دیپلماسی عمومی اسرائیل در آسیای مرکزی: چالش ها، فرصت ها، واقعیت ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LPLSCOS02_083

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی دیپلماسی عمومی اسرائیل در کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می پردازد. با توجه به اهمیت فزاینده منطقه آسیای مرکزی در معادلات بین المللی و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی و منابع طبیعی آن، درک رویکردها و استراتژی های دیپلماتیک اسرائیل در این منطقه حائز اهمیت است. دیپلماسی عمومی به عنوان ابزاری کلیدی در سیاست خارجی نوین نقش مهمی در شکل دهی به تصویر و منافع ملی ایفا می کند. این مقاله با اتکا به مبانی نظری قدرت نرم، برندسازی ملی و دیپلماسی کارکردی به تحلیل ابزارهای مورد استفاده اسرائیل در بخش هایی نظیر فناوری، کشاورزی، آب و انرژی، آموزش و فرهنگ در این منطقه می پردازد. همچنین رویکرد هر یک از دولت ها و جوامع پنج کشور آسیای مرکزی قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان نسبت به دیپلماسی عمومی اسرائیل مورد بررسی قرار گرفته و چالش ها و فرصت های پیش روی این دیپلماسی از جمله افکار عمومی، حساسیت های مذهبی و سیاسی، روایات منطقه ای و مزیت های تکنولوژیک تحلیل می شود و در نهایت سیاست گذاری و راهبردهای دولت اسرائیل برای ارتقاء و تعمیق این روابط بررسی خواهد شد. همچنین می توان مشاهده نمود که کشورهای آسیای مرکزی با درک جایگاه ژئوپلیتیک حساس خود در میان قدرت های بزرگ (روسیه، چین) و در همسایگی ایران رویکردی چندوجهی و عمل گرایانه در قبال اسرائیل اتخاذ کرده اند. از یک سو این کشورها از مزایای همکاری با اسرائیل در حوزه هایی که به توسعه اقتصادی و فنی آن ها کمک می کند استقبال می کنند که این همکاری ها عمدتا بر «دیپلماسی اقتصادی» و همکاری های فنی-امنیتی در سطوح غیرحساس مانند مبارزه با جرایم سازمان یافته، تروریسم و امنیت سایبری متمرکز شده و از سوی دیگر با احتیاط عمل نموده تا از ایجاد تنش با بازیگران اصلی منطقه ای و جهانی به ویژه روسیه و چین اجتناب نمایند. این رویکرد محتاطانه باعث می شود تا روابط دیپلماتیک و همکاری های دولت های آسیای مرکزی با اسرائیل عمدتا در چارچوب منافع ملموس و بدون برجسته سازی ایدئولوژیک دنبال شود. بر این اساس پس از فروپاشی شوروی کشورهای تازه استقلال یافته منطقه استراتژی موازنه سازی را به عنوان اصل کلیدی سیاست خارجی خود برگزیدند. این استراتژی به معنای برقراری و حفظ روابط متوازن با قدرت های مختلف جهانی و منطقه ای بوده تا از وابستگی انحصاری به یک قدرت جلوگیری شده و حداکثر منافع ملی تامین گردد. در این چارچوب اسرائیل نیز به عنوان یک «شریک استراتژیک غیرمتعارف» تلقی می شود دولتی که می تواند بدون ایجاد چالش مستقیم برای منافع روسیه یا چین به تنوع بخشی به روابط خارجی آسیای مرکزی کمک کند. این کشورها از تکنولوژی، تخصص و سرمایه گذاری اسرائیل بهره برده در حالی که روابط خود با قدرت های بزرگ را نیز حفظ می کنند. این رویکرد پنجره فرصتی را برای اسرائیل فراهم آورده تا نفوذ خود را در منطقه ای که پیش از این تحت سلطه بازیگران سنتی بود گسترش دهد.

نویسندگان

سعید پهلوان زاده رحیمی

کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس