مقایسه رویکرد زبان شناسی و تاریخ نگاری در تحلیل و کشف رمز کتیبه بیستون
محل انتشار: نهمین همایش بین المللی زبان و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADABICONF09_238
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
کتیبه بیستون به عنوان یکی از مهم ترین متون چندزبانه جهان باستان، نقشی بنیادین در رمزگشایی خط میخی و در نتیجه، شکل گیری مطالعات نوین درباره تاریخ شاهنشاهی هخامنشی به جای آورده است. پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی، به بررسی دو اثر «زبان های خاموش» نوشته یوهان فریدریش، ترجمه ی بدرالزمان قریب و «ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی» اثر میخائیل داندایوف، ترجمه ی روحی ارباب می پردازد تا تفاوت ها و نسبت میان دیدگاه زبان شناختی و تاریخ نگارانه در تحلیل کتیبه بیستون را تبیین کند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. بررسی ها نشان می دهد که در رویکرد زبان شناختی، این کتیبه به مانند متنی سری و رمزآلود انگاشته شده و با تکیه بر عوامل مختلفی از قبیل ساختار نسبتا ساده خط فارسی باستان، چندزبانه بودن و شناسایی و کشف نام های خاص، فرآیند خوانش آن امکان پذیر شده است؛ در حالی که در رویکرد تاریخ نگارانه، کتیبه بیستون به عنوان سندی ایدئولوژیک و سیاسی برای بازنمایی قدرت و تثبیت مشروعیت حکومت داریوش یکم تحلیل می شود. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که فهم جامع این کتیبه تنها در پرتو کنش میان دو حوزه ی زبان شناسی تاریخی و تاریخ نگاری امکان پذیر است و هر یک بدون وجود دیگری درکی ناقص را به دنبال خواهد داشت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهوش قیاسی نیک
دکتری زبان و ادبیات فارسی، پردیس بین المللی کیش دانشگاه تهران