از خود تنظیمی به گسست اخلاقی؛ خوانشی از داستان «بچه مردم» بر اساس نظریه بندورا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_242

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

داستان «بچه مردم» از جلال آل احمد با نگاهی اجتماعی و روان شناختی به مسئله فقر، طلاق، بی پناهی زنان و رهاشدگی کودکان می پردازد. این داستان که به شیوه تک گویی درونی روایت می شود، ذهن و احساسات زنی را نشان می دهد که در اثر فشارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ناچار می شود فرزند خود را رها کند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی بر آن است تا این داستان را بر اساس نظریه «خودتنظیمی» از آلبرت بندورا تحلیل کند و در این راستا به ارتباط فرم (زبان، شیوه روایت، نمادپردازی) با محتوای داستان نیز بپردازد. بندورا معتقد است انسان ها رفتارهای خود را بر اساس کنترل درونی و معیارهای اخلاقی تنظیم می کنند، اما در برخی موقعیت ها با فرایندی به نام «گسست اخلاقی» دست به اعمالی می زنند که با باورها و اصول اخلاقی آن ها در تضاد است. تحلیل داستان نشان می دهد که شخصیت زن داستان هنگام رها کردن فرزندش، از مکانیزم های مختلف گسست اخلاقی استفاده می کند؛ از جمله توجیه اخلاقی، مقایسه تسکین بخش، نادیده گرفتن پیامدها، سرزنش قربانی و جابه جایی مسئولیت. همچنین داستان نشان می دهد که چگونه فقر اقتصادی، وابستگی زنان و ساختار مردسالار جامعه می تواند توانایی خودتنظیمی فرد را تضعیف کند و او را به تصمیم هایی خلاف احساسات و باورهایش سوق دهد.

نویسندگان

نجمه نظری

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا

فاطمه سادات موسوی

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا