حکمرانی خوب شهری در پارادایم شهر هوشمند، تحولی بنیادین در نگرش به مدیریت شهری با محوریت شهروند، مشارکت و پایداری محسوب می شود. این پژوهش با هدف شناسایی و سطح بندی مولفه های
حکمرانی خوب شهری بر اساس رویکرد
شهر هوشمند در
شهرکرد انجام شده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است که با بهره گیری از یک روش شناسی ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شده است. جامعه آماری را متخصصان دانشگاهی و اجرایی دارای سابقه علمی یا تجربی کافی در حوزه حکمرانی شهری و
شهر هوشمند و نیز آشنایی موثر با محدوده
شهرکرد تشکیل دادند. با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک زنجیره ای، مشارکت کنندگان از میان صاحب نظران شناسایی و انتخاب شدند. فرآیند نمونه گیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در نهایت ۲۶ خبره در پژوهش مشارکت نمودند. یافته های پژوهش نشان داد که از طریق تحلیل اسنادی و اجماع خبرگان، ۲۲ مولفه کلیدی
حکمرانی خوب شهری در چارچوب
شهر هوشمند شناسایی و تایید نهایی شد. با به کارگیری روش مدل سازی ساختاری-تفسیری، این مولفه ها در یک ساختار سلسله مراتبی ۱۱ سطحی سازماندهی شدند. در این ساختار، مولفه «حکمرانی هوشمند و داده محور» در پایه هرم به عنوان بنیادی ترین محرک سیستم و چهار مولفه «مشارکت الکترونیک»، «ظرفیت سازی دیجیتال»، «چابکی سازمانی» و «سیاست گذاری مبتنی بر شواهد» در قله هرم به عنوان وابسته ترین اهداف غایی شناسایی شدند. در این رابطه، تحقق موفقیت آمیز
شهر هوشمند در شهرهایی نظیر شهرکرد، مستلزم اتخاذ رویکردی نظام مند و حکمرانی محور است. فرایند گذار به سوی
شهر هوشمند می بایست بر پایه برنامه ریزی راهبردی شکل گیرد؛ به گونه ای که گام نخست به تقویت زیرساخت های نهادی و داده ای اختصاص یابد، سپس زمینه های پیوندی و توانمندساز توسعه یابند و در مرحله نهایی، اجرای پروژه های عملیاتی در حوزه های تخصصی
شهر هوشمند میسر گردد.