همدلی اجباری در خوانش ادبی استعاره: مبانی عصبی و کاربردهای بالینی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PLCCONF16_013

تاریخ نمایه سازی: 22 مهر 1405

چکیده مقاله:

خواندن متون ادبی فراتر از رمزگشایی نشانه های زبانی یک فرآیند شبیه سازی عصبی پیچیده است. در مواجهه با استعاره ها مغز انسان صرفا به تحلیل معنایی اکتفا نمی کند بلکه با پدیده ای مواجه می شویم که می توان آن را همدلی اجباری نامید؛ حالتی که در آن سیستم های عصبی مرتبط با ادراک حسی-حرکتی و تئوری ذهن، برای درک بار استعاری، متن فعال و درگیر می شوند. فعال سازی چندحسی برخلاف گزاره های تحت اللفظی، استعاره ها مانند «قلبش از سنگ بود» نواحی حسی-حرکتی (مانند قشر حرکتی برای درک سختی یا سردی) را فعال می کنند. همدلی اجباری و سیستم آینه ای در مواجهه با استعاره هایی که بیانگر حالات ذهنی یا رنج دیگران هستند، مغز به صورت خودکار از طریق «نورون های آینه ای و شبکه های تئوری ذهن» وضعیت درونی سوژه استعاری را برای خواننده بازتولید می کند. این فرآیند نه یک انتخاب بلکه یک واکنش بیولوژیک خودکار اجباری برای فهم معناست. نقش قشر پیش پیشانی در ادغام معنایی استعاره ها نیازمند تعامل میان نیمکره راست برای درک معنای غیرمستقیم و قشر پیش پیشانی برای مدیریت بار عاطفی این همدلی است. استعاره های ادبی تنها ابزار زیبایی شناختی نیستند؛ آنها واسطه های بیولوژیک برای گسترش مرزهای همدلی مغز محسوب می شوند. همدلی اجباری در خوانش ادبی پتانسیل عظیمی برای طراحی پروتکل های جدید در نوروتراپی (عصب درمانی) دارد تا از طریق تحریک هدفمند شبکه های همدلی تاب آوری شناختی و عاطفی بیماران ارتقا یابد.

نویسندگان

جلیل حاجیلو

استادیار روان شناسی دانشگاه پیام نور تهران ایران

نوید خداوردی

دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه

امیر حسین امیری

دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه

سبحان بهاری

دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید رجایی ارومیه