شایع ترین اختلالات یادگیری در دانش آموزان مقطع دبستان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MPYSS09_015
تاریخ نمایه سازی: 26 مهر 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: آموزش ابتدایی زیربنای اصلی رشد، شناختی تحصیلی و روانی اجتماعی کودکان است. در این میان بروز اختلالات یادگیری خاص (SLDs) به ویژه نارساخوانی، نارسا حسابی و نارسانویسی، به عنوان چالش های عصب رشدی فراگیر با اختلال در اکتساب مهارت های پایه سواد آموزی و حساب آموزی پیامدهای نامطلوب و بلندمدتی بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان می گذارد. هدف از این مقاله مرور روایتی ارائه تلفیقی منسجم و جامع از مبانی مفهومی، سیر تحول تاریخی، شیوه های تشخیصی مدرن و رویکردهای مداخله ای نوظهور در مواجهه با شایع ترین اختلالات یادگیری در مقطع ابتدایی است. روش شناسی این مطالعه با اتخاذ رویکرد مرور روایتی ساختاریافته به بررسی و تحلیل انتقادی ادبیات پژوهشی موجود در پایگاه های داده معتبر بین المللی و داخلی از جمله PsycINFO، Scopus، Web of Science، PubMed، گوگل اسکولار، SID و Magiran پرداخته است. منابع گردآوری شده شامل پژوهش های تجربی داوری شده، آثار بنیادی و مرورهای موضوعی شاخص بودند که بر اساس همسویی تماتیک با آموزش ابتدایی، علت شناسی عصب شناختی، الگوهای هم ابتلایی و پداگوژی های فراگیر ارزیابی و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل ادبیات پژوهشی نشان می دهد که مفهوم سازی اختلالات یادگیری از مدل های اولیه پزشکی و نقص محور به سمت پارادایم های عصب سازنده گرا و تنوع عصبی (Neurodiversity) تغییر یافته است. یافته ها بر نقش محوری مدل کاستی های چندگانه (MDM) و نقص در کارکردهای اجرایی زیربنایی نظیر حافظه فعال و سرعت پردازش در ایجاد هم ابتلایی های پیچیده میان اختلالات یادگیری و ADHD تاکید دارند. همچنین در حوزه ارزیابی، گذار قاطع از مدل های ناکارآمد ناهمخوانی هوشبهر-پیشرفت به سمت سیستم های پیشگیرانه و چندسطحی «پاسخ به مداخله (RTI)» و سیستم های حمایتی چند سطحی (MTSS) رخ داده است. علاوه بر این، بحران های پس از همه گیری و پدیده هایی مانند تفکیک ترومای آموزشی محیطی از ناتوانی های عصب رشدی ذاتی را پیچیده تر کرده اند. بحث و نتیجه گیری: اختلالات یادگیری ناتوانی های ایستا یا ناشی از هوش پایین نیستند بلکه تفاوت های عصب رشدی پویایی به شمار می روند که مواجهه با آنها مستلزم عبور از مداخلات تک بعدی و اتخاذ دیدگاهی مبتنی بر توانمندی هاست. موفقیت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در گرو به کارگیری تکنولوژی های تطبیقی (مانند هوش مصنوعی)، آموزش های چندحسی تفکیک شده و ایجاد شبکه همکاری میان رشته ای میان معلمان، روان شناسان و خانواده هاست. در نهایت، پر کردن شکاف میان علوم اعصاب شناختی و عمل روزمره کلاس درس، شرط لازم برای تحقق آموزشی عادلانه فراگیر و پاسخگو به نیازهای دانش آموزان عصب متفاوت خواهد بود.
کلیدواژه ها:
اختلالات یادگیری ، نارساخوانی ، نارسا حسابی ، نارسانویسی ، پرورش کودک ، آموزش ابتدایی ، عصب رشدی ، پداگوژی ، هوش مصنوعی
نویسندگان
نرگس روحانی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی مثبت گرا