تسریع تامین مالی پایدار از سوی سرمایه گذاران بریتانیایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HMODIR10_021

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گذار نظام انرژی به سوی کربن زدایی و تحقق هدف خالص صفر مستلزم بسیج منابع مالی عظیم و بازآرایی جهت جریان سرمایه به سمت فعالیت ها و دارایی های کم کربن است. با وجود اجماع فزاینده درباره ضرورت گذار به انرژی پاک، شواهد نشان می دهد که حجم تامین مالی سبز و سرمایه گذاری در پروژه های پایدار همچنان کمتر از سطح مورد نیاز باقی مانده و شکاف مالی سبز به عنوان یک گره ساختاری در نظام مالی معاصر تداوم یافته است. در این میان، سرمایه گذاران نهادی از جمله صندوق های بازنشستگی، شرکت های بیمه، مدیران دارایی و سایر نهادهای بزرگ سرمایه گذاری به دلیل مقیاس دارایی تحت مدیریت و نفوذشان بر تخصیص منابع در موقعیتی قرار دارند که می توانند مسیر گذار انرژی را تسریع یا کند کنند. پژوهش حاضر با اتکا به یک چارچوب مفهومی مبتنی بر نظریه پیچیدگی اندرسون (۱۹۹۹) و با رویکردی رفتاری سیستمی، به بررسی این مسئله می پردازد که انتظارات و ادراک سرمایه گذاران نهادی از آینده گذار انرژی چگونه بر رفتار آنان در حوزه سرمایه گذاری پایدار، انتخاب پرتفوی، قیمت گذاری ذهنی ریسک ها و تصمیم به ورود یا تعویق سرمایه گذاری در دارایی های کم کربن اثر می گذارد. روش پژوهش کیفی استقرایی و اکتشافی بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ سرمایه گذار نهادی در بریتانیا گردآوری شده است. سپس برای استخراج ساختارهای ذهنی و روابط میان مفاهیم از نقشه برداری شناختی و علی بهره گرفته شده است (ایدن ۲۰۰۴). یافته ها نشان می دهد رفتار سرمایه گذاران نهادی در مواجهه با گذار انرژی را نمی توان صرفا با منطق خطی ریسک-بازده کوتاه مدت توضیح داد؛ بلکه تصمیم آنان محصول برهم کنش شبکه ای از متغیرهای به هم پیوسته است از جمله انتظار نسبت به سرعت و برگشت ناپذیری گذار، انرژی، سطح عدم قطعیت، ثبات سیاستی و تنظیم گری، نحوه ارزش گذاری دارایی ها و نگرانی درباره کاهش ارزش دارایی های فسیلی (دارایی های گرفتار). همچنین پژوهش نشان می دهد حلقه های بازخوردی در نظام مالی و انرژی می توانند حمایت از سرمایه گذاری پایدار را تقویت یا تضعیف کنند؛ به گونه ای که تغییر در یک مولفه (مثلا شفافیت سیاستی) از مسیر چند واسطه اثرات بزرگ تری بر رفتار سرمایه گذار ایجاد می کند. در نهایت مقاله نتیجه می گیرد که سیاست گذاری گذار انرژی باید با درک پیچیدگی های رفتاری سرمایه گذاران نهادی، ناهمگنی آنان و روابط غیرخطی میان متغیرها همراه باشد؛ زیرا در غیر این صورت مداخلات تک ابزاری یا توصیه های صرفا هنجاری قادر به پر کردن شکاف مالی سبز نخواهد بود.