تحلیل ساختار مکالمه ای دیالوژیک در «بوف کور» بر اساس نظریه باختین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EJPS11_004
تاریخ نمایه سازی: 22 شهریور 1405
چکیده مقاله:
رمان بوف کور صادق هدایت به عنوان یکی از برجسته ترین آثار ادبیات مدرن، فارسی متنی چندلایه و آکنده از تنش های روایی گفتمانی و روان شناختی است. نظریه دیالوژیک میخاییل باختین امکان می دهد تا این اثر نه صرفا به عنوان روایتی فرد محور بلکه به منزله میدان تضارب صداها، گفتمان ها و آگاهی های ناهمساز خوانده شود. در این پژوهش، ساختار مکالمه ای بوف کور با تمرکز بر چند صدایی، گفت و گومندی، ناهمزمانی آگاهی ها و نسبت میان «راوی»، «دیگری»، و «صداهای پنهان» تحلیل می شود. بررسی نشان می دهد که هدایت از طریق شکستن انسجام روایت کلاسیک، چند پارگی، زمان گسست، زبانی و قرار دادن راوی در برابر صداهای مرموز و متضاد نوعی گفت و گومندی رادیکال خلق می کند که در آن هویت سوژه دائما میان گفتار خود و دیگری در نوسان است. همچنین تقابل میان دو بخش اصلی رمان از منظر باختینی به عنوان کشاکش دو نظام گفتمانی - یکی اسطوره وار و شاعرانه و دیگری واقع گرایانه و روزمره - بازخوانی می شود که در نهایت به چندصدایی ساختاری متن منتهی می گردد. نتیجه آن که بوف کور را می توان متنی عمیقا دیالوژیک دانست که با فراخواندن صداهای گوناگون مرز میان روایت فردی و گفت و گویی اجتماعی را در هم می شکند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرزانه بیاتی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین الملل امام خمینی قزوین