طراحی الگوی بومی تحلیل موانع ساختاری و نهادی انتقال خط مشی (Policy Transfer) در بخش عمومی: رویکرد نظریه داده بنیاد متنی (Text-based Grounded Theory)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HMODIR10_164
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، انتقال خط مشی به یکی از سازوکارهای مهم یادگیری دولت ها، اقتباس نهادی و اصلاح نظام های اداری تبدیل شده است. با این حال، تجربه کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که موفقیت یک خط مشی در بستر مبدا، لزوما به معنای قابلیت انتقال موفق آن به بستر مقصد نیست. زیرا فرایند انتقال، صرفا جابه جایی یک ابزار یا الگوی اجرایی نیست، بلکه ورود یک منطق حکمرانی به درون ساختارهای نهادی، هنجارهای اداری، مناسبات قدرت و ظرفیت های اجرایی متفاوت است. در بخش عمومی نیز بسیاری از سیاست ها، برنامه ها و الگوهای اصلاحی که با الهام از تجارب بیرونی طراحی یا اقتباس شده اند، در مرحله اجرا با نوعی استحاله، کندی، مقاومت یا ناکارآمدی مواجه شده اند. این مسئله نشان می دهد که مانع اصلی، صرفا در سطح طراحی فنی سیاست قرار ندارد، بلکه در لایه های عمیق تر ساختاری و نهادی ریشه دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بومی تحلیل موانع ساختاری و نهادی انتقال خط مشی در بخش عمومی انجام می شود. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد متنی است. بدین معنا که با اتکا به تحلیل نظام مند متون تخصصی، اسناد سیاستی، اسناد بالادستی، مطالعات معتبر مرتبط با انتقال خط مشی و نیز داده های تفسیری برگرفته از منابع خبرگانی، تلاش می شود مقولات اصلی، روابط میان آن ها و منطق درونی موانع انتقال استخراج و صورت بندی شود. انتظار می رود بر پایه این فرایند، الگویی مفهومی پدید آید که بتواند موانع انتقال خط مشی را در سطوحی همچون ساختار بوروکراتیک، ظرفیت نهادی، تعارض منافع، گسست گفتمانی، ضعف هماهنگی بین سازمانی، ابهام در اقتباس و ناسازگاری زمینه ای تبیین کند. اهمیت این پژوهش در آن است که به جای نگاه تجویزی و ساده سازانه به انتقال خط مشی، بر ضرورت فهم بستر نهادی پذیرنده تاکید می کند و می کوشد چارچوبی بومی برای ارزیابی امکان پذیری، محدودیت ها و پیش شرط های انتقال در نظام اداری ارائه دهد. یافته های این مطالعه می تواند هم در غنای ادبیات سیاست گذاری عمومی و انتقال خط مشی موثر باشد و هم مبنایی تحلیلی برای تصمیم گیران و طراحان سیاست فراهم آورد تا پیش از اقتباس سیاست های بیرونی، سازگاری نهادی و قابلیت اجرایی آن ها را به صورت واقع بینانه ارزیابی کنند.
کلیدواژه ها:
انتقال خط مشی ، موانع ساختاری ، موانع نهادی ، بخش عمومی ، نظریه داده بنیاد متنی ، الگوی بومی تحلیل ، سیاست گذاری عمومی
نویسندگان