حکایت «انوشیروان با وزیر خود» در
مخزن الاسرار نظامی، عرصه بازنمایی قدرت، عدالت و آگاهی بخشی نخبگان سیاسی در بستری گفتمانی است.
گفتمان غالب این حکایت،
قدرت را زمانی مشروع می داند که با عدالت اجتماعی، توجه به فرودستان و آگاهی حاکم همراه باشد. در این
گفتمان بزرگمهر به عنوان وزیری فرزانه و کاردان با زبانی ادبی و در عین حال انتقادی انوشیروان را از خواب غفلت می رهاند و می کوشد تا
قدرت را به سمت مسئولیت پذیری و عدالت محوری سوق دهد. نظامی گنجوی در مقام سوژه ای آگاه، با تکیه بر آموزه های قرآن کریم و کاربست شگردهای بلاغی، اندیشه های ایده آلیستی این روایت را چنان می پروراند که نقد
قدرت با بیدارسازی نخبگان و ترسیم الگوی آرمانی حکومت درمی آمیزد. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر تحلیل
گفتمان میشل فوکو، که ریشه در تبارشناسی و دیرینه شناسی او دارد، به بررسی دال مرکزی، دال های شناور، مفصل بندی و هژمونی در این حکایت پرداخته است؛ بدین منظور از رویکرد دیرینه شناسی
فوکو جهت واکاوی تحولات معرفتی و گفتمانی و از تبارشناسی وی جهت تحلیل زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیدایش
گفتمان حکایت مذکور استفاده کرده، دریافته است که نظامی با بهره گیری از ابزارهای زبانی چون طنز و کنایه و اشارات دینی، وزیر را در مقام نیروی آگاهی بخش و مصلح معرفی می کند که می تواند ساختار
قدرت را نقد کند و پادشاه را از خودکامگی و بی عدالتی برهاند. در این حکایت، عدالت شرط بنیادین مشروعیت
قدرت معرفی می شود و بازی های زبانی به عنوان ابزارهای بازاندیشی و اصلاح ساختار
قدرت عمل می کنند.