تحلیل نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دانش محور بر مسیرهای علی مدل استقرار مدیریت دانش مبتنی بر فناوری های نوظهور

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMECONF15_085

تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش تعدیل گر فرهنگ سازمانی دانش محور بر مسیرهای علی مدل استقرار مدیریت دانش مبتنی بر فناوری های نوظهور بلاکچین، اینترنت اشیاء و رسانه های اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی ایران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی تعدیلی است. مدل مفهومی پژوهش، فرهنگ سازمانی دانش محور را به عنوان متغیر تعدیل گر بر سه مسیر اصلی بلاکچین به رسانه های اجتماعی، اینترنت اشیاء به رسانه های اجتماعی، و رسانه های اجتماعی به مدیریت دانش وارد می کند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته با ۵۹ گویه از ۳۵۰ نفر از مدیران و کارشناسان سازمان تامین اجتماعی که به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و روش شاخص های ضرب شده تحلیل شد. یافته های توصیفی نشان داد که میانگین تمامی سازه های اصلی پژوهش از جمله فرهنگ سازمانی دانش محور (۲٫۸۱ از ۵) پایین تر از سطح متوسط است. نتایج تحلیل تعدیل گری نشان داد که فرهنگ سازمانی دانش محور هر سه مسیر اصلی مدل را به طور مثبت و معناداری تقویت می کند؛ قوی ترین اثر تعدیلی مربوط به مسیر رسانه های اجتماعی به مدیریت دانش با ضریب تعاملی ۰٫۲۲۷۰۰ و اندازه اثر ۰٫۱۴ بود. تحلیل شیب ساده آشکار ساخت که در سازمان هایی با فرهنگ دانشی ضعیف، رابطه میان رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش با ضریب ۰٫۱۳۶ اساسا نامعنادار می شود، در حالی که در سطح بالای فرهنگ این ضریب به ۰٫۵۹۰ جهش پیدا می کند. همچنین، تحلیل میانجی گری تعدیل شده نشان داد که اثر غیرمستقیم بلاکچین بر مدیریت دانش از طریق رسانه های اجتماعی، از ۰٫۱۴۲ (نامعنادار در سطح پایین فرهنگ) به ۰٫۴۴۷ بیش از سه برابر در سطح بالای فرهنگ افزایش می یابد. این یافته ها نشان می دهد که فرهنگ سازمانی دانش محور نه تنها یک تعدیل گر ساده بلکه یک کاتالیزور سیستمی است که کل زنجیره ارزش فناوری های نوظهور را فعال و تقویت می کند. مهم ترین دلالت راهبردی این پژوهش اولویت بخشی به فرهنگ سازی به عنوان پیش نیاز یا هم راستا با پیاده سازی فناوری است چرا که بدون وجود یک فرهنگ حامی سرمایه گذاری در فناوری های پیشرفته ای چون بلاکچین و رسانه های اجتماعی، بازدهی معناداری برای مدیریت دانش سازمان به همراه نخواهد داشت.

نویسندگان

علیرضا مرسلی

دانشجوی دکتری مدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب و کار هوشمند، دانشگاه آزاد اسلامی قم، ایران

البرز حاجی خانی

استادیار گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی هیدج، ایران

ثریا کریمی

استادیار گروه ریاضی واحد قم دانشگاه آزاد اسلامی قم، ایران