آزادی بیان و فیلترینگ در عصر دیجیتال مقایسه رویکرد جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LPLSCOS02_015

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

عصر دیجیتال با تمام دستاوردهایش حق بنیادین ابراز عقیده را با چالش بزرگی به نام سد دسترسی یا همان فیلترینگ روبرو کرده است؛ ابزاری که ابتدا برای مهار جرایم مجازی بنا شد اما به مرور به اهرمی برای جهت دهی به افکار عمومی تغییر شکل داد. این نوشتار با رویکردی مقایسه ای دو الگوی تماما متفاوت یعنی مداخله مستقیم و علنی حاکمیت در ایران را در برابر کنترل غیر مستقیم و الگوریتمی رسانه های بزرگ فناوری در غرب قرار می دهد. برای بررسی عمق این محدودیت ها اندیشه های دو متفکر از دو خاستگاه متفاوت به کار گرفته شده اند؛ آیزایا برلین با تاکید بر مرزبندی آزادی منفی و رد هرگونه سرپرستی اجباری بر انسان و علامه نائینی با نظریه مهار قدرت حاکم و لزوم دیده بانی مردم بر امانت حکمرانی. هر دو اندیشمند در این نقطه هم صدا هستند که هیچ قدرتی حق ندارد به بهانه صلاح دید، فرد حق انتخاب را از او سلب کند. ارزیابی عینی این دو مسیر نشان می دهد که هر دو نظام، حریم انتخاب آزادانه کاربران را به شدت تنگ کرده اند اما تفاوت اصلی در ظرافت اعمال این محدودیت هاست. غرب با تکیه بر حذف های پسینی، جریمه های ساختاری و هدایت پنهان پلتفرم ها توانسته بدون برانگیختن حساسیت های عمومی روایت مدنظر خود را پیش ببرد. در سوی دیگر شیوه انسداد کلی و زیرساختی در ایران نه تنها در اقناع جامعه موفق نبوده بلکه طبق آمارهای تحلیلی شبکه های اجتماعی، به یک جنگ مغلوبه و عقب نشینی جریان های میانه به نفع طیف های رادیکال منجر شده است. در نهایت این پژوهش با تکیه بر ضرورت بومی سازی مفهوم آزادی و پیوند میان کرامت انسانی، اصل اباحه و مهار، قدرت مدلی را پیشنهاد می دهد که در آن فیلترینگ از حالت یک دیوار دولتی خارج شده و به ابزاری شفاف، قانونمند و تحت نظارت نخبگان جامعه تبدیل می شود تا به جای قیم مآبی، کلید انتخاب مجددا به دست خود شهروندان سپرده شود.

نویسندگان

علی فرمانی

دانشجوی ارشد حقوق عمومی دانشگاه مفید قم