موانع به کارگیری فناوری هوش مصنوعی در کسب و کارهای کوچک متوسط
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HUCONF06_099
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک فناوری تحول آفرین، پتانسیل بالایی برای ارتقای بهره وری، نوآوری و مزیت رقابتی در کسب وکارها دارد. با این حال، کسب وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) به دلیل محدودیت های ساختاری و منابع، در بهره گیری موثر از AI با چالش های جدی مواجه اند. با وجود رشد پژوهش ها در این حوزه، همچنان یکپارچگی و دسته بندی روشنی از موانع پیش روی SMEs ارائه نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تحلیل روابط میان موانع به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکرد مرور توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل اسنادی، مطالعات مرتبط با هوش مصنوعی، تحول دیجیتال و SMEها را در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۶ بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که موانع را می توان در شش دسته اصلی طبقه بندی کرد: (۱) مالی و اقتصادی (مانند هزینه های بالا و ابهام در بازگشت سرمایه)، (۲) فناورانه و زیرساختی (ضعف زیرساخت و نرم افزارهای متناسب)، (۳) امنیتی و اطلاعاتی (کیفیت پایین، کمبود داده و مسائل حریم خصوصی)، (۴) انسانی و مهارتی (کمبود نیروی متخصص و سواد دیجیتال)، (۵) مدیریتی و راهبردی (نبود برنامه ریزی، مقاومت در برابر تغییر و عدم آمادگی سازمانی) و (۶) نهادی، قانونی و اکوسیستمی (نبود قوانین شفاف، حمایت های ناکافی و شکاف دیجیتال). یافته کلیدی آن است که این موانع به صورت متقابل و تشدیدکننده عمل می کنند؛ برای نمونه، ضعف زیرساخت، کمبود مهارت و نبود حمایت قانونی، به طور هم زمان هزینه ها را افزایش داده و ریسک سرمایه گذاری را بالا می برند. رفع موانع یادشده، نیازمند یک راهبرد یکپارچه است که هم زمان به توسعه زیرساخت های فناورانه، ارتقای سرمایه انسانی، تامین مالی هدفمند، توانمندسازی مدیریتی و اصلاح محیط نهادی بپردازد. همچنین پیشنهاد می شود سیاست گذاران با ایجاد مراکز رشد تخصصی AI و ارائه مشوق های مالیاتی، زمینه پذیرش هوشمندانه این فناوری را در SMEها فراهم آورند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا چترسفید
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار دانشگاه خوارزمی تهران
محمد نوروزی
کارشناسی مدیریت بازرگانی دانشگاه محقق اردبیلی اردبیل