترس و اثربخش می توانند در طراحی مداخلات آموزشی، تربیتی، بالینی و سازمانی برای ارتقای تاب آوری و خوش بینی مورد استفاده قرار گیرند و دیدگاه ذاتی انگاری را به چالش بکشند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده به بررسی تاثیر الگوسازی در بافت های فرهنگی مختلف و مقایسه الگوهای زنده و مجازی بپردازند.

نویسندگان

مریم جوان

دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی مثبت گرا دانشگاه معارف قرآن و عترت(ع)، اصفهان، ایران

خدیجه بلکامه

استادیار، گروه روانشناسی دانشگاه معارف قرآن و عترت(ع)