نقش سکوت و غیاب در رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_241

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری از مهم ترین نمونه های رمان مدرن فارسی است که در آن معنا نه صرفا از طریق رخدادهای آشکار، بلکه از خلال حذف ها، سکوت ها، گسست ها و غیاب ها شکل می گیرد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر خوانش نزدیک متن، به بررسی نقش سکوت و غیاب در ساختار روایی این رمان می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که سکوت و غیاب چگونه در سطوح مختلف روایت، ازجمله شخصیت پردازی، فضا، زبان و ساختار روایی، عمل می کنند و چگونه به تولید معنا می انجامند. چارچوب نظری مقاله بر هدف بررسی دیدگاه های سیمور چتمن درباره ی تمایز میان «داستان» و «گفتمان» و نیز دیدگاه رولان بارت درباره ی نقش خلاها، شکاف ها و ناگفته ها در فرایند معنا سازی استوار است. یافته های سکوت صرفا فقدان گفتار نیست، بلکه نوعی زبان منفی و سازوکاری فعال برای بازنمایی زوال، سرکوب، خاطره و بحران ارتباطی است. همچنین غیاب شخصیت هایی چون فخرالنساء و حضور اشیاء، خانه و بدن بیمار شازده، ساختار روانی و تاریخی رمان را شکل می دهند. نتیجه ی پژوهش حاکی از آن است که گلشیری با تبدیل غیاب به حضوری روانی و سکوت به نوعی بیان غیرمستقیم، یکی از پیچیده ترین نمونه های روایت مدرن فارسی را پدید آورده است.

نویسندگان

نجمه دژاگاه

دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر موسسه آموزش عالی آپادانا، شیراز، ایران

ستاره احسنت

استادیار گروه هنر، موسسه آموزش عالی آپادانا، شیراز، ایران